Interior and exterior design & best Decorators wooden - ash wood چوب اش یک چوب بسیار زیبا و گرانقیمت گره چینی مشبک ، معرق ، کهنه کاری ، اتشکاری ، چلنگری ، نقاشی چوب ، سایت جامع پیمانکاران ، ساختمان ،چوب ، چوب کاج ، چو…
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۳
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

مبادا گره‌ها بشکند

مریم پورمحمد فتالی:
قصه از آنجا شروع شد که یکی از گوشواره‌هایم را گم کردم و برای پیدا کردنش آن قدر صورتم را از پهلو به فرش‌های خانه چسباندم که دیگر حتی پرزهای رنگی آنها را به‌خوبی می‌شناختم

گوشواره پیدا نشد، اما به جای آن سؤالی در ذهنم پیدا شد! نقش فرش‌های خانه با هم فرق داشتند، چرا من نقش و رنگ قالی شش‌متری اتاق پذیرایی‌مان را از بقیه بیشتر دوست داشتم؟

گاهی چنان غرق یکنواختی می‌شوم که باید تلنگری به یادم بیاورد چیزهایی که خیلی به آنها نزدیک هستم ویژگی‌های خاصی دارند. مثلاً همین قالی؛ ما که لحظه‌های زیادی از زندگی‌مان در کنار و روی این اثرهای با ارزش هنری که سابقه چند هزار ساله‌ای را پشت سر دارند، می‌گذرد، تا به حال چند بار به طرح و نقش و رنگشان نگاه کرده‌ایم؟

به جای گوشواره گم‌شده رفتم به دنبال پاسخ سؤال جدیدم:

بهترین جا برای پیدا کردن جواب، کتابخانه بزرگ پدر بود.

مطمئن بودم حتماً یک کتاب درباره قالی در آن پیدا خواهم کرد. با این حال اول رفتم سراغ فرهنگ معین. آنجا بود که فهمیدم «فرش» یک کلمه عربی است به‌معنی هر چیز گستردنی، و قالی هم فرشی است که با الیاف حیوانی مثل پشم و ابریشم و الیاف گیاهی مانند پنبه و کتان تهیه می‌شود. اطلاعات دیگری هم زیر کلمه قالی نوشته شده بود، مثلاً این که قالی در دسته‌بندی هنرهای تصویری در رده منسوجات قرار دارد و عوامل تشکیل‌دهنده آن نقش، طرح، رنگ آمیزی، زمینه و بافت است.

قالی خشتی

من که فکر می‌کردم قالی بافتن خیلی ساده است، یواش‌یواش متوجه شدم که این کار به این‌سادگی‌ها هم نیست. اولین مرحله آن ریسندگی و تهیه نخ برای درست کردن تار و پودهاست. تارهایی که روی دار قالی بسته می‌شوند تا گره‌های رنگی را روی آنها بزنند و پودهایی که لابه‌لای گره‌ها قرار می‌گیرند و آنها را به تارها محکم می‌کنند.

کتاب دیگری پیدا کردم که راجع به قالی بود، با یک عالمه عکس. با دیدن چند عکس فهمیدم که دار به دو صورت عمودی یا افقی روی زمین قرار می‌گیرد. گلوله‌های نخ‌های رنگی هم بر دار آویخته می‌شوند. در عکس دیگری دخترهایی با لباس‌های محلی پشت دار نشسته بودند و از روی نقشه‌ای که جلویشان بود، قالی را می‌بافتند. تصور این که یک قالی به این بزرگی با تک‌گره‌های بسیار بافته می‌شود، تنم را لرزاند.

دار قالی عمودی

هر چه بیشتر می‌خواندم فرق قالی اتاق پذیرایی را با قالی اتاق کتابخانه بیشتر می‌فهمیدم. اولی قالی تبریز بود و دومی قالی خشتی ساروق؛ چون قالی‌های ایرانی بیشتر به محل بافتشان مشهور هستند، مانند اصفهان، کاشان، مشهد، تبریز، ساروق و ... اما در کنار این تقسیم‌بندی، تقسیم‌بندی دیگری بر اساس شکل و طرح قالی نیز وجود دارد. من توانستم طرح‌های زیر را به‌خاطر بسپارم:

طرح شاه‌عباسی : اساس این طرح را گل و بته خاصی که به «گل شاه‌عباسی» معروف شده تشکیل می‌دهد.

این گل به همراه اسلیمی‌ ها و سایر نقش‌های معمول در قالی، نقش اصلی حاشیه و متن قالی را به‌وجود می‌آورند.

قالی با طرح گل‌های شاه عباسی

طرح اسلیمی: نقش اصلی این طرح شاخه‌های مارپیچی از طرح‌های تزیینی هستند که با گل و برگ احاطه شده و انشعاب آنها به نقش اسلیمی ختم می‌شود. معروف‌ترین اسلیمی، اسلیمی دهن‌اژدری است. در این نوع اسلیمی انتهای هر شاخه به دو بخش متقارن منشعب می‌شود و به‌صورت دهان اژدها در می‌آید.

اسلیمی دهن‌اژدری

طرح گلدانی: نقش اصلی این طرح، گلدانی است مزین به شاخه‌های گل. ممکن است یک گلدان بزرگ تمام قالی را بپوشاند یا نقش گلدان‌های کوچک در سراسر فرش تکرار شود. 
طرح درختی: هرچند استفاده از طرح ساده و انتزاعی شاخه‌ها در قالی ایران بسیار معمول است، اما نقش‌های درختی به فرم‌های طبیعی شباهت زیادی دارند. در این طرح شکل درخت و شاخ‌وبرگ و بته‌ها نقش اصلی را تشکیل می‌دهند. گاهی در میان شاخ و برگ درخت‌ها، پرندگان و در پای آنها حیوان‌های وحشی دیده می‌شود که در این صورت به طرح آن،«درخت حیوان‌دار» می‌گویند.

طرح شکارگاه: مانند طرح درختی حیوان‌های موجود در این طرح بسیار نزدیک به طبیعت رسم و بافته می‌شوند. شکارگاه خشتی، شکارگاه لچکی و شکارگاه افشان از انواع طرح‌های فرعی این طرح هستند.

طرح بته‌ای: اساس این طرح را نقش سرو خمیده (یا همان بته) که از قدیمی‌ترین نقش‌های ایرانی است تشکیل می‌دهد. در قالی ایرانی این طرح شکل‌ها و اندازه‌های متنوعی دارد. بعضی از طرح‌های مشهور بته عبارت اند از: بته‌جقه، بته سرابند، بته‌خرقه‌ای، بته قلمدان اصفهان، بته سنندجی و بته افشاری.

قالی بته جقه‌ای

طرح خشتی: در این طرح، قالی با شکل‌‌های هندسی مربع و لوزی شبکه‌بندی شده است و داخل هر یک از خانه‌های این شبکه نقش‌هایی متنوع دیده می‌شود، نقش‌هایی مثل گلدان گل، بته، شاخه گل، درخت‌های گوناگون، به‌خصوص سرو و بید و پرندگان. این‌خانه‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که هر کدام از نظر شکل و محتوا از خانه‌های کناری‌اش کاملاً جداست.

طرح محرابی: الهام‌بخش طراحان نقش قالی در به وجود آوردن این طرح، شکل محراب است. متن فرش‌های محرابی گاهی ساده و بدون نقش و گاهی پوشیده از نقش‌ها و گل‌های شاه‌‌عباسی است. در برخی دیگر از انواع این طرح، در متن محراب، نقش گلدان با شاخه‌های گل یا قندیلی آویزان از سقف محراب دیده می‌شود.

قالی محرابی

***
در دشت همیشه‌سبز قالی، آرام قدم می‌زنم و به هزاران هزار گره‌رنگ‌به‌رنگ چشم می‌دوزم و به‌دست‌هایی که با ظرافت هر چه تمام‌تر گره در گره زده‌اند، آفرین می‌فرستم. فقط یادم باشد این بار قدم‌هایم را نرم‌تر بر گل‌ها بگذارم، مبادا گره‌های ظریف زیر پاهایم بشکند.

لینک مطلب: همشهری انلاین

برچسب‌ها: فن و هنر ایران زمین, هنر, هنر اسلامی, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۳
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

آشنایی با هنرهای سنتی ایران  

 آشنایی با هنرهای سنتی ایران (4)

نویسنده: سید رضا حسینی




 

صنایع فلزی

امروزه با توجه به تجربه های چند هزار ساله و پیشرفت دانش بشری در رشته گوناگون هنرمندان با استفاده از فلزاتی چون طلا - نقره - مفرغ - برنج - مس - ورشو و فولاد به ساخت و تزئین اشیاء می پردازند. این رشته ها عبارتند از: دواتگری - قلمزنی - چاقو سازی - قفل سازی - کوفته گری - طلاکوبی - زرگری - ملیله سازی - فیروزه کوبی - مینا کاری و...

قلمزنی

در زمینه ی قلمزنی بر روی فلزات، اصفهان می تواند مهد این هنر قلمداد شود. هر چند که در سایر نقاط ایران مانند تهران نیز در این زمینه فعالیت دارند. مواد اولیه قلمزنی فلزات مس و برنج و در کارهای خیلی ظریف نقره یا طلا می باشد.
دو گروه ابزار جهت قلمزنی یا به طور کلی صنایع فلزی مورد استفاده قرار می گیرد.
1- ابزار برای ساخت زیر کار محصول: دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره، سندان و چکش.
2- ابزار قلمزنی: دستگاه قیر آب کنی، پرگار، چکش قلم زنی، انواع قلم با شماره ها و نوکهای مختلف که مقطع هر کدام شکل و نقشی متفاوت دارد.
نحوه ی کار: بعد از ساخت زیرکار ابتدا پشت کار را با قیر می پوشانند به جهت جلوگیری از خم شدن فلز در هنگام چکش زدن و همینطور جلوگیری از صدای زیاد، سپس طرح را بر روی زمینه منتقل و با قلمهائی که مقطع آنها به شکلهای متفاوت است شروع به قلمزنی می کنند.
در قلمزنی شیوه های متفاوتی وجود دارد از قبیل عکس، زمینه پر، منبت، برجسته، مشبک، قلمگیری.
شیوه ی زمینه پر: با ایجاد بافت در زمینه بدون اختلاف سطح طرح مورد نظر را نشان می دهند.
شیوه ی منبت: با ایجاد اختلاف سطح بین زمینه و نقش که بستگی به قطر فلز دارد نقش نمایان می گردد (تصویر 25).

(تصویر 25)
شیوه ی برجسته: اختلاف سطح بیشتر از روش منبت است و از دو جهت به ظرف ضربه وارد می شود. زمینه از بیرون پائین رفته و موضوع از پشت بالا می آید و نقش برجسته نشان داده می شود. برای ظروفی که امکان ضربه زدن از ظرف مهیا است مورد استفاده قرار می گیرد.
شیوه ی مشبک: در این روش زمینه بریده شده و نقش نمایان می شود. در این روش طرح باید از لحاظ خطی به یکدیگر متصل باشد.
شیوه ی قلمگیری: با ایجاد خراش و شیار فلز تزئین پیدا می کند.

ملیله کاری

در ایران قدمتی در حدود 550 تا 330 ق.م دارد و قدیمی ترین آن مربوط به دوران اشکانی است. این هنر در اصفهان، زنجان، تهران، تبریز و شیراز انجام می شود. تولیدات اصفهان بیشتر تزئینی است و تولیدات زنجان بیشتر جنبه ی مصرفی دارند و در تهران نیز در زمینه ی ساخت جواهرات انجام می شود.
ماده ی اصلی در حال حاضر نقره است، بدین ترتیب که شمشهای نقره را ذوب کرده و در قالب به شکل مفتولهائی با قطر یک سانتی متر در می آورند، سپس در دستگاه حدیده مفتولها را کوچکتر و ریزتر می کنند.
طریقه ی کار بدین شکل است که ابتدا براساس شی یا طرحی که می خواهند بسازند مفتولها را روی میز با خم کردن و ایجاد شکلهای دلخواه کنار هم قرار می دهند این میز معمولاً از جنس فلز است (چدن) قبل از چیدن مفتولهای شکل داده شده، زمینه ی کار را بوسیله ی موم پر می کنند و یک رشته ی سیم ضخیم به دور قالب قرار می دهند تا محیط آن مشخص شود. بعد از چیدن مفتولها میز را گرم کرده و طرحها از موم جدا می شوند سپس محل اتصالات را با پودر براکس و پودر نقره پر می کنند و با حرارت آنها را به هم متصل می کنند چون در اثر حرارت رنگ نقره کدر می شود آن را در محلول اسید استیک شستشو داده و براق می کنند و در نهایت به شکل ظرف یا اشیاء دیگر خم می کنند (تصویر 26).

(تصویر 26)

کوفته گری

در اصل همان ساخت اشیاء آهنی است که در آثار هنری با فولاد ایجاد شده و توسعه یافته است و از دوران هخامنشیان تا امروزه رواج داشته است.
آنچه امروزه از آن یاد می بریم که استفاده از فولاد و زرگری و طلاکوبی روی آن است از زمان سلجوقیان رواج یافته است.
در دوره ی صفویه بخاطر رسمیت یافتن مذهب شیعه در ساخت علم و کتل از آن استفاده کرده اند. در کوفته گری ابتداء طرح را روی ورق فولادی منتقل کرده و آن را می برند. ورق را در کوره قرار داده و بعد از سرخ شدن با سندان و چکش کاری آن را شکل می دهند سپس اجزاء آن را با جوش آهن یا برنج به یکدیگر متصل می کنند (تصویر 27).

(تصویر 27)

طلاکوبی و نقره کوبی

ایجاد زمینه ای با طلا یا نقره بر روی فولاد را طلا کوبی یا زرکوبی یا مطلا کاری و در صورت استفاده از نقره، نقره کوبی گویند.
ابزار عمده زرکوب کارد طلاکوبی است. ابتداء زمینه ی را با کارد طلاکوبی کنده و سپس مفتول طلا یا نقره را در آن گذاشته و با چکش می کوبند. سپس با سنگ عقیق یا یشم پرداخت می کنند. در گذشته بر روی زمینه های مس - برنج و مفرغ انجام می شده است ولی امروزه بر روی زمینه ی فولادی انجام می شود بخصوص در شهرهای اصفهان و تهران (تصویر 28).

(تصویر 28)

زرگری و جواهر سازی

ساخت زیورآلات از طلا یا نقره را می گویند و اگر از سنگهای قیمتی استفاده شود آن را جواهر سازی می گویند.
در زرگری ممکن است از تمام شیوه های مرسوم در صنایع فلزی استفاده گردد تا در نهایت به ساخت یک شیء ظریف و زیبا ختم شود. زیورآلات هر منطه ویژگی های خاصی دارد که تابع فرهنگ و سنتهای همان منطقه است.
زرگری زیورآلات به شیوه سنتی در استانهای فارس - سیستان و بلوچستان - گلستان - آذربایجان شرقی - کردستان - هرمزگان و خراسان و همینطور در بعضی از عشایر رواج دارد (تصویر 29).

(تصویر 29)

دواتگری

ساخت اشیاء فلزی با روش سرد را دواتگری می گویند که قدمت زیادی داشته و ابتدا دواتگران با کوبیدن قطعه سنگ بر روی فلز اشیاء خود را ایجاد می نمودند. ولی امروزه با استفاده از ابزار، اینکار صورت می گیرد، سه روش دواتگری وجود دارد یک تکه یا بدون درز - چند تکه یا درزدار - استفاده از دستگاه یا خم کاری.
1- روش یک تکه: در این روش ورق فلز را به شکل دایره در آورده و مرکز آن را روی سندان می گذارند و لبه ی کار ر می بندند، در حین چکش کاری می توان انحناهای گوناگون را به بدنه داد (تصویر 30).

(تصویر 30)
2- روش چند تکه یا درزدار: ابتدا ورقه ای مستطیل شکل را بر اساس طرح ظرف انتخاب کرده و سپس لبه های آن را چکش کاری کرده و در یکدیگر درگیر می کنند و جای آن را جوش می دهند و یک استوانه مکعب به دست می آید سپس با چکش کاری فرم مورد نظر بدست می آید. این روش برای قلم زنی مناسب نیست.
3- روش استفاده از دستگاه یا خم کاری: در این روش ورقه فلز را در داخل قالب قرار داده و با پرس کردن ورق فلزی به قالب، شکل قالب را به فلز می دهند. این روش بیشتر صنعتی است.

صحافی (کتاب و ساخت آن)

مهمترین جلدها

1- جلد ضربی (کوبیده): ابتدا طراح یا مذهب کار طرح را روی برنج پیاده کرده و سپس قلمزن آن را حکاکی می کند. سپس صحاف آن را بر روی چرمی که قبلاً آماده و در آب نم برداشته است کوبیده و نقش را بر روی آن ضرب می کند. در صورت لزوم جای خالی نقشها با طلا یا نقره آراسته می شود (تصویر 31).

(تصویر 31)
2- جلد سوخت: شبکه کردن چرم بوسیله قالبهای نقش دار تحت اثر قالب داغ و چسباندن آن روی چرمهای دیگر. به دلیل سوزاندن چرم به جلد سوخت معروف است (تصویر 32).

(تصویر 32)
3- جلد لاکی (روغنی): به نقاشی یا تذهیب بر پشت و روی جلد مقوائی و پوشانیدن آن با پوششی از روغن کمان یا لاک الکل می گویند. در این شیوه نقش صحاف در حد درست کردن مقوا و عطف می باشد و بیشتر کار، توسط نقاش صورت می گیرد. از استادان این فن آقای «حسین اسلامیان» است و یکی از آثار ارزشمند او «چوگان بازی» است. در این روش اگر از مقوای پاپنه ماشه استفاده شود به آن جلد پاپیه ماشه نیز می گویند. مقوای پاپیه شده از خمیر کردن کاغذهای باطله به همراه الیاف نساجی و چسب (سریشم) و قرار دادن آن در زیر پرس و شکل گرفتن ورقه های ضخیم و مقوائی ایجاد می شود.
4- جلد معرق: مانند سوخت است. با این تفاوت که چند طرح و رنگ با یکدیگر چفت می شوند. به عبارت دیگر ابتدا مذهب کار،
طرح مورد نظرش را در پشت چرم طراحی می کند و سپس جلد ساز چرمهای رنگی از قبل بریده شده را کنار هم قرار می دهد. از استادان معاصر این فن آقای «علی اصغر اسفرجانی» (تصویر 33) متولد سال 1299 در اصفهان و فارغ التحصیل مدرسه صنایع مستظرفه را می توان نام برد.

(تصویر 33)
5- جلد مرغش: شبیه جلد روغنی یا لاکی است با این تفاوت که در این نوع، زمینه ی اصلی با استفاده از سنگهای خرد شده تزئینی و ذرات معدنی، آراسته شده و سپس روی آن را با روغن، جلا می دهند.
6- جلد مخملی: استفاده از پارچه ی مخمل برای روکش جلد را گویند.
7- جلد زری: روکش جلد با پارچه ی زری که از زمان صفوی مرسوم گردید.
8- جلد قلمکار: استفاده از پارچه قلمکار جهت روکش جلد را گویند.
9- جلد ترمه: استفاده از پارچه ی ترمه جهت روکش جلد که اززندوقاجار مرسوم گردید.

نام و محل تزئینات بر روی جلدها

1- ترنج: به صورت مدور یا بیضی شکل است و ترکیبی است از نقوش اسلیمی و ختائی یا حیوانی و بعضاً خطوط خوشنویسی که در وسط صفحه بکار می رود.
2- شمسه: همانطور که از اسمش پیداست شبیه خورشید بوده و در وسط صفحه قرار می گیرد. شکل آن مدور بوده، منقش و زراندود است و مانند ترنج در وسط قرار می گیرد.
3- سرترنج: لوزیهای کنگره دار که برای پر کردن جای خالی در بالا و پائین ترنج قرار می گیرد.
4- کتیبه: چهارگوشه مستطیلی که حاشیه صفحات را با نقوش دایره و نیم دایره و ربع دایره پر و داخل آن با نقوش مختلف پر می شود.
5- لچکی: نقوش که حالتی سه ضلعی و مثلث شکل داشته و در گوشه های صفحه و به همراه ترنج بکار می رود.

اصطلاحات - ابزار و وسایل صحافی و جلد سازی

1- شمیز: اسم لفافه ی کاغذی که نوشته های اداری را در آن گذارند - و واژه ای فرانسوی است و همین طور به جلدهای مقوائی کتاب گویند.
2- آستر بدرقه: در اصطلاح صحافی، ورق کاغذی است که نصف آن به مقوای جلد کتاب چسبیده و نصف دیگر آن اولین ورق کتاب را تشکیل می دهد. طرف دیگر آستر بدرقه نیز به همین ترتیب است.
3- پیزری: در اصطلاح به معنی فرسوده است و در اصل پیزر گیاهی است که در بیشه زارها می روید و شکل آن مانند برگهای گندم و چون در ساخت این نوع کاغذ به کار برده می شد بدین نام معروف گشت.
4- زرتی: املای دیگر فزرتی به معنی سست و کم دوام می باشد. و از آنجا که این نوع کاغذ بی دوام است آن را زرتی می گویند.
5- شورو: از نظر لغوی به پوست بزغاله اطلاق می شود، ولی در این صنعت به چرمهایی که از پوست بز و بزغاله تهیه می شود گویند.
6- میشن: پوست میش دباغی کرده را گویند که در جلد سازی مورد استفاده قرار می گیرد.
7- گالینگور: مأخوذ از کلمه ی روسی به معنی مشمع است.
8- شیرازه: نوار پارچه ای باریک به ضخامت 1 تا 5 /1 سانتی متر که یک سمت آن دارای حاشیه ای رنگین و حدود یک میلی متر می باشد. از شیرازه برای چسباندن بالا و پائین عطف کتاب استفاده می شود.
9- طلا: در صحافی برای طلاکوبی جلد بکار می رود انواع مختلف آن عبارتند از: هشت در هشت، پشت چسب، بوبینی، شانزده در شانزده.
10- سنگ: قطعه ای سنگ مرمر در ابعاد 40 × 35 و ضخامت 15 میلی متر است که به عنوان زیر دستی استفاده می شود و اغلب کارهای ته بندی و جلد سازی بر روی آن انجام می شود.
11- قید: وسیله ای است چوبی به طول 50 تا 100 سانتی متر که برای نگه داشتن کتاب به هنگام اره کردن، طلاکوبی و چسب زدن به عطف کتاب مورد استفاده قرار می گیرد.
12- کارگاه: وسیله ای چوبی که برای دوختن کتاب به کار می رود.
13- اُسکور: ابزاریست چوبین که گاهی از جنس استخوان نیز تهیه می شود. یک طرف این وسیله باریک و سمت دیگر آن دارای شیار می باشد. از کناره ی آن برای تا کردن کاغذ و چسباندن لبه های چرم به مقوا و از نوک برای جا ناخنی انداختن و از شیار آن برای خط انداختن بر دور کتاب استفاده می شود.
14- مشته: جسمی است برنجی شبیه دسته ی هاون با ارتفاعی کمتر و سطح مقطعی بزرگتر. این وسیله برای کوبیدن (ته کوبی) و گرد کردن عطف کتاب و کوبیدن چرم پس از چسباندن روی مقوا استفاده می شود.
15- پرس: برای پرس کتاب و چسباندن اجزاء آن بکار می رود.
16- شفره: کارد آهنی با دسته ای چوبین و لبه ای تیز و برنده، شبیه به وسیله ای بنام گزن در کفاشی.
17- گوشه گرد کردن: وسیله ای آهنی است با دسته ی چوبی و نوک تیز و برنده به شکل نیمه استوانه جهت گرد کردن لبه ی مقوای جلد.
21- ماشین برش
22- مقوا بری
23- گیره ی طلاکوبی
18- گارسه: جعبه ای است چوبی به ابعاد 80 × 100 سانتی متر و عمق 5 سانتی متر با خانه های متعدد که در درون هر خانه مقدار زیادی از یک حرف قرار دارد.
19- حروف: تکه فلزاتی از جنس آلیاژ (سرب - قلع و آنتیموان) با سه بعد که در سطح فوقانی آنها نوشته ای به طور برجسته وجود دارد.
20- داغی (خط زن): وسیله ای برنجی با دسته ی چوبی و لبه ای نسبتاً باریک شامل دو خط و منحنی - برای داغ کردن و خط زدن چرم جلد کتاب.

روشهای صحافی

1- روش چسباندن: در این روش بعد از دسته کردن کاغذها و چسب زدن انتهای آنها شیرازه به انتهای کاغذها چسبانده شده و اضافه ی شیرازه به جلد متصل می شود. عرض شیرازه بیشتر از ضخامت کاغذهاست. در بیشتر جلدهای شمیز از این روش استفاده می شود.
2- روش دوخت: کاغذها در دسته های پنج و شش تائی خم شده انتهای آنها به شیرازه دوخته می شود. این روش برای صحافی کتابهای ضخیم مناسب است. بیشتر جلدهای مقوائی و ضخیم با این روش درست می شوند.

تذهیب و تشعیر

تذهیب در اصطلاح به معنی زراندود کردن و طلاکاری است و بخاطر اینکه در گذشته از آب طلا جهت تزئین سطور و داخل صفحات استفاده می کردند به عنوان تذهیب معروف شد. از تذهیب جهت تزئین خوشنویسیها، مینیاتورها و جلدها با نقوش الهام گرفته از طبیعت، ولی کاملاًً تجریدی، منظم و هندسی و رنگهای معدنی و گیاهی استفاده می شود. در اوایل دوره اسلامی، تذهیب برای تزئین و جداسازی آیات قرآن مجید، در سده سوم و چهارم با نقوش ساده و بی پیرایه، در سده ششم و هفتم متین و منسجم، در سده هشتم با شکوه و مجلل، در سده نهم و دهم ظریف و پرمایه و در سده یازدهم و دوازدهم به اوج تنوع و تعدد مکاتب خود رسیده است (تصاویر 34).

(تصاویر 34)

ابزار و مواد نگارگری، تذهیب و تشعیر:

1- قلم مو: معمولاً از قلم موی آبرنگ استفاده می شود که از موی گربه تهیه می شود. این قلم موها خود بر سه نوع هستند الف: قلم موی افشان جهت رنگ گذاری ب: قلم موی گندمی جهت پرداز پ: قلم موی شمشیری جهت قلمگیری.
2- بوم: بومها می توانند از اجناس مختلف مانند فیبر سفید - چوب - کاغذ - مقوا - صدف و عاج باشند و قبل از کار باید بسته به جنس بوم زیر کار آن آماده شود.
بومهای کاغذی را معمولاً بعد از نصب کاغذ بر روی زمینه (که معمولاً از جنس چوب یا فیبر است) آهار زده و با سنگ عقیق مهره می کشند. عمل مهره کشیدن بخاطر چسبیدن کامل کاغذ بر زمینه و خالی شدن حبابهای هوای زیر کاغذ انجام می شود. بعد از آن جهت نقاشی آماده می شود.
در بومها از جنس استخوان یا عاج بخاطر وجود چربی در سطح آن، ابتداء کمی آب روی آن ریخته و با سمباده ی نرم روی آن را می کشند سپس از آب نبات، آب قند یا ژلاتین رقیق برای آماده کردن زمینه استفاده می کنند.
3- رنگ: الف: رنگهای گیاهی مانند پوست گردو - چای و...
ب: رنگهای معدنی مانند طلا - نقره - لاجورد - برنج و...
ج: رنگهای شیمیائی
رنگ گذاری: در رنگ گذاری از دو نوع رنگ جسمی و روحی استفاده می شود.
رنگ جسمی: رنگهائی هستند با رنگدانه های درشت و پوشش زیاد مثل گوهاش و چون جسمی را از خود بر جای می گذارند به رنگ جسمی معروف شده اند. این رنگها خاصیت پوشانندگی دارند.
رنگهای روحی: رنگهایی یا رنگدانه ی ریز و شفاف مثل آبرنگ.
4- بست: چسبهائی هستند که در ترکیب با رنگ از آن استفاده می کنند. بیشتر از انواع صمغ درختان مانند صمغ عربی و کتیرا بدست می آید. از بستهای کریستالی و شکننده مانند «آب نبات» نیز استفاده می شود که باید با شیره ی انگور یا خرما مخلوط شود. بعضی از بستها حیوانی است که مخلوطی از استخوان، پوست، روده و شاخ تهیه می شود. و بعد از جوشانیدن آنها مایع بدست آمده را استفاده می کنند.

نقوش تذهیب و تشعیر

نقوش تذهیب و تشعیر عموماً تجریدی هستند و بعضاً از نقوش حیوانی - افسانه ای و بافتی نیز استفاده می شود. انواع این نقوش عبارتند از:
1- انواع نقوش خلاصه ی شده ی طبیعی (تجریدی)
الف: اسلیمی: شامل اسلیمی ساده، خرطومی، گلدار، دهن اژدری، ماری و... (تصویر 35)

(تصویر 35)
ب: ختائی: نقوشی است که شکل آنها به طبیعت نزدیکتر است. اجزاء ختائی شامل گل - برگ - غنچه - و ساقه است (تصویر 36).

(تصویر 36)
2- نقوش گره چینی: در ترسیم این نقوش از اشکال هندسی و کنار هم قرار دادن آنها به عنوان یک طرح کلی استفاده می شود. در ابتدا دیواره و محیط اصلی اندازه گیری می شود. و بعد از آن زیر نقش یا نقش کلی ترسیم می شود (تصویر 37)

(تصویر 37)
3- نقوش بافتی: نقوش نامنظم از سطوح نامنظم اشیاء را گویند که از پراکندگی نامنظم رنگ بر روی کاغذ شکل گرفته و بیشتر در تذهیب و تشعیر مورد استفاده قرار می گیرد مانند کاغذ ابر و باد.
4- نقوش تشعیر: تشعیر از «شعر» به معنای مو گرفته شده است چرا که از خطوط به نازکی و باریکی یک مو استفاده می شود. وقتی نقوش گل گیاه به همراه نقوش حیوانی تلفیق شده و در اطراف مینیاتورها و یا در زمینه و در حاشیه ی خوشنویسی استفاده شود به آن تشعیر می گویند. از اواخر دوره ی مغول گرایش تشعیر سازان به خلق طرحهای طبیعی آشکار و زمینه ی عنوان نوشته ها با نقوش گل و برگ تزئین می شود. گرایش به نقوش طبیعی در نسخه های دوره ی تیموری نیز دیده می شود. در دوره ی صفویه طرحهای تشعیر طلائی بوده و در نمونه های غنی از رنگهای طلائی و نقره ای استفاده می شود. در اوایل قرن نهم نقوش حیوانی مانند اژدها، ققنوس، حواصیل، پلیکان، شیر، میمون، مار و پرندگان به سبک چینی به چشم می خورد. (تصویر 38) از اساتید معاصر تذهیب و تشعیر و مینیاتور می توان به این نامها اشاره کرد: استاد محمود فرشچیان، استاد جمالپور، هاشم ظرفیان، اردشیر تاکستانی، محمد باقر آقامیری، محمد علی رهبری، باقری، مجید مهرگان و....

(تصویر 38)

روش کار

روش کار در نگارگری پس از آماده شدن بوم و طرح مورد نظر، آن را بر روی بوم منتقل کرده و قلم گیری می کنند (منظور از قلم گیری طراحی خطوط با استفاده از قلمو و رنگ که دارای خطوطی پهن و باریک تند و کند است) پس از آن در صورت استفاده از رنگ طلا، طلااندازی شده و زمینه رنگ می شود. پس از رنگ زمینه ساخت و ساز طرحها آغاز می شود و پس از پردازش طرحها و ظرایف آن بخصوص صورت و گل و مرغ در نهایت با جدول کشی یا کادر بندی کار به اتمام می رساند. روش کار در تذهیب کاری بدین صورت است که پس از آماده سازی بوم و رنگ زمینه آن، طرح که معمولاً بر اساس یک واگیره است به بوم منتقل شده و پس از قلم گیری و سپس پرداز عناصر کار به اتمام می رسد.
منظور از واگیره طرحی است که از تکرار آن نقش مورد نظر را پر می کنند و منظور از پرداز روشی است که برای سایه روشن و بافت بوسیله ضربه های نوک قلم انجام می شود.
منبع: حسینی، سید رضا، (1348)، هنر و معماری ایران و جهان، تهران: مارلیک، چاپ دوم، (1388).

 

 


http://rasekhoon.net/article/show/785342/آشنایی-با-هنرهای-سنتی-ایران-(4)/


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, ایران هنر, هنر, صنایع دستی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

هنر در جهان اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

تاج محل نمادی از عشق ابدی. نمونه‌ای از معماری ایرانی ـ هندی، آگرا، هندوستان

 

تصویری از پیامبر اسلام در معراج صفحه‌ای از بوستان سعدی. نقاش: نامعلوم، خوشنویس: سلطان محمد نور بخارا ۱۵۱۴م)

 

سقف آرامگاه حافظ - کاشی معرق

 


برچسب‌ها: هنر اسلامی, هنرهای سنتی, هنر, خوشنویسی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

دانلود طرح های چوبی برای طراحان و گرافیست با وضوح بالا 

دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

 

 دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

ایده هایی نو در طراحی ، رویکری جدید توسط گروه فن و هنر ایران زمین 

کیفیت بالا ، وضوحی شفاف و با کیفیت در پروژه های دکوراسیون 

جهت دریافت کاتالوگ و ژورنال های گروه بصورت pdf   یا  cd  لینک زیر را دنبال کنید .

با تشکر ف.حیدری

 دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

Catalog

کاتالوگ‌ صنایع چوب و هنر ایران زمین ، فهرست کارها و موضوعات ‌، کتاب‌ و فهرست مقالات مهندس فربد حیدری ‌، فهرست‌ و رزومه گروه ‌.

 دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

درخواست خود را با معرفی کامل خود و درج ادرس و شماره تماس و موضوع مرتبط با ما را به ایمیل زیر ارسال فرمایید .

با تشکر برادران حیدری

Bestart2000@gmail.com

 دانلود طرح ، کاتالوگ ، نمونه کار ، عکس و نقوش چوبی برای طراحان و گرافیست

Cataloguer

متصدی‌ کاتالوگ و مسئول طرح و تصویر گروه

‌   ثبات‌

  فهرست‌ نگار

جهت دریافت به بخش رزومه در وبسایت : www.fanohonar.ir  مراجعه فرمایید .

 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, مقالات و عکس, کارگاه, گالری عکس
تاریخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

معرفی مسجد جامع اصفهان و ارزش‌های برجسته جهانی 

http://www.woodash.ir/

« مسجد جامع اصفهان، با عظمت خاموش، جدی و اسرارآمیزش

 یکی از زیباترین آثار معماری جهان است.»

( پروفسور آرتور اپهام پوپ)

 


معرفی مسجد جامع اصفهان و ارزش‌های برجسته جهانی

شهر اصفهان ، مرکز شهرستان استان اصفهان ، با پهنه‌ای حدود دویست و پنجاه کیلومترمربع ، در دل فلات ایران قرار دارد .

 

شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای :

آپادانا ، آصف‌هان ، اسباهان ، اسبهان ، اسپاتنا ، اسپادنا ، اسپاهان ، آسپدان ، اسپدانه ، اسپهان ، اسپینر ، اسفاهان ، اسفهان ، اصباهان ، اصبهان ، اصپدانه ، اصفاهان ، اصفهان ، اصفهانک ، انزان ، بسفاهان ، پارتاک ، پارک ، پاری ، پاریتاکن ، پرتیکان ، جی ، دارالیهودی ، رشورجی ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ، صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابیان ، گابیه ، گبی ، گی ، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده است .

 

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام ، به ویژه در دوران ساسانیان ، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند :

کرمان ، فارس ، خوزستان ، سیستان و … در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربی شده و به صورت « اصفهان » درآمده است .

 

این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن ، هیچ گونه پیوندی ندارد ، مانند :انزان ، گابیان ، گابیه ، جی ، گبی ، گی ، گابا .

معرفی مسجد جامع اصفهان و ارزش‌های برجسته جهانی

 

 مسجد جامع اصفهان در سی و ششمین اجلاس جهانی یونسکو که در شهر سن پترزبورگ روسیه برگزار شد، در فهرست میراث جهانی ثبت شد. مسجد جامع عتیق اصفهان که یکی از مهم‌ترین آثار معماری ایرانی به شمار می‌رود گنجینه‌ای از هنرهای معماری ایرانی دوره‌های مختلف تاریخی از دیلمیان، سلجوقیان، آق قویونلوها، و ایلخانی تا صفوی، و قاجاری را دربرمی گیرد. به سخن دیگر مسجد جامع اصفهان، تجربیات معماری هزار سالۀ مسجدسازی به‌ویژه خلق طرح مسجد ایرانی را در بردارد و به همین لحاظ می‌توان بسیاری از سبک‌های تاریخ معماری ایران و کشورهای همسایه را در آن شناسایی نمود.

این مسجد همچنین دارای ارزش‌های سازه‌ای و ساختاری، تزئینی و اسنادی بسیار است که از دید کارشناسان یونسکو دور نماند و کمک کرد تا مسجد جامع به جایگاهی که شایسته آن بود دست یابد.

ثبت این مسجد یگانه در فهرست میراث جهانی فرصتی درخشان در اختیار ایران و اصفهان قرار می‌دهد تا همراه با مردم ایران و به ویژه شهر اصفهان، همه دوستداران میراث فرهنگی از سراسر حهان نسبت به حفظ، مرمت و مراقبت این اثر و معرفی ارزش‌های آن به گردشگران همگام شوند.

اکنون، ضمن تبریک این خبر خوش به همه دوستداران میراث فرهنگی، شایسته است یادی داشته باشیم از همه اعضای پایگاه ثبت جهانی مسجد جامع، که امروز  نتیچه تلاش‌های شبانه روزی آنها به ثمر نسشت اما به خاطر کج‌سلیقگی و بی مهری مدیریت فعلی میراث فرهنگی اصفهان، جای آنها امروز در این پایگاه خالی است. برای آشنایی بیشتر با مسجد جامع عتیق و ارزش‌های معماری آن و روند شکل‌گیری پرونده ثبت آن، نوشتاری از دو کارشناس برجسته شهرمان که سهم مهمی در مطالعات و تشکیل پرونده، و ساماندهی مسجد برای ثبت داشتند، در ادامه تقدیم می‌شود:

 

معرفی مسجد جامع اصفهان و ارزش‌های برجسته جهانی آن

در راستای آماده سازی پرونده نامزدی آن در فهرست آثار جهانی

دکتر عبدالله جبل عاملی* و مهندس لیلا پهلوان زاده**

 

« مسجد جامع اصفهان، با عظمت خاموش، جدی و اسرارآمیزش

 یکی از زیباترین آثار معماری جهان است.»

( پروفسور آرتور اپهام پوپ)

 

بررسی سیر تحول مسجد جامع اصفهان طی دوره آل بویه و سلجوقی

 

مسجد جامع. مسجد جمعه

مسجد جامع. مسجد جمعه

 

مسعود رحمتی

مقدمه

مسجد جامع یا مسجد جمعه اصفهان، یکی از شاهکارهای معماری اسلامی در ایران است که در طول حیاط خود، تغییرات گسترده ای را تجربه کرده است. شهرت این مسجد بیشتر از آن جهت است که انواع شیوه های معماری اسلامی را در بر دارد و می توان گفت این مسجد آیینه ایست تمام نما از هنر دوران اسلامی که از قرون اولیه تا دوران متأخر آن را شامل می شود.

اصفهان به عنوان یکی از کانون های مهم سیاسی و مذهبی در ادوار مختلف مطرح بوده است. همین امر سبب شده است به دنبال هر رخداد و تغییر سیاسی و مذهبی و اجتماعی، تغییراتی را در این مسجد شاهد باشیم(موزه رضا عباسی،1358: 12). البته این تغییرات عوامل متعددی می تواند داشته باشد و تغییرات سیاسی و اجتماعی بیشتر بر نوع و سبک تغییرات حاکم بر مسجد تأثیر داشته است.

در مورد مسجد جامع اصفهان و تحولات صورت گرفته در آن پژوهش های بسیاری صورت گرفته است ولی بیشتر تمرکز این پژوهشها بر تحولات مسجد جامع از دوره سلجوقی به بعد بوده است و کمتر به دوره های تحولی آن تا قبل از دوره سلجوقی پرداخته شده است. البته شاید یکی از دلایل عمده این امر، محدودیت هایی باشد که در زمینه کاوش در این مسجد وجود دارد و مانع حفریات پیگیر و گسترده در بافت مسجد می شود. اکثر اطلاعاتی که از تغییرات مسجد جامع از دوره اولیه آن تا دوره سلجوقی در دست است بر اساس حفریاتی است که در حین مرمت مسجد توسط هیئت ایتالیایی “ایزمئو” صورت گرفته است.

در این پژوهش سعی خواهد شد تا تغییرات صورت گرفته در مسجد جامع اصفهان را بر مبنای شواهد و گزارشات باستان شناسی و منابع تاریخی به صورتی کلی طی تا پایان دوره سلجوقی بررسی کنیم. نکته ای که قابل ذکر است این که با توجه به این که اطلاعات موجود در این زمینه بسیار محدود می باشد سعی شده با استفاده از همین منابع نا محدود و همچنین بازدید و بررسی حضوری در این مسجد مفیدترین اطلاعات در این زمینه ارائه گردد. امید است مطالب ارائه مفید به فایده واقع شود.

 

پیشینه مطالعاتی

در مورد مسجد جامع همان گونه که ذکر شد تحقیقات وسیع و دامنه داری صورت گرفته است. متخصصان زیادی در رشته های معماری، مرمت و باستان شناسی در این مسجد فعالیت های تحقیقاتی و عملی انجام داده اند. بیشتر این تحقیقات مربوط به دوره سلجوقی به بعد مسجد است. در زمینه توسعه و تحول مسجد جامع در زمان آل بویه و قبل از آن تحقیقات منسجم و منظمی صورت نگرفته است. محدود فعالیت هایی که اطلاعاتی در مورد تحولات مسجد در این دوره در اختیارمان می گذارد مربوط به قبل از انقلاب اسلامی ایران و آن هم توسط هیأت ها و متخصصان خارجی صورت گرفته است.(پلان 1)

مهمترین این فعالیت ها بین سال های 1972-1978 میلادی توسط گروه مرمت گر ایتالیایی “ایزمئو” صورت گرفته است. از مهمترین اعضای این هیئت که فعالیت های زیادی در مسجد جامع انجام داده است “اوژون گالدیری” می باشد(گالدیری؛___:11). از افراد دیگری که می توان اشاره کرد “امبرتو شراتو” می باشد که موفق به کشف دو ستون آل بویه در جبهه شرقی مسجد شد(گالدیری؛1370: 15). “آندره گدار” نیز قبل از شروع فعالیت های هیأت “ایزمئو” در مسجد جامع تحقیقات و بررسی هایی انجام داده بود(موزه رضا عباسی؛ 1358: 18).

مهمترین و تقریباً تنها اطلاعات ما در مورد تحولات مسجد جامع اصفهان در دوره آل بویه بر اساس حفاری ها و گمانه زنی هایی است که هیأت “ایزمئو” در این مسجد انجام داده است.

 

مسجد جامع اصفهان از ابتدا تا پایان آل بویه

در مورد بنیان اولیه مسجد جامع اصفهان بحث های زیادی مطرح شده است. برخی پیشینه آن را به دوره ساسانی می رسانند و معتقدند که مسجد اولیه در محلی که قبلاً آتشکده بوده، بر پا شده است. از جمله این افراد  “حاج میرزا حسن خان جابر انصاری” است. وی در این مورد می گوید:«جامع عتیق در عجم آتشکده بوده است. اعراب مسجد نمودند»(جابرانصاری؛1321 :11).

اگر چه کهنترین عنصر معماری که در بقایای این مسجد بدست آمده است، پایه ستونی است که در طی حفاری های این مسجد بدست آمده و متعلق به دوره ساسانی است(موزه رضا عباسی؛1358: 18). ولی به نظر نگارنده به تنهایی و بر اساس یک مدرک نمی توان این فرضیه را قبول کرد که مسجد اولیه جایگزین آتشکده شده است و یا حتی این که این پایه ستون از آن آتشکده ای بوده است.

مافروخی مولف کتاب “محاسن اصفهان” ضمن شرح بافت شهری اصفهان به بازار این شهر اشاره می کند و از دو مسجد “آدینه” و “عتیق” نام می برد و در ادامه می نویسد:«… مسجد عتیق بزرگ که بنو تیم عرب طهران اصل قدیم آن را وضع کرده بودند بعد از آن چون نفس شهر صورت اتساع و مجال فضاء یافت به سبب اضافت دیه های پانزده گانه با آن، خصیب بن سلم بقعه ای که معروف است به خصیب آباد به آن انضمام داد، داخل گرفت»(مافروخی؛1385: 89).

آن چه که بر اساس این متن و برداشتی که “ماکسیم سیرو” از این متن داشته می توان متوجه شد که بنای اولیه مسجد جامع توسط اعراب قریه طیران بنا گردیده است که این دسته از اعراب بخشی از قبیله “تیم” بودند. زمانی که اصفهان با انضمام پانزده روستا به آن توسعه پیدا کرد، “خصیب” فرزند “سلم” در آن جا بقعه ای ساخت که به”خصیب آباد” مشهور شده است(سیرو و گدار؛1368: 41). اما برخی دیگر تاریخ ساخت این مسجد را به سال 156 ه.ق یعنی دوره حکومت “هانی بن ابی هانی” می رسانند و معتقدند که کسانی دیگر مانند “خصیب بن سلم” و “المعتصم یحیی بن عبدالله بن مالک خزائی”(226 ه.ق) و “احمد بن مسرور”(307 ه.ق) در سالیان بعد به مسجد جامع ملحقاتی افزوده اند(هنرفر؛1344: 19).

علی رغم همه این مباحث؛ با حفریات هیأت ایتالیایی در این مسجد و فعالیت های آندره گدار در پیش از آن، مشخص شده که مسجد جامع اصفهان تا قبل از دوره آل بویه، دو مرحله تغییر و تحول اساسی را سپری کرده است و در زمان آل بویه سومین مرحله تحولی خود را پشت سر می گذارد(موزه رضا عباسی؛1358: 11).

مسجد جامع(مرحله اول)

از بنیان اولیه مسجد جامع در حال حاضر آثار مشخصی در دست نیست ولی مورخینی مانند “ابونعیم اصفهانی” وجود آن را اطلاع داده اند و مطالعات باستان شناسی سال 1356 ه.ش موقعیت آن را مشخص ساخت. آن چنان که گالدیری در کتاب خود می نویسد این مسجد احتمالاً به سبک مساجد اولیه اسلام و به شکل حیاطی مرکزی با شبستان هایی پوشیده محیط به آن بوده است(موزه رضا عباسی؛1358: 18). آن گونه که در پلان ارائه شده از این مسجد اولیه در کتاب گالدیری می توان فهمید، در این دوره جهت قبله مسجد دارای اشکالاتی بوده است و جهت آن نسبت به قبله واقعی دارای کمی انحراف بوده است. (پلان 3)

 

مسجد جامع(مرحله دوم)

دومین مرحله تحولی مسجد جامع اصفهان در برگیرنده قرن 3 ه.ق است. در این زمان اصفهان به صورت یکی از مراکز مهم فرهنگی رشد زیادی کرده بود و ضرورت نیاز به یک مسجد جامع بزرگ بیش از هر زمانی احساس می شده است. به همین منظور مسجد بزرگی با وسعتی بیش از ده جریب ساخته شد که در آن انحراف موجود در قبله مسجد قبلی تصحیح شده بود(موزه رضا عباسی؛1358: 11). این مسجد در طی حفریات گالدیری در سال های 1970-1972 میلادی در مسجد جامع، یافته شد. او در طی فصل اول فعالیت در این مسجد، بر اساس یک شبکه بندی مربع شکل که خود تشخیص داده بود، کار حفاری را دنبال کرد و موفق به کشف یک مسجد شبستانی ستون دار شد که از آن تحت عنوان “مسجد عربی” نام برده است(گالدیری؛1370: 2). (پلان 4)

گالدیری در مورد این شبکه بندی می گوید:«فایده عملی تشخیص دقیق این شبکه بندی هندسی در این است که درست در همان نقاطی که بر اساس همین شبکه برای آزمایش محدود انتخاب شده بود، ما توانستیم آثار یک ساختمان کهن را پیدا کنیم»(اوژن گالدیری؛1370: 3). (پلان 2)

آن گونه که از پلان این مسجد پیداست، این مسجد دارای شبستانی در سمت جنوب است. این شبستان بر شش ردیف ستون استوار بوده است. دور تا دور حیاط مرکزی فضاهای ستونداری وجود داشته است. در ضلع شرقی و غربی دو ردیف و در ضلع شمالی چهار ردیف ستون دیده می شود. ورودی اصلی مسجد از ضلع شمالی بوده و چهار ورودی فرعی در دو ضلع شرقی و غربی قرار داشته اند. در سرتاسر ضلع شرقی مسجد، جرز هایی به صورت فرو رفته و بیرون آمده دیده می شود. بنابر این مسجد جامع در قرن 3 ه.ق به صورت مسجدی از نوع شبستانی ستوندار و ساده بوده است که متناسب با نیاز جمعیتی آن زمان ساخته شده بود. اما با روی کار آمدن دیلمیان در قرن 4 ه.ق تغییراتی در آن صورت می گیرد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

تغییرات دوره دیلمی مسجد جامع اصفهان نیز از جمله تغییراتی بود که تا قبل از حفاری هیأت ایزمئو مشخص نبود چرا که اکثر آثار دوره آل بویه در دل دیوار ها و ستون های دوره بعد پنهان شده بودند. اکثر اطلاعاتی که از تغییرات مسجد در دوره آل بویه در دست داریم مربوط به حفاری ایوانها و شبستان های مسجد است.

گالدیری در گزارش حفاری های خود اشاره می کند که در حفاری ایوان شرقی تعداد نه عدد ستون بدست آمده که شش ستون ردیف داخلی از نوع ستون های استوانه ای بودند و قطر آن ها 92 سانتیمتر بود. این ستون ها مربوط به مسجد عباسی بودند. ردیف بیرونی ستون ها که متشکل از سه ستون مشرف به حیاط بود، نوع جدیدی از ستون را نشان می دهد که به صورت سه برگی بر پایه مربعی شکلی قرار داشت. قطر این ستون ها 105 سانتیمتر بوده است، آجرهایی که در ساخت این ستون ها به کار رفته با دوره قبل(عباسی) متفاوت بود. ابعاد این آجرها30*15*10 بوده اند و به نحوی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند که به صورت صلیب کناره بلندی در آمده اند(گالدیری؛1370: 12). (پلان 4)

این سه ستون بر روی شبکه بندی گالدیری با موقعیت های C14,C15 و   C16مشخص می شوند. (پلان 2)

غیر از ایوان شرقی در ایوان های دیگر نیز بقایای ستون های آل بویه در حین حفاری کشف شده که عبارت است از:

1.    سه ستون سه برگی در ایوان غربی

2.    یک ستون چهار برگی در ایوان شمالی که ظاهراً در سمت شرق آن قرینه اش وجود داشته است.

3.    در ایوان جنوبی دو پایه چهارگوش متقابل با ردیف اول طاق مرکزی بدست آمده که وضع آن به گونه ای نیست که نوع ستون قابل تشخیص باشد(گالدیری؛1370: 13).

در جبهه شرقی مسجد گروه باستان شناسی شراتو توانست وجود ستون های دیگری را به اشکال ترکیبی شبدری مانند مورد تأیید قرار دهد. این ستون ها از نوع ستون های آل بویه بودند و در قسمت خارجی دیوار خشتی محیطی قرار گرفته است(گالدیری؛1370: 15).

در طی کاوش هایی که در نوامبر 1973.م و همچنین مدت زیادی در سال 1974.م صورت پذیرفت، دو ستون دیگر به سبک ستون های آل بویه بدست آمد. قسمت اعظم این ستون ها سالم بودند و ظاهراً تا قسمت سر ستون(45/5 متر) قابل تشخیص بوده اند. بخشی از این دو ستون در داخل دیوارهای جدیدی که در دوره بعد(سلجوقی) ساخته شده، قرار گرفته و با تغییرات بعدی پنهان شده بودند. این  دو ستون مدور بودند و قطر آن ها به نسبت ستون های مدوری که تاکنون شناسایی شده اند بیشتر است. قطر این ستون ها تقریباً 102 سانتیمتر بود در حالی که قطر ستون های معمولی بین 92 تا 93 سانتیمتر بود(گالدیری؛1370: 14و15).

این ستون های مدور آل بویه که در جرزهای ایوان جنوبی مسجد جامع قرار گرفته اند، از آجرهایی مستطیل شکل ساخته شده اند. اندازه این آجرها به طور متوسط 30*20*10 سانتیمتر است. این دو ستون دارای برجستگی هایی به صورت مارپیچ هستند. موقعیت قرار گیری این دو ستون در بافت به اصطلاح عربی گالدیری، در تقاطع G7 و N7 می باشد که بر روی پلان نشان داده شده است. (پلان 2)

از این دو ستون امروزه تنها بخشی از یک ستون که در جرز ایوان جنوبی قرار گرفته چیزی دیگر مشخص نیست. (تصویر 1)

به غیر از مواردی که بر اساس گزارش حفریات گالدیری در مورد ستون های آل بویه گفته شد ما آثار معماری این دوره را در چند بخش دیگر مسجد نیز می بینیم که عبارتند از:

الف) گوشه جنوب شرقی صحن مسجد

در این بخش ستونی را می بینیم که بر اساس نوع تزیین آن می توان گفت که به دوره آل بویه تعلق دارد. این ستون در محل اتصال دو دیوار شرق و جنوبی مسجد قرار گرفته و در دل آن ها پنهان بوده است. بر اساس مشاهده بخشی از ستون که امروزه قابل مشاهده است، می توان گفت که این ستون از نوع چند پر است. به نظر می رسد این ستون باید تا ارتفاع زیادی سالم باشد. (تصویر 2)

ب) شبستان جنوب شرقی

در این شبستان و در میان ردیف ستون های سلجوقی، در یک ردیف، دو ستون مدور که  نیمی از آن ها درون ستون های چهار گوش سلجوقی قرار گرفته را می بینیم. بر اساس نوع تزیینی که بر روی یکی از این دو ستون مشاهده می شود می توان گفت که این ستون ها نیز متعلق به آل بویه هستند. در همین ردیف و دو ستون جلوتر از دو ستون قبلی، در میان یک ستون چهار گوش سلجوقی، بخش کوچکی از یک ستون مدور دیگر دیده می شود که آن هم مشابه ستون های آل بویه است. بر اساس شواهد این سه ستون می توان گفت که در این ردیف ستون های آل بویه قرار داشته که در دوره سلجوقی در دل ستون های چهارگوش قرار می گیرد. (تصویر 3)

ج) شبستان شمال شرقی

در این شبستان و بر روی ستون های ردیف اول شواهدی از معماری آل بویه مشاهده می شود. این شواهد همان نوع و سبک آجر کاری بر روی ستون است که سبب می شود این ستون ها را متعلق به آل بویه بدانیم. ستون های ردیف اول این شبستان اگرچه با لایه قطوری از گچ پوشیده شده اند ولی بر روی دو ستون ابتدایی قسمت ورودی بخش کوچکی را آزاد گذاشته اند تاتزیینات آجرکاری این ستون ها دیده شود. در مورد تزیینات این ستون نیز در ادامه صحبت می شود(تصویر 6و4)

د) ستون های ورودی جنوب شرقی

این ستون ها، در ورودی جنوب شرقی و محلی که امروزه کاربری نمایشگاه دارد، قرار گرفته اند. از این سه ستون یکی به صورت آزاد و دو ستون دیگر نیمی از آن ها درون دیوار شمالی نمایشگاه کنونی قرار گرفته اند. بر روی دوتا از این سه ستون تزیینات آجرکاری و گچبری دیده می شود که در بخش تزیینات مسجد به آن اشاره خواهد شد(تصویر 9و8)

تغییر دیگری که در مسجد جامع اصفهان در دوره آل بویه بوجود می آید(همان گونه که در پلان مشاهده می شود)، مسدود شدن دو دهانه از ورودی های مسجد بود که یکی در ضلع شرقی و دیگری در ضلع غربی قرار داشت، اما همچنان ورودی شمالی و دو ورودی جنوب شرقی و جنوب غربی وجود داشتند. اگر چه نمی توان توجیه منطقی ای در مورد مسدود شدن این دو ورودی ارائه کرد، ولی شاید بتوان کاربری کم یا عدم کاربری آن در دوره قبل را علتی برای مسدود کردن آن دانست و یا این که با افزایش یک ردیف ستون در جبهه شمالی این فضا به عنوان یک شبستان اهمیت بیشتری یافت و برای اینکه افراد از یک جهت و به طور مستقیم وارد صحن مسجد شوند این ورودی ها را بستند که البته چندان نمی تواند منطقی باشد چرا که بغیر ازاین دو ورودی، دو ورودی دیگر در دو گوشه شرق و غرب شبستان جنوبی داریم که از آن طریق هم می شد وارد مسجد شد. (پلان 6)

اوژن گالدیری در بخشی از گزارش حفاری خود در مسجد جامع اصفهان اشاره می کند که تعداد ستون هایی که در زمان آل بویه در اطراف صحن اضافه شده است پنج نوع هستند(گالدیری؛1370: 15) که عبارتند:

الف) ستون چند پر: که نمونه این ستون در گوشه جنوب شرقی صحن اکنون نیز قابل مشاهده است.(پلان 7)

ب) ستون چهار پر: این نوع ستون را گالدیری در ایوان شمالی مسجد گزارش کرده و فقط در حفاری و در عمق زمین بدست آمده است.(پلان 7)

ج) ستون سه پر: ستون های سه پر در حفاری ایوان شرقی و ایوان غربی مسجد بدست آمده است.(پلان 7)

د) ستون مدور: این نوع ستون علاوه بر ایوان جنوبی از شبستان جنوب شرقی، شبستان شمال شرقی و سمت راست راهروی ورودی فعلی(نمایشگاه) بدست آمده است.(تصویر 9و8و7و6و4)

ن) پنجمین نوع ستون دقیقاً مشخص نیست چگونه بوده است چرا که نه در گزارشات گالدیری به آن اشاره ای شده است و نه امروزه از آن شواهدی در صحن قابل رویت است.

نکته ای که در مورد ستون های آل بویه در مسجد جامع باید به آن اشاره کرد اینکه اکثر این ستون ها دارای پایه ستونی چهارگوش بودند.

 

تزئینات مسجد جامع اصفهان در دوره آل بویه

تزئینات مربوط به دوره آل بویه در مسجد جامع اصفهان، علی رغم محدود بودن نمونه های آن، بسیار جالب توجه هستند ولی متأسفانه چندان به آن پرداخته نشده است. ما شواهد تزینی این دوره را در مسجد جامع بر روی شش ستون باقی مانده از آل بویه می توانیم ببینیم. موقعیت قرار گیری این ستون ها به قرار زیر می باشد:

الف) گوشه جنوب شرقی صحن: در این بخش مسجد ستونی چند پر وجود دارد که در میان دیوارهای دوره بعد محصور شده است. در بخشی از این ستون تزیینات آجری کاملاً مشخص است. بر روی این ستون و در قسمت مرکزی آن تزیینات آجرکاری را به صورت یک لوزی با ضلع های ناصاف می بینیم که لوزی های دیگری به ترتیب اطراف این نقش مرکزی را محصور کرده اند. البته این طرح به طور مشخص لوزی نیست و چون با آجر ایجاد شده اضلاع آن به صورت پله مانند است ولی برای سهولت در توصیف طرح از اصطلاح لوزی استفاده شده است.(شاید بتوان برای این طرح از عنوان چلیپا نیز استفاده کرد که هر چلیپا درون چلیپای دیگر قرار گرفته است) (تصویر 5)

ب) شبستان شمال شرقی: در این شبستان بر روی دو ستون، شواهدی از تزیین آل بویه دیده می شود. در قسمت پایین یکی از ستون ها همان طرح لوزی تو در تو را می بینیم ولی از آنجایی که این لوزی ها در قسمت پایین ستون قرار دارد و فقط دو تا لوزی درون هم قرار گرفته، نمی توان تصور کرد که از نظر طرح مشابه ستون قبلی باشد و احتمالاً طرح متفاوتی داشته است.(تصویر 4)

در ستون دیگر هم فقط یک خط اریب از تزیینات آجری دیده می شود (که هر آجر به صورت پله وار بر روی دیگری قرار گرفته) و چیزی از طرح مشخص نیست.(تصویر 6)

ج) شبستان جنوب شرقی: در میان ستون های آل بویه در این بخش تنها بر روی یک ستون تزیینات آجرکاری دیده می شود. نوع تزیین در این جا متفاوت از ستون های قبلی است. در این جا طرحی هشت ضلعی در سرتاسر ستون تکرار شده و از تکرار آن نقش لوزی هایی در کنار این هشت ضلعی ها ایجاد شده است. در مرکز این هشت ضلعی طرحی صلیب وار دیده می شود. (تصویر7)

ستون های سمت راست راهرو ورودی(نمایشگاه کنونی): در این جا بر روی دو ستون، تزیینات آجری و گچبری را به صورت ترکیبی می بینیم. تزیینات این دو ستون علی رغم شباهتی که به هم دارند از هم متفاوت هستند و این تفاوت به خاطر نوع گچبری است که با آجرکاری ترکیب شده است. بر روی یکی از این دو ستون که به صورت آزاد قرار گرفته، تزیینات آجری را به صورت 7 و 8 افقی از بالا تا پایین ستون به صورت عمودی تکرار شده است. این طرح دور تا دور ستون را پر کرده است.در بین این تزیینات آجری از گچبری هایی با شکل نقوش اسلیمی استفاده شده است. آجرهایی که در تزیین ستون به کار رفته باریکتر و ظریف تر از آجر های خود ستون است.(تصویر 8)

در ستون دیگر این قسمت که بخشی از آن در داخل دیوار قرار گرفته همان تزیینات آجرکاری را می بینیم با این تفاوت که تزیینات گچبری بین آن متفاوت از ستون قبلی است و به نسبت ساده تر از آن است.(تصویر 9)

تزیینات مربوط به دوره آل بویه در مسجد جامع اصفهان، علی رغم محدود بودن نمونه های آن بسیار متنوع و جالب توجه هستند. اگر این تزیینات را با ستونهای مختلف آل بویه مسجد را در کنار یکدیگر قرار دهیم متوجه می شویم که تنوع بسیاری بر معماری آل بویه در مسجد جامع اصفهان حاکم است. تزیینات آجرکاری این مسجد در دوره آل بویه، قابل مقایسه با تزیینات آجری سر در مسجد جرجیر می باشد. خصوصاً طرح آجرکاری بخش لچکی سر در مسجد که مشابه طرح آجرکاری ستون جنوب شرقی صحن مسجد جامع است. (تصویر 10)

تزیینات آجرکاری مسجد جامع اصفهان در زمان آل بویه، به غیر از سر در مسجد جرجیر، با تزیینات آجری مسجد جامع نایین نیز قابل مقایسه می باشد.

در مورد تاریخ این مسجد مباحث زیادی مطرح شده است. آرتور پوپ این مسجد را به قرن 4 ه.ق نسبت می دهد ودلیل عدم اشاره به آن توسط جغرافی دانانی من جمله مقدسی(قرن 4 ه.ق) و ناصرخسرو(قرن 5 ه.ق) را، وجود مسجدی زیباتر و چشمگیر تر از آن ذکر می کند(پوپ،1365: 331). نصرالله مشکوتی نیز ساختمان اصلی بنا را متعلق به قرن 4 ه.ق می داند(مشکوتی،1349: 50)، ولی “اس.فلاری” زمان ساخت این مسجد را نیمه دوم قرن 3 ه.ق می داند(فلاری،1372: 151).

علی رغم وجود این نظریات مختلف، با مشاهده تزیینات آجری ستون های این مسجد، و همچنین ستون های چند وجهی که در شبستان مسجد جامع نایین به کار رفته و مقایسه آن ها با آثار معماری باقی مانده از دوره آل بویه در مسجد جامع اصفهان، می توان بیشتر اطمینان پیدا کرد که این مسجد نیز از آثار آل بویه می باشد که در دوره های بعد دچار تغییراتی گردیده است. (تصویر 11و 12)

بر روی ستون های اطراف حیاط مسجد جامع نایین تزیینات آجرکاری را می بینیم که اگر چه در بخش هایی، مرمت شده اند ولی قابل مقایسه با تزیینات ستون های آل بویه مسجد جمعه اصفهان می باشد.

اما به غیر از تزیینات آجرکاری، تزیینات گچبری را نیز در مسجد جامع نایین داریم که باز هم با تزیینات گچبری محدودی که در مسجد جامع اصفهان از دوره آل بوه باقی مانده قابل مقایسه است. “فلاری” در مقاله ای تحت عنوان “مسجد جامع نایین” تزیینات گچبری این مسجد را نیز مورد مطالعه قرار می دهد. در یگی از طرح هایی که او ارائه کرده، طرحی از یک گچبری به صورت لچکی را شاهد هستیم. این لچکی در قسمت پایین خود حاشیه ای دارد که برگ هایی که”فلاری” از آن ها تحت عنوان “اقنیتون” یاد می کند مرتب تکرار می شوند(فلاری،1372: 60). این طرح شباهت زیادی به گچبری ستون های آل بویه مسجد جامع اصفهان دارد که در آن ها نیز این طرح گچبری درون کادرهای مستطیل شکلی در حالی که بین طرح های آجرکاری قرار می گیرند تکرار می شوند. (تصویر 13)

 

تحولات مسجد جامع در زمان سلجوقیان:

دوران سلجوقی یکی از درخشان ترین ادوار تاریخ معماری ایران محسوب می شود. در این دوره نیز اصفهان همانند ادوار گذشته به عنوان یکی از مراکز مهم مطرح بود و همین امر موجب شکل گیری بناهای مهمی در این شهر گردید که شاید بتوان مهمترین آن را مسجد جامع اصفهان دانست.

در این دوره شاهد نوآوری و ابداعات زیادی در هنرهای مختلف از جمله هنر معماری هستیم. نمود این نوآوری را در مسجد جامع اصفهان می توان مشاهده کرد. این دوره را می توان به عنوان چهارمین مرحله تحول و توسعه مسجدجامع از ابتدای شکل گیری آن دانست که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت.در دوره سلجوقی نیز این مسجد در یک زمانه واحد ساخته نشد بلکه در طول این محدوده زمانی بخش های مختلفی بر آن افزوده شد. تحولات مسجد جامع اصفهان را در دوره سلجوقی می توان به سه مرحله تقسیم کرد:

مرحله نخست: در این مرحله ملکشاه سلجوقی در بخش میانی جبهه جنوبی مسجد گنبد خانه ای بنا کرد که دارای چهار نمای آزاد در چهار طرف بود و بنایی مستقل از شبستانی بود که در میان آن قرار گرفته بود.(گالدیری، 1370: 42) قطر این گنبد بیست و پنج متر است و جهت ایجاد آن از شبستان دوره عباسی بیست و چهار ستون را حذف کردند. قائده این گنبد به صورت مربع است و در ارتفاع بالاتر ابتدا به کثیرالاضلاعی و بعد به دایره کامل تبدیل شده و سپس گنبد شروع می شود. داخل گنبد دارای کتیبه ای است(تصاویر14 و 15). این گنبد از داخل دارای کتیبه ای به خط کوفی ساده آجری است که در این متن به نام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک اشاره شده است. در این کتیبه به تاریخ ساخت آن اشاره ای نشده ولی می توان تاریخی بین 465 تا 485 ه.ق برای آن در نظر گرفت. (گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350 :70) متن این کتیبه به شرح زیر می باشد:

“بسم الله الرحمن الرحیم امر ببناء هذه القبة فی ایام السلطان المعظم شاهنشاه الأعظم ملک المشرق و المغرب رکن الاسلام و المسلین معز الدنیا و الدین ابی الفتح ملکشاه بن محمود بن داوود بیمین خلیفةالله امیر المومنین اعزالله نصره العبده الفقیر الی رحمةالله الحسن بن علی بن اسحاق علی ید ابی الفتح احمد بن محمد خزائن”(گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350: 75)

در ادامه این مرحله در سال 481 ه.ق  شاهد شکل گیری بنای دیگر در ضلع شمالی مسجد و درست در مقابل گنبد نظام الملک هستیم. این بنای گنبدی توسط ابوالغنائم تاج الملک خسرو فیروز شیرازی (وزیر ترکان خاتون زوجه مقتدر ملکشاه) بنا نهاده شد.(هنرفر،1344:60) ارتفاع این گنبد 5/19 متر و قطر آن 5/10 متر می باشد. (تصویر 16و17)این گنبد به تقلید از گنبد نظام الملک ولی در مقیاسی کوچکتر ساخته شده است.با توجه به این که این بنا از دو جبهه شرقی و جنوبی باز است و از طرفی فاقد محراب است، برخی تصور کرده اند که بنا مقبره بوده است(گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350: 76) و برخی دیگر چون “سواژه”  این مکان را محل بارعام پادشاه پیش از شروع مراسم مذهبی می داند(گالدیری،2535: 44)

همه اجزای فضای زیر گنبد در سوق دادن چشم بیننده به سوی گنبد هماهنگ است. چهار فرو رفتگی کم عرض و محصور بین ستون های کوچک گوشه ها را تشکیل داده است. این ستون ها نگاه بیننده را به سوی (چپیره) منطقه انتقالی هدایت می کنند. حلقه هشت گوشی مرکب از شانزده قاب منتهی به قاعده گنبد را حمل می کنند. تزیینات آجرکاری فضای زیر گنبد که در ترکیب با گچبری اجرا شده اند تاکید مزیدی بر تناسبات بی نقص این مجموعه می نهند بدون اینکه هیچ بخشی از عناصر آن از نظر مخفی بماند.

این بنا نیز همانند گنبد نظام الملک دارای کتیبه ای به خط کوفی ساده از آجر است که در آن آیه پنجاه و چهار سوره اعراف به همراه نام بانی آن، ابوالغنائم مرزبان بن خسرو فیروز شیرازی (ملقب به تاج الملک)، و تاریخ 481 ه.ق آمده است. برای ساخت این گنبد به مانند گنبد نظام الملک از شیوه فیلپوش استفاده شده است. این فیلپوش ها خود دارای تزیینات آجرکاری است و تقریباً سراسر بنا و گنبد توسط این نوع تزیین پوشیده شده است. در این دوره تزیین بخشی از سازه معماری است که با بافت مصالح ترکیب شده و امکان تفکیک آن از خود سازه وجود ندارد. این خود حاکی از درایت و کاردانی معماران این دوره است. نکته ای که در این گنبد قابل ذکر است، شباهت بسیار زیاد آن از نظر فنون ساخت با دو گنبد مسجد جامع اردستان و مسجد جامع زواره است. این سه گنبد از نظر فنون ساخت بسیار شبیه یکدیگر هستند و تنها تفاوتی که در میان آن ممکن است به چشم به خورد در نوع تزیینات آجرکاری است. (تصاویر17و18و19).

آندره گدار ذکر می کند که زمان ساخت مسجد جامع اردستان باید در دوران ملکشاه سلجوقی(465 – 485 ه.ق) باشد(گنجنامه،1378: 32) اما آقای آیت الله زاده شیرازی این موضوع را رد کرده و معتقد است که ساختار این گنبد تفاوت مشخصی با گنبد مسجد جامع اصفهان دارد و احتمال می دهد گنبد مسجد جامع اردستان جزو اولین گنبدهای دو پوش در ایران باشد.(آیت الله زاده شیرازی،1359: 11)علی رغم نظر آقای آیت الله زاده شیرازی شباهت این سه مسجد در نحوه ایجاد گنبد غیر قابل انکار است و اگر نتوان گفت که این سه گنبد توسط یک معمار ساخته شده، می توان اظهار داشت که این سه به همراه گنبد خواجه نظام الملک  بخشی از طرح گنبد سازی بوده که در زمان سلجوقی مورد استفاده قرار می گرفته است.

مرحله دوم: دومین مرحله از ساخت مسجد جامع اصفهان در دوره سلجوقی شامل ایجاد ایوان در اطراف صحن می شود. در ابتدای این مرحله در مقابل جبهه شمالی گنبد نظام الملک ایوانی ساخته شد که نه تنها امکان ورود به فضای زیر گنبد از آن میسر می شد بلکه ویژگی ممتازی نیز برای گنبد محسوب می شد.گالدیری معتقد است که ایوان جنوبی ممکن است در ابتدا با پوشش تخت و یا تیرریزی چوبی ساخته شده باشد.(گالدیری، 1370: 44) سقف این ایوان که امروزه از مقرنس های درشت تشکیل شده در اواخر قرن 9 ه.ق به امر “حسن بیک آق قویونلو” ساخته شد و مناره های طرفین ایوان نیز ظاهراً در زمان وی ساخته شد.در داخل یکی از این مقرنس ها کتیبه ای از اصلاحات و تعمیرات دوره “حسن بیک بهادر خان” با تاریخ 880 ه.ق موجود است.(گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350: 70) در این ایوان کتیبه های دیگری به تاریخ 938 ه.ق مربوط به زمان شاه طهماسب صفوی و 1070 ه.ق مربوط به زمان شاه عباس دوم وجود دارد که حاکی از تعمیرات بعدی آن است.(تصویر 20)

آندره گدار در حین مرمت این بنا با توجه به شباهتی که بین ایوان های جنوبی، غربی و شرقی مشاهده کرد به این نتیجه رسید که تمامی این ایوان ها متعلق به زمان سلجوقیان است.(گالدیری،1370: 37) گالدیری نیز با توجه به بررسی که بر روی ایوان های این محوطه انجام داد به این نتیجه رسید که بلافاصله بعد از ساخت ایوان جنوبی تصمیم گرفته شده با ساخت سه ایوان در امتداد محور اصلی، تغییر شکل کلی در مسجد انجام شود.(گالدیری، 1370: 24)

ایوان غربی یکی جالب توجه ترین ایوان های این مسجد به شمار می رود. این ایوان در اوایل قرن 6 هجری ساخته شده و از مقرنس های درشت و جالبی تشکیل شده است. در ابتدای قرن 12 ه.ق و در دوره سلطنت شاه سلطان حسین صفوی داخل و بیرون ایوان با کاشی های زیبا و خطوط بنایی تزیین شد و تزیینات اولیه آجری از صورت ساده سلجوقی خارج شده است.(گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350: 72) در کتیبه ای که در زیر مقرنس ایوان قرار گرفته، نام سلطان حسین دیده می شود. در این تزیینات رنگ زرد غالب است که از نمای دور موجب عظمت بیشتر مقرنس ها و زیبایی آن شده است.(تصویر 21)

ایوان شمالی نیز در اوایل قرن 6 ه.ق ساخته شده و از قسمت های جالب توجه آن قطعه سنگ یکپارچه مرمری نفیسی است که در انتهای داخل ایوان نصب شده است.این ایوان دارای تزیینات آجری جالب توجه فراوانی است. از دوره شاه سلیمان صفوی (اواخر قرن 11 ه.ق ) یک کتیبه گچبری شده باقی مانده که جالب توجه است. (گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350: 73).در میان کلیه ابنیه بررسی شده در مسجد جامع اصفهان، ایوان شمالی تنها بنایی است که شالوده دارد.شالوده ستبر و عمیق این ایوان کلاً در طرح اولیه اجرا شده است.(گالدیری،1370: 32) (تصویر 23)

سومین ایوان این دوره در ضلع شرقی صحن مسجد قرار گرفته است. این ایوان از ضلع خارج منظره سلجوقی خود را حفظ کرده است. از قسمت داخل نیز تزیینات عهد سلجوقی خود را تا حدی حفظ کرده است.با توجه به مطالعات انجام گرفته، ایوان شرقی در یک مرحله و احتمالاً زمان سلطان سنجر احداث شده و تمام بخش فوقانی نمای آن حداقل تا سال 1312ه.ق به صورت اول بوده است.(گالدیری، 1370: 41) تزیینات این ایوان در طول گذر زمان دچار تغییرات زیادی شده است. در مرحله اول ساخت ایوان، پوشش داخلی از مقرنس به شیوه پا برجا با ابعاد بزرگ همان گونه که امروز در ایوان جنوبی قابل رویت است ساخته شد. سپس در سومین مرحله دوره سلجوقی یا احتمالاً در دوره ایلخانان مقرنس کاری تجدید و با ترکیب جدید احداث شد.(گنجنامه، 1378: 61)  از این زمان تا دوره صفوی تغییری در این ایوان ایجاد نشد تا این که در دوره صفویه این مقرنس با پوششی جدید و نقوش ریز و خیال انگیزی بازسازی شد. در داخل این ایوان یک کتیبه کاشیکاری از دوره شاه سلطان سلیمان صفوی باقی مانده که حاکی این تعمیرات است. (گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1350: 73) طاق این ایوان در این دوره تجدید بنا می شود و این حاکی از هنرنمایی اساتید این فن در این زمان در شهر اصفهان دارد.(تصویر 22)

مرحله سوم: سومین مرحله توسعه و ساخت مسجد جامع در دوره سلجوقی شامل توسعه بخش جنوب شرقی مسجد و ساخت ایوان شمالی می شود(گالدیری،1370 : 26 و 34) در این ستون های سلجوقی هنوز بر پا هستند که برخی از آن ها ستون های آل بویه را در بر گرفته است. در این بخش طاق نما های زیبایی به چشم می خورد.(تصویر 24)

 

نتیجه

با توجه به مطالب فوق ملاحظه می شود که مهمترین تحولی که در مسجد جامع در دوره آل بویه صورت می پذیرد اضافه شدن یک ردیف ستون به اطراف صحن مرکزی است. به این ترتیب از فضای صحن کاسته شده و به بخش مسقف آن افزوده شده است. دلیل این امر به احتمال زیاد افزایش جمعیت نمازگزار بوده که نیاز به یک فضای وسیع تر احساس شده است. با توجه به این که در دوره آل بویه شاهد اوج جنبش های شیعی هستیم و از آن جایی که مسجد در فرهنگ اسلامی و تفکر شیعه یکی از کانون های سیاسی و فرهنگی به شمار می رود با افزایش فعالیت های سیاسی و مذهبی مردم فضای مسقف قبلی مسجد جامع دیگر جوابگوی جمعیت نبوده به همین یک ردیف ستون، دور تا دور صحن اضافه کردند.

بحث دیگری که در مورد معماری دوره آل بویه این مسجد مطرح است، معماری و تزیینات متنوع و متفاوتی است که شواهد آن را بر اساس ستون های باقی مانده از دوره بیان کردیم. در این مورد می توان دو احتمال را مطرح کرد. احتمال نخست این است که در این دوره برای ساخت این بخش های الحاقی، معماران و هنرمندان متفاوتی فعالیت داشته اند. دومین احتمال را می توان بر این قرار داد که این تنوع معماری و تزیینات به صورت آگاهانه و به خواست امرای آل بویه در اصفهان، صورت گرفته است.

دوره سلجوقی نیز از مهمترین ادوار تحولی و توسعه مسجد جامع محسوب می شود که می توان گفت شالوده و طرح اصلی مسجد که اکنون باقی مانده مربوط به آن دوره می باشد. مهمترین تغییری که در بافت مسجد بوجود آمد تغییر پلان آن از طرح شبستانی ستون دار به چهار ایوانی بود که هر چند برخی معتقدند این طرح، نخستین بار در مسجد جامع زواره ایجاد شده است(گدار،1368: 117و121) ولی می توان گفت  طرح پلان چهار ایوانی از این مسجد به صورت الگویی درآمده و در بناهای دوره سلجوقی و بعد از آن تکرار شده است.

نکته ای دیگر که باید به آن اشاره کرد این که در این دوره تزیین بنا چیزی جدا از بافت و ساختار بنا نبود بلکه طرح ها و عناصر تزیینی در حین ساخت بنا بر روی بنا ایجاد می شد که این حاکی از توانایی بالای معماران این دوره است.

 

محراب الجایتو

محراب الجایتو

 

08

 

 

 

02

 

منابع و مآخذ

_ اتینگهاوزن، ریچارد، هنر و معماری اسلامی (1) 1250-650، ترجمه یعقوب آژند، تهران: انتشارات سمت، چاپ سوم، زمستان 1382

_ انصاری، جابر، تاریخ اصفهان و همه جهان، نشر حسین عمارزاده صاحب امتیاز روزنامه و مجله خرد، چاپ مهر 1321

_آیت الله زاده شیرازی،باقر، “مساجد جامع اولیه- منطقه اصفهان- واقع در مرکز محله محال اردستان”، مجله اثر، سال لول، شماره اول، بهار 1359

_ پوپ، آرتور اپهام، معماری ایران: پیروزی شکل و رنگ، ترجمه کرامت الله افسر، تهران: یساولی، فرهنگسرا، 331 تا 332

_ سیرو، ماکسیم و گدار، آندره، آثار ایران، ترجمه ابوالحسن سرو قد مقدم، انتشارات آستان قدس، جلد 4 چاپ 1368

_  فلاری، اس، مسجد نایین، ترجمه کلود کرباسی، مجله اثر، شماره 22 و 23، ،1372 صفحه 151تا 167

_ گالدیری، اوژینو، مسجد جامع اصفهان، ترجمه عبدالله جبل عاملی، تهران: انتشارات میراث فرهنگی، جلد 3 چاپ اول 1370

_ گالدیری، اوژینو، مسجد جامع اصفهان در زمان آل بویه، ترجمه حسین علی سلطان زاده پسیان، سازمان ملی آثار باستانی، مشهد: آستان قدس رضوی، 1368

_گدار، آندره، و دیگران، آثار ایران، ترجمه ابوالحسن سرو مقدم، مشهد: آستان قدس رضوی، چاپ 1368

_ هنرفر، لطف الله، آشنایی با شهر تاریخی اصفهان، چاپ 1344

_ مافروخی، مفضل بن سعد، محاسن اصفهان، ترجمه حسین بن محمد آوی، انتشارات مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل، چاپ 1375

_ ……..، مساجد جامع ایران مسجد جامع اصفهان، انتشارات موزه رضا عباسی، چاپ 1358

_ مشکوتی، نصرالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، اولین نشریه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، تهران: انتشارات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، 1349

 

منبع: http://anthropology.ir

 

 گرداوری وبسایت   

 

 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, معماری, مسجد, اصفهان
تاریخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
مختصری درباره : تاریخچه معماری ایران 

تاریخچه معماری ایران

 
در انتها لینک دانلود فایل تصویری pdf 

1-2- ایران باستان
مرحوم پیرنیا در سبک شناسی معماری ایرانی، معماری ایران را در شش شیوه بررسی کردهاند. ایـن شـش
 سـبک بـر
اساس خواستگاهشان چنین نامیده شدهاند:
 پارسی و پارتی پیش از اسلام، خراسانی، رازی، آذری و اصـفهانی از پـس
از اسلام. در این بخش به بررسی ویژگیهای ورودی در این شیوهها به طور جداگانه پرداخته میشود.
2-2- پیش از پارسی
تا پیش از کوچ آریائیان به ایران، تیرهها و ملتهایی نه چندان شناخته شده در ایران زندگی میکردند که معماری
پیش رفتهای داشتهاند (پیرنیا، 40 :1384 ). تپه زاغه از مراکز مهم استقرار آنها با ویژگیهای مهم معماری و هنری
بوده است. در مجموعه زاغه حدود 21 خانه به دست آمده است. مکانیابی محل ورودی این خانهها با توجه به جهت
بادهای دائمی این منطقه بوده، بدین معنی که ورودی در جهتی قرار داشته که مانع نفوذ باد به درون فضای این
خانه ها شود (تصویر 11). جهت مشاهده تصاویر بر روی لینک منبع کلیک و فایل تصاویر را با فرمت pdf دانلود کنید .

فرم، فضا، نظم،101 :1375
تصویر10: خانه کافمن
فرم، فضا، نظم،262 :1375
تصویر 9: خانه مادر ونتوری، چست نات هیل، پنسیلوانیا،


فقط یک خانه با ورودی غربی یافت شده که در مقابل در ورودی آن برای احتراز از نفوذ بادهای سرد، یک بادشکن
چینهای ساخته شده بود. 
یکی دیگر از تمدنهای قبل از پارسی، تمدن ایلامی بوده است. 
مرکز تمدن ایلامیها شهر شوش بود که تاریخ پنج هزار ساله داشته است. برای بررسی این دوره به بررسی معماری
 معابد و نیایشگاههای آن
پرداخته میشود. یکی از بازماندههای ارزشمند معماری ایلامی نیایشگاه یا زیگورات چغازنبیل در نزدیکی شوش است
که از 1250 پیش از میلاد برجای مانده است (پیرنیا، 44 :1384). 

به نظر میرسد که ایلامیان به عنوان یک اصل از طریق مورب نه مستقیم وارد معابد خود میشدند، برای نمونه هیچ
یک از هفت دروازه چغازنبیل و هیچ یک از مسیرها مستقیماً به طرف معبد زیگورات نمیرود، چرا که این امر توهین به
این معابد تلقی میشده است. 
ورودی معابد ایلام به وسیله مجسمههای شیر، گاو نر و نوعی سگ محافظت میشد. 
احتیاجی نبود که این مجسمهها ابعاد عظیمی داشته باشد. 
در شکل زیر که مربوط به یک مهر متعلق به هزاره سوم
قبل از میلاد است، معبدی از ایلام قدیم نشان داده شده است. 
در این معبد دو چارچوب در بلند را دیده میشود که
فقط درِ سمت چپی عملاً به عنوان در ورودی مورد استفاده قرار میگرفته است و در سمت راست ممکن است فقط یک
در ظاهری باشد (تصویر 12 و 13). 
از نظر انطباق با اقلیم و طبیعت منطقه از بعد کالبدی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 

- یک پرده نی در مقابل ورودی وجود دارد که از فضای داخل در مقابل نور آفتاب محافظت
 میکرده است. 

- یک دسته پنجرههای مربع شکل میان در و سقف دیده میشود که به وسیله آنها درون معبد روشن و تهویه میشود.
بنابراین میتوان گفت که توجه به نحوه قرارگیری و شکلدهی به فضای ورودی سابقه بسیار طولانی در تمدن و
معماری ایران دارد.



3-2- شیوه پارسی
در معماری ایران باستان (دورههای هخامنشی) با همکاری هنرمندان مختلف بناهای بسیاری ساخته شده است. از
نمونه های بارز آن میتوان به معماری تخت جمشید اشاره کرد. 
حفظ درونگرایی (بویژه در تخت جمشید و شوش) 
اساس طراحی و شکلگیری ورودیها بوده، ساختمانها روی سکو و تختگاه قرار میگرفته و تعداد زیادی پله به
تصویر 12: طرح بازسازی معبد چغازنبیل تصویر13: 
طرح معبد ایلام قدیم بر روی یک مهر 
تصویر11: خانه های تپه زاغه
سبکشناسی اسلامی ایران،42-41 :1384
سبکشناسی اسلامی ایران،49-46 :1384

ورودی بنا منتهی میشده، استفاده از ستونهای بسیار بلند در آستانه ورودی و پلههای بسیار زیاد و دهانههای بزرگ
و بلند، ورودیهای بسیار با شکوه و عظیم ایجاد کرده است. 

بهرهگیری از پایه ستون و سر ستونها، آرایش ستونها، درگاهها و سردرها با بهره گیری از زغرهها و پتکانهها (به نقل
از پیرنیا) در فضاهای ورودی این دوران به چشم میخورد. 
ساخت آفتابگیر و سایبان در جاهای ضروری از جمله
ورودیها نشان از توجه به مسائل اقلیمی دارد. 

کلاوه ها گونه هایی از بناها بوده اند که در معماری پارسی ساخته شدهاند.
 نمونه این الگوبرداری، ساختمان کعبه زرتشت
در نقش رستم است که این ساختمانی است چهارگوشه و سنگی که ورودی و درگاه آن بلندتر از کف زمین است و
دسترسی به آن با تعداد زیادی پله صورت میگرفته است. 
بالاتر قرار گرفتن ورودی از سطح زمین نشانگر اهمیت و
عظمت بنا بوده است. 

برای ورودی به مجموعه تخت جمشید، پلکان بزرگ در ورودی با آرایش تارمی با نقش برجستهها و کنگرههای زیبا
و دروازه ملل به چشم میخورد.
 این ورودی با شکوه نماد و مقدمهای متناسب با کل مجوعه است. در تمامی موارد
بالا مثالهایی از توجه معماری در سبک پارسی به مقوله مهم ورودی در ساخت بناها در آن دوران است (تصویر 14 و
.(15

معماری پارسی


4-2- شیوه پارتی 

سبک پارتی پس از حمله اسکندر به ایران در دورههای اشکانی، ساسانی و صدر اسلام پدیدار شده است. قدیمیترین
محل سکونت پارتها که تاکنون یافت شده در نسا یا پارتانیسا است که در نزدیکی عشقآباد امروزی است. نسا از
یک شهر سفلی و یک ارگ که بیرون از حصار شهر روی تپه کوچکی بنا شده، تشکیل شده است. ورود به این ارگ از
طریق پاگردهایی که در پی دیوارهای گرد شهر قرار داشت، صورت میگرفت.
 این امر به دلیل حفظ امنیت و امر مهم دفاع بوده است. 
هر لشکر مهاجمی که در صدد حمله به این ارگ برمی آمد مجبور بود از اطراف پلکان صعود کند و
زیر آتش مداوم قرار میگرفت. 

معماران نسا فرمهای مختلف ساختمانی را مورد آزمایش قرار میدادند. 
 ورودی ها نیز به همین اندازه حالت تجربی
داشت و شامل ورودیهای ساده، هشتیها و ورودیهای ستوندار میشد.
 بارزترین ویژگی نوآوری و میراث معماری
پارتی، ایوان و میانسرا بوده است.
 استفاده از ایوان در فضای ورودی در بسیاری از بناهای دوره پارتی به چشم می-
خورد. آتشکده فیروزآباد نمونهای از این بناهاست.
 ایوان مدائن یا طاق کسری از بناهای مهم شیوه پارتی است.
 این ایوان به عنوان فضای ورودی بنا بوده است.  دهانه این ایوان که حدود 24 گز (25.30 متر) بوده، یک ورودی با عرض
بسیار زیاد ایجاد میکرده است. 

در نقشه کاخ سروستان نیز دیده میشود که ایوان اصلی همان ورودی کاخ است که با تعدادی پله به درگاه میرسد.
در مجموع ساخت ایوان در فضای ورودی، بهره گیری از کنگره ها و کوردرها در نمای جبهه ورودی بناها به صورت
قرینه، توجه به اصل درونگرایی در سلسله مراتب ورود با بهرهگیری از ایوان و میانسرا، از اصول به کارگرفته شده در
طراحی فضای ورودی در سبک پارتی است (تصویر 16 و 17).

تصویر14: پلکان بزرگ ورودی، کاخ تخت جمشید تصویر15: نقش رستم،کعبه زرتشت
ماخذ : سبکشناسی اسلامی ایران،84 :1384 ماخذ : سبکشناسی اسلامی ایران،63 :1384
منبع و لینک دانلود فایل تصویری pdf 
www.SID.ir
 
گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین 
هنرهای سنتی

برچسب‌ها: آثار باستانی, هنرهای سنتی, معماری, سبک
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۱٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
هنر و تاریخ دانستنی هایی دربارة درس هفتم کتاب « تاریخ شناسی »

هنر و تاریخ دانستنی هایی دربارة درس هفتم کتاب « تاریخ شناسی »


اشاره

نویســندة این مطلب، خــود مؤلف درس هفتم کتاب «تاریخ شناســی» دورة
پیش دانشگاهی است. 
ایشــان نوشته ای کاربردی و مفید برای تدریس بهتر درس 
مذکور به دفتر مجله ارســال داشــته بود که به دلیل تفصیل زیاد، چاپ همة آن به
صورت یکجا میســر نبود. از این رو بخشی از آن به چاپ می رسد. امید است در
شماره های آتی بخش های دیگری از آن هم پیش روی شما قرار گیرد.
استفاده از نقاشی در آموزش تاریخ
با استفاده از آثار نقاشی بازمانده از هر عصر می توان به روشن نمودن گوشه هایی از
تاریخ آن عصر کمک کرد. در این مورد، بهترین روش استفاده از تصاویری است که در
کتاب های مختلف و از جمله در خود کتاب تاریخ شناسی یافت می شود.

از بهترین نمونه های این گونه نقاشی ها، باید به نقاشی از صحنه های زندگی روزمره
اشاره کرد ؛ یعنی نقاشی هایی که در آن ها صحنه هایی از زندگانی مردم عادی به تصویر
کشــیده شده است.  
از توجه به جزئیات موجود در این نقاشی ها مانند شکل لباس ها، 
نماهای بناها، نحوة معماری، چگونگی آرایش زنان و مردان، وســایل زندگی، نوع و
نحوة صرف کردن غذا، وسایل حمل ونقل و شکل شهرها، خیابان ها و معابر عمومی
ویژگی های یک عصر یا دورة تاریخی را نشان داد. 
همین ویژگی هاست که در تبیین تاریــخ اجتماعی دوره های مختلف کارکرد دارد. بــه جز این، از تابلوهایی که حاوی 
مضامین اساطیری اند، مانند نقوش موجود برروی سفالینه های یونان باستان، و یا آنها
که دارای مضامینی مذهبی هستند، اعم از آثار مسیحی یا اسلامی و ... می توان به بیان
عقاید و آیین های مذهبی عصرها و زمان های مختلف پرداخت. 
به همین شیوه می توان به توضیح تابلوهایی پرداخت که دارای صحنه هایی از جنگ ها، انقلاب ها و شورش ها 
هســتند و یا صحنه هایی با موضوعات مشــخص سیاســی (مانند مذاکرات سیاسی،
کنفرانس ها، سمینارها، ...) را نمایان کرده اند.

به طور مثال، در تابلوهایی که نمایانگر صحنه های جنگ در زمان های مختلف اند،
نوع و شکل سلاح ها چگونگی آرایش جنگی نظامیان در حالات و شرایط مختلف، نوع
لباس ها، نوع وسایل حمل و نقل نظامی، می تواند گویای وضعیت خاص آن دوره باشد.
کلیدواژه ها: تاریخ شناسی، هنر، تاریخ و هنر.
محسن رستمی گورانی
دبیر تاریخ. کرمانشاه
رشد آموزش تاریخ دورة دوازدهم. شمارة 4 . تابستان 1390
10مجسمه سازی
بنــا به تعریفی که محققــان هنر ارائه
کرده اند، مجسمه ً ســازی اساسا به معنای
شکل بخشیدن به توده ای از مواد بی شکل
است.
در گذشــته، پیکر ً تراشــی عمدتــا به
آفرینــش شــکل های انســانی و طبیعی
محدود می شد، اما این هنر امروزه هم پای
تحولات پدید آمده در تمام ارکان زندگی
اجتماعی انســان، همچون سایر هنرها، به
شــدت متحول شده و به خلق شکل های
نو، با مواد جدید و اســلوب های نو روی
آورده است.
در اینجــا از دو نوع پیکر تراشــی نام
می بریم:
1. نقش برجســته: هنگامی که نقشی
از یــک موجود، اعم از انســان، حیوان و
غیره را روی یک سنگ یا لوح به صورت
برجسته نشان دهند به آن «نقش برجسته»
می گویند. می توان گفت تمام آثار تصویری
موجود در تخت جمشــید و دیگر بناهای
بازمانده از ایران باستان نقش برجسته اند.
نقش برجســته خود به دو نوع «تمام
برجسته» یا «نیم برجسته» تقسیم می شود.
2. پیکرة ایســتاده یا همه جانبی: این
نوع از مجسمه ها، پیکره هایی هستند که اثر
ً مورد نظر، مثلا یک انســان را، به تمامی و
در تمامی ابعاد و جهات نشان می دهند.
مجســمه ها را همچنیــن براســاس
اسلوب ســاخت آنها به دو نوع، کاهشی
(کنده کاری) و افزایشــی (پیکرتراشــی یا
پیکره سازی) تقسیم می کنند.
مجسمه ســازی یکی از قدیمی ترین
هنرهای ابداع شده به دست بشر است که
کهن ترین نمونه های آن در غارهای محل
زندگانی انسان های ما قبل تاریخ مشاهده
شــده اســت. این قدیمی ترین مجسمه ها
و بهتر اســت بگوییــم نگاره ها، که اغلب
برروی دیوارة غارها، یا روی یک صخره
ً در کوه کنده شده عموما شامل نگاره هایی
از انسان و حیوان و شکار است.
مجسمه سازی در آغاز، با تلقی خاصی
همراه بوده است. در اعتقاد شکارچیان ما
قبل تاریخ، نگارگری صحنه های شــکار
حیوانات برروی دیواره های غارها، موجب
موفقیت آنها در صحنه های واقعی شکار و
نیز سبب زیاد شدن جانوران مناسب برای
صید می شد. نوعی از مجسمه های یافت
شــده از اعصار کهن (هزاره های هفتم و
ششــم ق.م) جمجمه های واقعی انســان
اســت که صورتشان با اســتفاده از نوعی
گچ کم رنگ بازســازی شــده و در محل
چشم شــان تکه های صدف نصب شــده
اســت. این مجســمه ها مرحله ای تکامل
یافته تر از تفکرات انسانی را نشان می دهند
که به موجب نظریــة محققان تاریخ هنر
مؤید اعتقاد بشــر به وجود زندگی پس از
مرگ و تمایل انسان به حیات پس از مرگ
است.
همچنان کــه دربــارة تاریــخ تطــور
سبک های نقاشی گفته شد، مجسمه سازی
نیز تحت تأثیر تحولات سیاسی، اجتماعی،
اقتصادی و فرهنگی که در ادوار مختلف
تاریــخ رخ داده، ســبک های مختلفی را
رشد آموزش تاریخ دورة دوازدهم. شمارة 4 . تابستان 1390
11تجربه کرده اســت. این ســبک ها چه به
لحاظ محتــوا و چه به لحــاظ نام گذاری
شباهتی کامل با سبک های مختلف نقاشی
ً شــباهت و همانندی های
دارند. اصــولا
فراوان بین دو هنر نقاشــی و پیک تراشی
به گونه ای اســت که هــر دو را در قالب
یک مفهوم، یعنی هنرهای تجسمی تعریف
می کنند. در بعضی از دوران ها بسیاری از
نقاشان بزرگ مجسمه ســازان بزرگی نیز
بوده اند.
پیشینة پیکرتراشی در ایران
شــاید بتــوان قدیمی ترین مجســمة
یافته شــده در ایران را پیکرة آدمکی گلی
دانســت که در تپة ســراب حصار سفید
کرمانشــاه و از داخل یــک قبر متعلق به
حدود هفت هزار ســال پیش پیدا شــده
است. باستان شناسان ســاخت این گونه
آدمک های گلــی را که تحت عنوان کلی
ُت» نام گذاری کرده اند ناشــی از عقاید
«ب
اقوام باســتانی پیرامون ادامة حیات انسان
در دنیای دیگر می دانند.
نقوش مربوط به اقوام لولوبی موجود
در سرپل زهاب کرمانشاه بخصوص نقش
آنوبانی نی با قدمتی در حدود چهار هزار و
دویست سال و نیز سنگ نگاره های عیلامی
موجود در خوزستان و نواحی اطراف از
جمله مهم ترین آثار پیکره ســازی متعلق
بــه ایران قبل از ورود آریایی ها مجســمة
مرمرین گاوی که از زیگوارت چغازنبیل
شوش به دست آمده نیز از جمله عالی ترین
آثار تجســمی است که از عیلام باستان بر
جای مانده است.
همچنین باید به مجسمه هایی مفرغی
به دست آمده از لرستان و سایر نقاط ایران
اشــاره کرد که نمونه هایی جالب توجه از
هنرهای تجسمی ایران در دوران های پیش
از ورود اقوام آریایی محسوب می شوند.
امــا از جملــه قدیمی تریــن ســنگ
نگاره هایی کــه از ایرانیان آریایی موجود
اســت، سنگ نگاره هایی است که در کنار
آرامگاه های صخــره ای بازمانده از دوران
ماد در غرب ایران کنونی یافت می شــود.
از جملــه می توان بــه حجاری های گور
دخمه های اسحاق وند، دکان داود، صحنه
ِزقپان (دختر دزد)
(همه در کرمانشاه) و ق
در خاک کردستان فعلی عراق اشاره کرد.
پیکره های حجاری شده در پاسارگاد،
تخت جمشــید، نقش رســتم (همــه در
فارس) شــوش (خوزســتان) و بیستون
(کرمانشــاه) همه و همه نمایانگر اعتلای
هنر پیکره سازی در ایران دورة هخامنشی
است؛ و این ها همه به غیر از اشیای فلزی
از جمله جام ها یا ریتون هایی است که از
آن عهــد باقی مانده و هــر کدام نمونه ای
عالی از هنر حکاکی دوران هخامنشــی را
در معرض دید همگان قرار می دهد.
از دوران سلوکی غیر از نقوش موجود
برروی سکه های این دوران و برخی آثار
تجسمی باید به مجسمة هرکول در بیستون
کرمانشاه اشاره کرد که شاهدی برجسته از
فنون مجسمه سازی ســبک یونان باستان
است.
در دوران اشکانی و هم زمان با تسلط
سلســله ای بر ایران، که در اصل پیشــینة
شبانکاره ای داشــتند. هنر مجسمه سازی
ایران نزول فاحشــی پیدا کرد. کافی است
که نقوش هخامنشی بیستون را با نمونه های
نقوش اشکانی در همان محل مقایسه کنیم
تا صحت این نظر تأیید شود. اما در دوران
ساســانی هنر پیکرة ســازی ایــران باز به
دورانی از اعتلا بازگشت نشانة این تحول
غیر از حکاکی های موجود بر روی ظروف
و اشیای فلزی، سنگ نگاره هایی است که
از این عهد در نقش رســتم، نقش رجب،
فیروزآباد و سایر نقاط فارس، و بخصوص
در طاق بستان کرمانشاه، باقی مانده است.
خبرگان هنر مجسمه سازی، نقش شبدیز
درطاق بستان کرمانشاه را با آثار میکل آنژ
قابل مقایسه می دانند.
در پــی ورود اســلام بــه ایــران و
ممنوعیت مجسمه ســازی و تصویرگری
رشد آموزش تاریخ دورة دوازدهم. شمارة 4 . تابستان 1390
12هنرمنــدان ایرانــی، در قالب های دیگری
که نمی توانست مورد تعرض قرار بگیرد،
روی آوردند. از جمله تزیینات ساختمان ها،
بخصوص اماکن مقدس بود که در شکل
گچ بری و بیشتر به صورت نقوش گل و بوته
و یــا آیات قرآنــی و در قالب خط زیبای
کوفی خود را نشان می داد. همین طور باید
به تزیینات آجرکاری بخصوص در نمای
ظاهری مناره ها که در قالب نقوش هندسی
و یا تحریر آیات قرآنی و کلمات مقدسه
(خط معقلی یا بنایی) جلوه می کرد، اشاره
نمود.
البته نقوش روی سکه ها و نیز حکاکی
برروی اشــیای فلزی را بایــد نمونه های
دیگری از هنر پیکره ســازی در ایران پس
از اسلام محسوب داشت.
از دوران قاجــار رفته رفتــه فنــون و
ســبک های جدیــد ایــن هنر، همــراه با
بســیاری از افــکار و اندیشــه های نوین
پیرامون هنرهای مختلف از اروپا به ایران
منتقــل شــد و دوران تــازه ای را در هنر
مجسمه ســازی ایران پدیدآورد. امری که
هنوز هم تداوم دارد.
کارکرد تاریخی مجسمه ها و هنر
مجسمه سازی
انواع پیکرتراشی و پیکره های ساخته
شده، همچون دیگر آثار هنری، منبعی از
اطلاعات پیرامون گذشتة انسان ها به شمار
می آید. دبیران تاریخ می توانند با اســتفاده
از مجسمه ها و سنگ نگاره های مختلف به
استخراج مطالبی پیرامون تاریخ اجتماعی،
آداب و رســوم، عقاید مذهبی، مســایل
سیاسی، اقتصادی، حقوقی و هنری ادوار
گذشته بپردازند و البته اگر بتوان این کار
را ضمــن حضور در کنــار این گونه آثار،
ً مثــلا در موزه ها و اماکــن تاریخی انجام
ً دارد، مســلما مؤثرتــر، مفیدتــر و کارآتر
خواهد بود.
از جمله در تخت جمشید می توان به
کمک این حجاری ها اقوام تابع حکومت
هخامنشــی را شــناخت و در نتیجه ابعاد
جغرافیای سیاسی این امپراتوری را روشن
کرد. (تاریخ سیاسی)
ً مثــلا لباس هــا، آرایش هــا و دیگــر
جلوه های ظاهری هر یــک از نمایندگان
ایــن اقوام، بخشــی از آداب و رســوم و
بنابراین قســمتی از تاریــخ اجتماعی آن
دوران را بازتــاب می دهد؛ یــا مهم ترین
محصولات هر یک از اقوام که به صورت
تحفه برای شــاه آورده انــد، از اقتصاد آن
دوران ســخن می گوید. حضــور مادها و
پارس ها در کنــار نمایندگان ملل تابع، به
عنوان راهنمــا، از نظام اداری ـ سیاســی
آن عهد خبر می دهد. چگونگی برگزاری
مراسم نوروز، حداقل بخشی از آن، عقاید
دینی و اجتماعی مردم آن عصر را نمایان
می سازد. خصوصیات فنی سنگ نگاره ها
از تاریخ هنر در دوران هخامنشی صحبت
می کند. خطوط و زبان هایی که کتیبه های
موجود بــر روی پلکان ها به آن خط ها و
زبان ها نوشــته شده اند، به لحاظ فرهنگی
ـ اجتماعــی بیانگــر بســیاری از مطالب
هستند. نقوش گل ها و درختان که بر روی
خطوط کادر بندی های تصویر شــده اند،
نشــان دهند، بخشی از عقاید اساطیری و
دینی آن دوران است، و بالاخره سلاح ها و
ابزارهای جنگی که سربازان حمل می کنند
ما را از تاریخ نظامی دورة هخامنشی مطلع
می سازد.
منابع برای مطالعة بیشتر
1. گاردنر هلن، هنر در گذر زمان، ترجمة محمدتقی
فرامرزی، تهران نگاه و آگاه، 1370
2. مرزبان، پرویز، خلاصه تاریخ هنر، تهران، علمی
و فرهنگی، 1378
3. وزیری، علینقی، تاریخ عمومی هنر، تهران،
هیرمند،1369
4. گشایش، فرهاد، تاریخ هنر، بی جا، عفاف، 1384
5. آریان پور، امیرعباس، جامعه شناسی هنر، بی جا،
بی نا، بی تا
امیرنظام گروسى به همراه مظفرالدین شاه
سکه های اشکانی
رشد آموزش تاریخ دورة دوازدهم. شمارة 4 . تابستان 1390
13
 
منبع : لینک دانلود فایل آموزشی pdf 
 
گرداوری فن و هنر ایران زمین 

برچسب‌ها: کتاب, هنر, تاریخچه, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۳۱
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

سلام دوستان هنر دوست 

در این مطلب به معرفی یکی از هنرمندان ایران زمین خواهم پرداخت که از طریق وبلاگ ایشان با کارهای زیبا و تاثیر گذار ایشان اشنا شدم . 

امیدوارم از نمونه خوشنویسی های زیر لذت ببرید .

شما میتوانید از طریق لینک زیر به وبلاگ ایشان وارد شوید و ادامه تصاویر را بازدید بفرمایید :

خط نسخ ایرانی  

سخنی از جناب علی عباس آبادگر 

این وبلاگ حاوی نمونه های خطوط نسخ و کوفی بوده و همه آنها دستخط حقیر علی عباس آبادگر می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. در حد توان نیز آماده هستم تجربیات خود را در اختیار علاقه مندان قرار دهم.

 ادامه تصاویر در ادامه مطلب :

با تشکر از توجه شما 

گرداوری سایت گروه فن و هنر ایران زمین 



برچسب‌ها: هنر سنتی, هنر اسلامی, هنر, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۳٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

توسعه صادرات صنایع دستی از برنامه های مهم کشور است

ارومیه - ایرنا - مشاور معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت:

توسعه صادرات صنایع دستی از برنامه های مهم و اساسی سازمان میراث فرهنگی در سال آینده است.

توسعه صادرات صنایع دستی از برنامه های مهم کشور است

'محمدرضا رشید کردستانی چهارشنبه شب در آیین افتتاح دومین نمایشگاه سراسری صنایع دستی آذربایجان غربی در ارومیه افزودر:

صنایع دستی و میراث فرهنگی جزو منابع تجدیدناپذیر کشور هستند که تنها عامل حفاظت کننده این دو اعتبارات است.

 

کردستانی با بیان اینکه از طرح های موجود در زمینه صنایع دستی حمایت می کنیم گفت:

آمادگی داریم تا بازارچه های صنایع دستی را ایجاد کنیم و طرح های خوبی نیز در زمینه صنایع دستی داریم که می توانند جایگزین کشاورزی به عنوان یک روش معیشت شوند.

 

وی ادامه داد:

داشتن مدیری توانمند که در این حوزه توانایی خاصی داشته باشد می تواند کمک شایسته ای به توسعه صنایع دستی و مشاغل حاصل از آن داشته باشد.

 

معاون امور عمرانی استاندار آذربایجان غربی نیز در این مراسم با اشاره به ظرفیتهای خوب استان در حوزه صنایع دستی گفت: هنرمندان ذخایر فرهنگی استان بوده و نیازمند شناسایی و قدردانی هستند.

 

'هادی بهادری' با بیان اینکه هنرمندان صنایع دستی مهجور مانده اند ادامه داد: نمایش هنر و صنعت هنرمندان یکی از راههای قدردانی و نیز معرفی آنان در سطح جامعه است.

 

وی گفت: کل کارمندان استان 60 هزار نفر است در حالی که بخش صنایع دستی استان بدون اینکه باری بر دوش دولت بگذارد 20 هزار نفر را جذب و مشغول به کار کرده است.

 

وی اضافه کرد:

با توجه به بحران حاصل از خشکسالی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، صنایع دستی می تواند شغلی جایگزین برای کشاورزی باشد که از نظر اقتصادی برای روستاییان نیز بسیار مفید است.

 

بهادری با اشاره به آموزشهای مرتبط با صنایع دستی در آذربایجان غربی گفت: برای خروج این صنعت از حالت رکود باید آموزشهای دانشگاهی در این زمینه توسعه یابد.

 

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی نیز در این آیین گفت: هم اکنون 20 هزار نفر در بخش صنایع دستی در استان در 30 رشته فعالیت می کنند.

 

جلیل جباری اظهار کرد: یک هزار پروانه برای فعالان صنایع دستی استان صادر شده و از کل فعالان این حوزه دو هزار نفر در 20 رشته در زمینه مشاغل خانگی کار می کنند.

 

وی ادامه داد:

میزان صادرات صنایع دستی استان در سال گذشته یک میلیون و 200 هزار دلار بوده است.

 

جباری اظهار کرد: به خاطر تعطیلی برخی کارگاههای صنایع دستی در استان با تامین اعتبار 52 کارگاه برای دریافت اعتبارات به مبلغ 25 میلیارد ریال به بانکها معرفی شده اند.

 

وی گفت:

اگر هم مشکلی در زمینه دریافت تسهیلات وجود دارد مربوط به سیستم بانکی است و باید بانکها در این زمینه اقدامات لازم را انجام دهند.

 

در این آیین به 15 نفر از فعالان صنایع دستی در استان، نشان ملی مرغوبیت اهدا شد.

 

این نشان هر دو سال یک بار در کشور اهدا می شود.

 

دومین نمایشگاه سراسری صنایع دستی آذربایجان غربی با حضور هنرمندان و مسوولان استانی شامگاه دیروز چهارشنبه در محل نمایشگاههای بین المللی ارومیه گشایش یافت.

 

این نمایشگاه دارای 150 غرفه است که در آن با دعوت از هنرمندان و صنعتگران صنایع دستی 30 استان کشور، سعی شده تا مردم آذربایجان غربی با رشته های مختلف صنایع دستی کشور آشنا شوند.

 

هنرمندان استان 50 غرفه از غرفه های نمایشگاه صنایع دستی استان را به خود اختصاص داده اند.

 

در دومین نمایشگاه سراسری صنایع دستی آذربایجان غربی هنرهایی مانند سراجی سنتی، شیشه گری، صنایع چوب، تراش سنگهای قیمتی، سازسازی، معرق روی چوب، نقاشی سفال، نقاشی و کنده کاری روی شیشه، گلیم، چارق، تابلو های برجسته، صنایع چرم و غیره به نمایش گذاشته شده است.

 

آذربایجان غربی دارای 20 هزار نفر فعال در زمینه صنایع دستی است که سال گذشته یک و میلیارد و 200 هزار دلار ارزش صادرات صنایع ستی هنرمندان استان بوده است.

 

دومین نمایشگاه سراسری صنایع دستی آذربایجان غربی تا 30 شهریور ماه در سالن شماره 2 نمایشگاههای بین المللی ارومیه در پارک جنگلی این شهر برای بازدید عموم دایر است.

 

منبع ایرنا

 گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین 


برچسب‌ها: صنایع دستی, میراث فرهنگی, هنرهای سنتی, فن و هنر ایران زمین
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۳٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
مونالیزا 
زیباترین تابلو های دنیا

 

این صورت با لبخند مرموزش، خود به تنهایی با هنر مترادف شده است و قطعا مشهورترین نقاشی است که همه‌مان می‌شناسیم.

مونالیزا تقریبا تاثیرگذارترین پرتره در طول تاریخ نیز بوده است.

نقاشی رنگی ونگوگ 


نقاشی رنگی ونگوگ

بی‌شک این اثر یکی از زیباترین و دوست داشتنی‌ترین تابلوهای نقاشی جهان است. به طوری که نوابغ بعد از ونگوگ از آن تاثیر گرفته‌اند. 
گویا ونگوگ قصد داشته در طول نیم قرن یا بیشتر با استفاده پرمعنی اش از رنگ، نوابغ و هنرمندان سراسر جهان را تحت تاثیر قرار دهد.

 

نقاشی رنگی گل‌های آفتابگردان ونگوگ 

نقاشی رنگی گل‌های آفتابگردان ونگوگ

ونگوگ بعد از ترک زادگاهش هلند به مقصد جنوب فرانسه برای تشکیل انجمن هنری، این گل‌های آفتابگردان را نقاشی کرده است. 
او این اثر را برای تزئین اتاق خواب دوستش پل گوگن نقاشی کرد. ونگوگ سال بعد یعنی سال 1889 کپی دیگری نیز از این نقاشی کشید و شاید هم کپی دیگری در سال بعدتر. 
کپی‌‌ها و نسخه‌‌های متفاوت دیگری از این تابلو نیز به شاگردان او نسبت داده شده است.

این گل‌های هنری معروف در قلبشان نمونه ساده‌ای از ایجاز زندگی را به نمایش می‌گذارند؛ آنها چرخه‌‌های متفاوت زندگی ما هستند، شکوفه‌‌های شاداب و باطراوت تا پژمردگی و نابودی... . 

 موج نهم شاهکاری واقعی از نقاش آیوازوفسکی

 موج نهم شاهکاری واقعی از نقاش آیوازوفسکی

تابلوی موج نهم شاهکاری واقعی است. آیوازوفسکی در این نقاشی که تلاش شوم گروهی را برای نجات یافتن از امواج بی‌رحم اقیانوس نشان داده، به کمال تکنیکی ناب خویش دست یافته است. 
با وجود این قوی‌ترین بخش این کمپوزیسیون در مرکز نقاشی قرار دارد که مرموز‌ترین و عرفانی‌ترین بخش و نمایش‌دهنده تشعشعات خورشید است و به صحنه با طیفی از رنگ‌های قوی سبز و صورتی، روشنایی بخشیده است. همچنین بارها از این نقاشی به اسم زیباترین نقاشی روسی نام برده شده است.

 

 بزرگ‌ترین نقاشی بریتانیایی ( آکادمی ‌سلطنتی ) 

 بزرگ‌ترین نقاشی بریتانیایی ( آکادمی ‌سلطنتی )

این تابلو به عنوان بزرگ‌ترین نقاشی بریتانیایی مورد تجلیل واقع شده است. وقتی که برای اولین بار سال 1821 در آکادمی ‌سلطنتی نمایش داده شد، هیچ خریداری نیافت. ولی وقتی در فرانسه، تئودور گریکالت این اثر را تحسین کرد، بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

 

سازه برج بابل بروگل - راهی برای رسیدن به بهشت

سازه برج بابل بروگل

موضوع این نقاشی سازه برج بابل است. در کتاب مقدس آمده که این برج ساخته دست بشر برای رسیدن به بهشت بوده است. بروگل در نشان دادن معماری برج بابل با طاق‌‌های بی‌شمار و نمونه‌‌های دیگر از مهندسی رومی، عمدا کلسئوم روم را تداعی کرده است. 
هدف او از این نقاشی این بوده که خطرات غرور بشر و شاید هم زیانبار بودن عقلانیت کلاسیک در مواجهه با علوم دینی و مسیحی را نشان دهد.

 

 کشتی جنگی قدیمی نقاشی برتر در سال 2005 انگلستان

 کشتی جنگی قدیمی نقاشی برتر در سال 2005 انگلستان

در مهم‌ترین بخش نقاشی، یعنی کشتی جنگی قدیمی، ترکیب‌بندی غیرعادی است، این بخش در سمت چپ تصویر جای گرفته، یعنی جایی که بر شکوه و جلال اثر تاکید می‌شود. 
اکثر رنگ‌های شبح‌گونه این اثر در گوشه‌ای از مثلثی قرار گرفته است که در دو گوشه دیگر آن آسمان آبی و همچنین مه ای که به سوی آسودگی خیال پیش می‌رود ، قرار دارد. سال 2005 این نقاشی به عنوان عالی‌ترین اثر هنری در گالری هنر بریتانیا انتخاب شد.

 

 عنوان بهترین کار رامبرانت


برچسب‌ها: تابلو, زیبا, نقاشی, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/٢٦
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

 

آثار چوبی، عاج و استخوان: واژه شناسی حفاظت و مرمت آثار چوبی (1): «واژگان عمومی و ساختار»

 

حفاظت و مرمت در ایران دانش نوپایی است که اکثر منابع اطلاعاتی آن به زبان انگلیسی می‌باشد.در این میان‌ حفاظت آثار چوبی شاخه‌ای است که هنوز در ایران به درستی به آن پرداخته نشده است و شناخت اصطلاحات‌ تخصصی و معادل یابی آنها جهت درک صحیح مفاهیم مطرح شده در منابع مختلف ضروری می‌نماید.در متن حاضر سعی شده است مهم‌ترین اصطلاحات مربوط به واژگان عمومی و ساختار آثار چوبی در زمینه حفاظت و مرمت مورد بررسی قرار گیرد.البته معادل‌های ذکر شده صرفا در حیطه حفاظت و مرمت چوب بررسی گردیده‌اند.

واژگان کلیدی: اصطلاحات تخصصی،حفاظت،مرمت،آثار چوبی،واژگان،ساختار

 جهت دریافت مقاله بر روی لینک منبع کلیک کنید 

منبع : وبسایت

گرداوری فن و هنر ایران زمین

 

 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, مرمت, مرمت چوب
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/٢٦
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

هنر در عهد اشکانیان

 

از هنر این دوره اطلاعات زیادی در دست نیست و آثار مکشوفه به دلیل در دسترس نبودن معیارهای معتبر تاریخ گذاری، کمتر راهگشا هستند با این حال اندک آثار موجود ، حاکی از رهایی تدریجی هنر این دوره از تأثیر هنرهای یونانی و رومی است. در دوره ی اشکانیان هنر ایران تا حدودی ملهم و متأثر از سنت های پیشین خود بود. با این حال این هنر کاملاً ایرانی به شمار می رفت و اگر چه از نظر تکنیک و موضوع تا حدی دچار انحطاط شده بود ولی صبغه ی ملی خود را حفظ کرده بود. هنرمندان این عهد به اقتضای زمان، کم کم آثار هنر، یونانی را که محصول حکومت اسکندر و جانشینان او بود از خاطره ها زدودند و هنری نو و ایرانی به وجود آوردند. از جلوه های مهم هنری این عهد ، هنر گچبری را می توان نام برد که رواج بسیاری داشت و نقوش آن تلفیقی از سبک یونانی و هخامنشی است. بهترین آثار هنری گچبری این عهد بر روی دیوارهای مکشوف در آشور، اوروک (در عراق) و کوچه خواجه (در سیستان) یافت شده است. رونق هنر گچبری بیشتر به سبب وفور گچ معدنی و سهولت کار با آن بوده که رغبت بیشتری در استفاده از این روش تزئینی را سبب می گشته است. در آن روزگار ملاط گچ به سهولت بر دیوار کشیده می شد و به سرعت خود را می گرفت و سفت می شد لذا هنرمندان اشکانی به سرعت و سهولت می توانستند سطح وسیعی را با نقش و نگاره های زنجیره ای بپوشانند. رواج این نوع نقوش تکرار شونده را برخی مرتبط با نقوش مشابهی می دانند که در بافته های ایلیاتی پارتیان چادر نشین مشاهده می شود. 
در دوره ی اشکانی صنایع دستی نیز ترقی کرد و این خود عامل مهمی در تجارت و بازرگانی با بنادر سوریه و فینیقیه بود. یکی از عمده ترین کالاهای صادراتی زمان اشکانیان، بافته های پارچه ای بود که به نقش ها و تصاویر مقتبس از نقوش اساطیر ایرانی و یونانی مزین بود. برخی از این پارچه ها نیز با پولک های نقره و نخهای زری و نقوش زرین تزئین می شد.
حجّـاری ها و مجسمه های کوچکی که از گل ِ پخته شکل گرفته اند و مجسمه های مفرغی که از جنس عاج و به نحو ناشیانه و زمخت ساخته شده اند، نمونه هایی از آثار این دوره محسوب می گردند. کوزه های سفالین عهد اشکانی عمدتاً دارای نقش هایی بوده اند و انواع ساده و رنگی آنها دارای اهمیت هنری چندانی نمی باشند.
هنر چهره پردازی اشکانیان نیز نوعی شیوه واقع نمایی را اختیار کرده و تضاد با شیوه ی آرمانی یونانیان به ویژه در مسکوکات این دوره مشهود است. به گونه ای که در نقش روی سکه های این دوره حتی به جزئیات ناچیز هم توجه شده است . 
هنر اشکانی ، پرتو افکن تمدن های همجوار خود نیز گشت و بر اقوام بدوی همسایه خود ، تا دشت های روسیه جنوبی و حتی چین تاثیر گذاشت. اشکانیان به نوبه ی خود از هنر این اقوام الهام گرفتند و شیوه ی جواهر سازی رنگارنگ و پر زرق و برق از آن زمان در ایران رایج گشت. در مجموع باید گفت با وجود شاخصه های هنری مزبور به دلیل آنکه سلاطین اشکانی و اطرافیان آنها توجه زیادی به امور هنری نداشتند در مدت طولانی حکومت آنان هنر ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست نیافت. آثار برجای مانده نیز نشان می دهد که هنرمندان پارتی چندان در فکر ابداع و نوآوری نبودند و بیشتر به ظواهر امور علاقه نشان می دادند. با این حال هنر پارتی راه خود را به سوی آینده گشود و موفق شد آنچه را که میراث اجدادی و ملی خود محسوب می شد احیا و به قرون بعد رهسپار سازد. 
منابع : 
۱- هوار، کلمان : ایران و تمدن ایرانی، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۸.
۲- گیرشمن ، رمان : ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۳.
۳- راوندی، مرتضی : تاریخ اجتماعی ایران (جلد اول)، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۷.

 
 
 

منبع : تبیان

 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, اشکانیان
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/٢٥
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
عکس  مرمت آرامگاه یعقوب لیث صفاری با چوب صندوق میوه!
منبع : خبرگزاری مهر
گرداوری www.woodash.ir
آرامگاه یعقوب لیث صفاری که با شماره 2550 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده وضعیت مناسبی ندارد و در ضریح آهنی مقبره آن از چوب صندوق میوه برای اتصال بخشهای مختلف استفاده شده و روی آجرها و دیوار قدیمی آرامگاه نیز میخهایی زنگ زده و تارعنکبوت جلب توجه می کند.

  آرامگاه یعقوب لیث صفاری که با شماره 2550 در آثار ملی ایران به ثبت رسیده است در روستای شاه‌آباد در ده کیلومتری دزفول، سمت راست جاده دزفول به شوشتر قرار دارد. کنار این آرامگاه بازمانده‌های شهرجندی شاپور دیده می‌شود. همچنین در بخش غربی شهر دزفول از مسیر اندیمشک به دزفول تندیس عظیم یعقوب لیث که سوار بر اسب می تازد نصب شده و این مهر تائید دیگری بر وجود آرامگاه یعقوب لیث است.

یعقوب لیث صفار نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد و پس از آن دیگر کسی حق نداشت در دربار او به زبانی غیر از پارسی سخن بگوید. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب "تاریخ زبان فارسی" آورده‌است: «در سال ۲۵۴هجری، یعقوب لیث صفار، دولت مستقل ایران را در شهر زرنج سیستان تاسیس کرد و زبان فارسی دری را زبان رسمی کرد که این رسمیت تا کنون ادامه دارد.»


سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان افزود،آرامگاه یعقوب لیث با گنبد بلند مضرس (دندانه دار) سفید رنگ در قسمت شمال شرقی روستای شاه‌آباد در 5 کیلومتری جاده دزفول – شوشتر، در میان یکی از مهم ترین محوطه های تاریخی ایران یعنی خرابه های شهر ساسانی و دانشگاهی جندی شاپور قرار دارد. گنبد این آرامگاه یعقوب لیث صفاری از بهترین نوع گنبد های مخروطی واقع در خوزستان است.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اظهار داشت: «بنای آرامگاه از یک ورودی برخوردار است و سطح داخلی آرامگاه را از سطح بیرونی آن جدا می کند. سازه اصلی بنا خشت خام است و نقوش برجسته و ملات گچ و خاک دارد.»

گهستونی یادآور شد: «بنا به گفته های مردم محلی چون در حدود چند دهه پیش کتیبه ای بر روی دیوار گنبد قرار داشته که به خط عربی نام یقعوب لیث سردار بزرگ و نخستین شهریار ایرانی نوشته شده بود این فرض که مقبره یعقوب لیث در این مکان قرار دارد را بسیار کرد. اما اکنون با اسپری مشکی نام یعقوب لیث را پاک کرده اند. تابلوی میراث فرهنگی نیز با همان رنگ سیاه مخدوش شده است.»

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با بیان اینکه در محوطه 9 هکتاری و فنس کشی شده آرامگاه، قبرستانی بزرگ مشاهده می شود که سنگ قبرهای قدیمی آن به قدیمی بودن این بنا گواهی دارد افزود که ضریح آرامگاه به هیچ وجه در حد مقام هر شخصیتی که زیر این خاک خفته باشد نیست چه آن شخص یعقوب لیث باشد و چه شاه ابوالقاسم.

در بخشهای مختلف ضریح آهنی این مقبره، از چوب صندوق میوه برای اتصال بخش های مختلف ضریح استفاده کرده اند و روی آجرها و دیوار قدیمی آرامگاه میخ هایی زنگ زده، سیم های کج و مهوج، تارعنکبوت های با گستره زیاد، موکت های رنگ و رو رفته، درب ورودی بسیار مواقع قفل زده شده، محوطه سازی نامناسب و... به نحو نازیبایی جلب توجه می کند.


این آرامگاه با محوطه 9 هکتاری اش دو چشمه سرویس بهداشتی دارد که مدت هاست نه آب دارد و نه دربشان باز است. حتی از تجهیز ساختمانی با دو اتاق که از قبل در محوطه ساخته شده بود و برای راه اندازی پایگاه جندی شاپور در نظر گرفته شده خبری نیست. راه اندازی این پایگاه در دور اول سفر هیات دولت مصوب شد اما تا کنون نسبت به راه اندازی آن اقدامی صورت نگرفته است.
link : www.woodash.ir

برچسب‌ها: مرمت, مرمت چوب, هنرهای سنتی, مرمت آثار باستانی
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۱٤
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

 

احداث اولین شهرک صنعتی درودگران قم

 

 

رئیس اتحادیه درودگران قم گفت: اولین شهرک صنعتی ویژه درودگران در آینده نزدیک در ابتدای جاده گرمسار احداث می‌شود.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه قم، مجتبی صفایی درجمع خبرنگاران با اشاره به این مطلب اظهار کرد: این شهرک در ابتدای جاده گرمسار با مشارکت شرکت شهرک‌های صنعتی استان قم در آینده نزدیک احداث خواهد شد و واگذاری زمین‌های آن نیز به متقاضیان از 27آبان ماه سال جاری آغاز خواهد شد.

 

وی با اشاره به فعالیت بیش از 4 هزار نفر در بخش صنایع چوب و درودگری استان، خاطر نشان کرد: پیش‌بینی می‌کنیم که بیش از نیمی از این افراد فاقد پروانه کسب باشند و اگر بنا باشد که این واحدها در آینده به شهرگ صنعتی درودگران منتقل شوند، از هم اکنون سازمان صنعت،معدن وتجارت استان به فکر چاره اندیشی برای این عزیزان باشند.

 

وی به توان رقابت صنعت چوب قم با صنایع چوب ایتالیا اشاره کرد و افزود: با توجه به این پتانسیل بالا در تولیدات صنعت چوب استان، ما در زمینه تامین 30درصد از مواد اولیه آن که از خارج از کشور تامین می‌شود، ما دچار مشکل هستیم که امیدواریم مسئولان مربوطه در این زمینه مساعدت‌های لازم را انجام دهند.

منبع : ایسنا


برچسب‌ها: نجاری درودگری, هنرهای سنتی, چوب, ایران هنر
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۱
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

نمونه کار کارگاه درودگری و نجاری فن و هنر ایران زمین

با بیش از 20 سال سابقه

www.woodash.ir

کوبه طرح قدیم ساخته شده به روش ریخته گری با چدن

ساخت کوبه و لولای درب های قدیمی به روش سنتی توسط اقای حیدری انجام میشود .

صنایع چوب و هنر ایران زمین سازه های چوبی سنتی

گره چینی ، ارسی سازی طراحی و ساخت دربهای قدیمی

گل میخ ریز ، کوبه کوچک و بزرگ


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, نجاری درودگری, گره چینی, درب قدیمی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/٢٧
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

موضوع:بروشور شغلی(نجاری)

گرداوری کارگاه فن و هنر ایران زمین 

عنوان شغل : نجاری

نجار یا درودگر کسی است که حرفه‌اش ساخت خانه، مبل و دیگر وسایل از چوب است . 

 

نجاری و درودگری

فن و هنر ایران زمین


برچسب‌ها: نجار, نجاری درودگری, کارگاه, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٤
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

دکوراسیون به سبک روستایی ( روستیک - rustic )

دکوراسیون به سبک روستایی ( روستیک - rustic )

 

دکوراسیون به سبک روستایی ( روستیک - rustic )

دکوراسیون به سبک روستایی ( روستیک - rustic )

دکوراسیون به سبک روستایی ( روستیک - rustic )

 

سایت گالری عکس روستیک 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

www.woodash.ir

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

 

گالری عکس و نمونه کار روستیک

منبع : سایت روستیک


برچسب‌ها: چوب, هنرهای سنتی, ایران هنر, مقالات و عکس
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٩
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

درب قدیمی به رنگ لاجوردی 

گالری عکس فن و هنر ایران زمین

 خط و هنر ایران زمین

گالری عکس فن و هنر ایران زمین

 پنجره ارسی

گالری عکس فن و هنر ایران زمین  گره چینی

 گره چینی

چوب طبیعی طرح سنتی با تکه الوار، شاخه و تنه درخت طبیعی

 درب چوبی قدیمی با کلون و گل میخ های متعلق به معماری دوره قاجار 

گالری عکس فن و هنر ایران زمین  چلنگری آهنگری زمودگری

 چلنگری ، اتشکاری ، زمودگری 

گالری عکس فن و هنر ایران زمین نقش و طرح

 نمونه ای از آجر کاری قدیم 

گالری عکس فن و هنر ایران زمین

لولای طرح قدیمی 

گالری عکس فن و هنر ایران زمین یراق و لولای قدیمی

 گل میخ و قفل و یراق قدیمی

لولای طرح قدیمی   فن و هنر

گره چینی 

گره چینی

کمد قدیمی 

حصیر کار شده پشت گره شمسه

حصیر کار شده پشت گره شمسه 

چوب طبیعی طرح سنتی با تکه الوار، شاخه و تنه درخت طبیعی

نرده چوبی 

چوب طبیعی طرح سنتی با تکه الوار، شاخه و تنه درخت طبیعی

نیمکت چوبی ، باغ پرندگان 

الاچیق ، پرگولا چوبی ، باغ پرندگان

الاچیق ، پرگولا چوبی ، باغ پرندگان 

الاچیق نرده چوبی  ، پرگولا چوبی ، باغ پرندگان

آلاچیق نرده چوبی  ، پرگولا چوبی ، باغ پرندگان 

آلاچیق چوبی

 آلاچیق چوبی

درب قدیمی

ابزار و یراق قدیمی 

چوب طبیعی طرح سنتی با تکه الوار، شاخه و تنه درخت طبیعی

 

گالری عکس و نمونه کار های گروه فن و هنر ایران زمین 

 نمونه کار 

گالری عکس و نمونه دکوراسیون فن و هنر ایران زمین

کاشی معرق

گالری عکس و نمونه دکوراسیون فن و هنر ایران زمین

خورده کاشی

خورده سنگ

گالری عکس و نمونه دکوراسیون فن و هنر ایران زمین

درب چوبی سونا

درب چوبی

طرح درب قدیمی به رنگ سبز آبی ( فیروزه ای سیر متمایل به سبز آبی )

نمونه درب چوبی

نمونه درب چوبی قدیمی

چوب سندبلاست ( کهنه کاری )

نمونه درب چوبی قدیمی

نمونه درب چوبی  قدیمی

 رنگ زنگاری : 

زنگاری
به رنگ زرنگار, سبزرنگ, شبیه زنگاریامس
( صفت ) 1 - منسوب به زنگار . 2 - برنگ زنگار سبز رنگ زنگار فام .

خط زنگاری
خط سبز رنگ کنایه از موی تازه بر دمیده صورت .

خیمه زنگاری
کنایه از آسمان

 

نمونه درب چوبی

 ابزار و یراق درب های قدیمی 

نمونه درب چوبی

نمونه درب چوبی

نمونه درب چوبی

نمونه درب چوبی

رنگ ساخته شده با مسی و اخرایی 

نمونه درب چوبی

 

ساخت یک کتابخانه با طرح قدیمی 

منبع سایت www.woodash.ir 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, نجاری درودگری, آلاچیق, رنگ چوب
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٧
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

ارسی با شیشه‌های رنگی در کاخ گلستان در تهران

ارسی با شیشه‌های رنگی در کاخ گلستان در تهران

نمایی از کاخ گلستان تهران

نمایی از کاخ گلستان تهران

منبع ویکی پدیا

گرداوری سایت فن و هنر ایران زمین 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, مقالات و عکس, گره چینی, معماری سنتی ایران
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٦
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

 در قدیمی

نمائی از درب قدیمی و سنتی ورودی خانه

نمائی از خانه زیبای علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) در یوش

 

فن و هنر ایران زمین

نمائی از درب قدیمی و سنتی ورودی خانه

 گرداوری فن و هنر ایران زمین 


برچسب‌ها: در قدیمی, درب قدیمی, درب, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

مهارت ساخت کاشی‌کاری معرق 

هنر کاشی‌سازی معرق یا کاشی گل و بته، که نزد اروپاییان بیشتر به موزاییک شهرت دارد، از قرن هفتم هجری به‌تدریج زینت بخش معماری ایران، به‌ویژه بناهای مذهبی گردید.

مهارت ساخت کاشی‌کاری معرق ( هنرهای سنتی )

هنرمندان دوره تیموریه کاشی‌کاری معرق را درشرق ایران توسعه داده و بسیاری ار بناهای مذهبی این ناحیه به ویژه درهرات، سمرقند و بخارا پایتخت‌های تیمور و جانشینان او با کاشی معرق تزیین گردیده است. به موازات رونق این نوع کاشی درخراسان بزرگ استفاده از آن درشهرهای دیگر ایران نیز رواج یافت و تا اوایل قرن 17 این سبک کاشی‌کاری درایران رواج داشته است .

 مهارت ساخت کاشی‌کاری معرق ( هنرهای سنتی )

مهارت ساخت کاشی‌کاری معرق ( هنرهای سنتی )

مهارت ساخت کاشی‌کاری معرق ( هنرهای سنتی )

 مهارت ساخت کاشی‌کاری معرق ( هنرهای سنتی )


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, کاشی, معرق, معماری سنتی ایران
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
دزدی کتیبه‌های تاریخی شیراز عکس
دزدی از درب های قدیمی ، سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی ایرانی 

دزدی از درب های قدیمی ، سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی ایرانی


خانه های تاریخی و قدیمی شهر شیراز دارای سردر یا کتیبه هایی از نوع کاشیهای معرق و لعابی است که معمولا به آیاتی از قرآن کریم، 
بسم الله و آیه مبارکه وان یکاد مزین هستند.

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی

 

کتیبه های تاریخی سر در ورودی و کوبه های بسیاری از خانه های قدیمی شیراز مدتی است شبها ناپدید می شوند این در حالی است که برخی از خانه هایی که کتیبه ها و کوبه های خروجی آنها دزدیده شده در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند.

خانه های تاریخی و قدیمی شهر شیراز دارای سردر یا کتیبه هایی از نوع کاشیهای معرق و لعابی است که معمولا به آیاتی از قرآن کریم، بسم الله و آیه مبارکه وان یکاد مزین هستند. اما مدتی است که صاحبان این خانه ها متوجه شده اند این کتیبه ها و کوبه های سرجای خودشان قرار ندارند بلکه با ضرب چکش از جا کنده شده اند.


 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی


سرقت کتیبه های خانه های تاریخی در حالی انجام می شود که هرگونه دخل و تصرف در بناهای به ثبت رسیده در فهرست آثار ملی بر خلاف قوانین است و هر گونه تغییری در آنها باید با مجوز سازمان میراث فرهنگی انجام شود.

حسن صالحی، کارشناس میراث فرهنگی با بیان اینکه بیشتر این کتیبه ها مربوط به دوران پهلوی است به خبرنگار مهر می گوید: احتمال اینکه صاحبخانه ها این کتیبه ها را برداشته باشند بسیار کم است چون با اینکه بسیاری از این خانه ها در طرح های عمرانی خراب می شود اما باز هم صاحبان این خانه ها حاضر نمی شوند تا زمانی که آنجا ساکن هستند کتیبه را از سر در بردارند.

وی ادامه داد: 

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی

 
در خانه های تاریخی عناصر معماری بسیار ارزشمندتری نیز وجود دارد که صاحب خانه می تواند آنها را جدا کند بنابراین باید فردی غیر از صاحبان خانه های تاریخی این کتیبه ها را برداشته باشند.


یکی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی نیز که به دلیل منع مصاحبه کارشناسان این سازمان با خبرنگار مهر از گفتن نامش معذور است در این باره توضیح می دهد: 
نه تنها کتیبه موجود سردر خانه های خانه های قدیمی دزدیده شده بلکه برخی از درهای ارزشمند، برنجی درها و کوبه ها نیز به سرقت رفته است.
 

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی گالری عکس



او با اعلام اینکه بیشتر این سرقت ها در محدوده بافت تاریخی شهر رخ داده است ادامه می دهد:
 مشکل حفاظت و معضلات اجتماعی شهر است.
 چون بیشتر این اتفاقات در مکانهایی رخ داده که هم خانه های تاریخی زیادی در آن بخشها متمرکز است و هم معتادان زیادی برای تامین هزینه هایشان با مشکل مواجه شده اند.
 

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی  گالری عکس



این کارشناس میراث فرهنگی می گوید: 
برخی از خانه هایی که کتیبه ها و کوبه های خروجی آنها دزدیده شده در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند و برخی دیگر فقط ارزش معماری دارند. 
اما با این حال مسئولیت برخورد و پیگیری این سرقتها به عهده نیروی انتظامی و مسئولان شهری است نه سازمان میراث فرهنگی.
 
 

(خانه نصیر الدوله-چهار راه سیروس) گالری عکس

(خانه نصیر الدوله-چهار راه سیروس)
گرداوری 
www.woodash.ir

برچسب‌ها: کتیبه, کوبه, هنرهای سنتی, درب قدیمی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
دزدی کتیبه‌های تاریخی شیراز عکس
دزدی از درب های قدیمی ، سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی ایرانی 

دزدی از درب های قدیمی ، سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی ایرانی


خانه های تاریخی و قدیمی شهر شیراز دارای سردر یا کتیبه هایی از نوع کاشیهای معرق و لعابی است که معمولا به آیاتی از قرآن کریم، 
بسم الله و آیه مبارکه وان یکاد مزین هستند.

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی

 

کتیبه های تاریخی سر در ورودی و کوبه های بسیاری از خانه های قدیمی شیراز مدتی است شبها ناپدید می شوند این در حالی است که برخی از خانه هایی که کتیبه ها و کوبه های خروجی آنها دزدیده شده در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند.

خانه های تاریخی و قدیمی شهر شیراز دارای سردر یا کتیبه هایی از نوع کاشیهای معرق و لعابی است که معمولا به آیاتی از قرآن کریم، بسم الله و آیه مبارکه وان یکاد مزین هستند. اما مدتی است که صاحبان این خانه ها متوجه شده اند این کتیبه ها و کوبه های سرجای خودشان قرار ندارند بلکه با ضرب چکش از جا کنده شده اند.


 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی


سرقت کتیبه های خانه های تاریخی در حالی انجام می شود که هرگونه دخل و تصرف در بناهای به ثبت رسیده در فهرست آثار ملی بر خلاف قوانین است و هر گونه تغییری در آنها باید با مجوز سازمان میراث فرهنگی انجام شود.

حسن صالحی، کارشناس میراث فرهنگی با بیان اینکه بیشتر این کتیبه ها مربوط به دوران پهلوی است به خبرنگار مهر می گوید: احتمال اینکه صاحبخانه ها این کتیبه ها را برداشته باشند بسیار کم است چون با اینکه بسیاری از این خانه ها در طرح های عمرانی خراب می شود اما باز هم صاحبان این خانه ها حاضر نمی شوند تا زمانی که آنجا ساکن هستند کتیبه را از سر در بردارند.

وی ادامه داد: 

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی

 
در خانه های تاریخی عناصر معماری بسیار ارزشمندتری نیز وجود دارد که صاحب خانه می تواند آنها را جدا کند بنابراین باید فردی غیر از صاحبان خانه های تاریخی این کتیبه ها را برداشته باشند.


یکی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی نیز که به دلیل منع مصاحبه کارشناسان این سازمان با خبرنگار مهر از گفتن نامش معذور است در این باره توضیح می دهد: 
نه تنها کتیبه موجود سردر خانه های خانه های قدیمی دزدیده شده بلکه برخی از درهای ارزشمند، برنجی درها و کوبه ها نیز به سرقت رفته است.
 

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی گالری عکس



او با اعلام اینکه بیشتر این سرقت ها در محدوده بافت تاریخی شهر رخ داده است ادامه می دهد:
 مشکل حفاظت و معضلات اجتماعی شهر است.
 چون بیشتر این اتفاقات در مکانهایی رخ داده که هم خانه های تاریخی زیادی در آن بخشها متمرکز است و هم معتادان زیادی برای تامین هزینه هایشان با مشکل مواجه شده اند.
 

 سرقت گل میخ ها و کوبه های درب های قدیمی  گالری عکس



این کارشناس میراث فرهنگی می گوید: 
برخی از خانه هایی که کتیبه ها و کوبه های خروجی آنها دزدیده شده در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند و برخی دیگر فقط ارزش معماری دارند. 
اما با این حال مسئولیت برخورد و پیگیری این سرقتها به عهده نیروی انتظامی و مسئولان شهری است نه سازمان میراث فرهنگی.
 
 

(خانه نصیر الدوله-چهار راه سیروس) گالری عکس

(خانه نصیر الدوله-چهار راه سیروس)
گرداوری 
www.woodash.ir

برچسب‌ها: کتیبه, کوبه, هنرهای سنتی, درب قدیمی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
نحوه ساخت ، تهیه چوب ، انواع چوب جهت اجرای یک درب  قدیمی 

نحوه ساخت ، تهیه چوب ، انواع چوب جهت اجرای یک درب  قدیمی


در زمان قدیم نجاران با هر تنه درخت و چوبی که به دستشان میرسید درب و مصنوعات چوبی خود را در کمال ناباوری با دقت بسیار و بسیار زیبا میساختند .
در مناطق شمالی بیشتر درخت های جنگلی مانند راش ، توسکا و ..استفاده میشد .
در منطقه یزد چوب درخت توت یکی از مصالح اصلی درب سازی بوده و هست .
 

نحوه ساخت ، تهیه چوب ، انواع چوب جهت اجرای یک درب  قدیمی


در منطقه تهران انواع چوب در دسترس بود مانند : چوب گردو ، صنوبر ، کاج ، چنار ، گلابی و ...
دربهای قدیمی بصورت دو لت ساخته میشدند . یعنی دو لنگه

نحوه ساخت ، تهیه چوب ، انواع چوب جهت اجرای یک درب  قدیمی

عکس فوق کارگاه فن و هنر ایران زمین است . یراق الات قدیمی مانند گل میخ ، کلون ، کوبه و .. برای ساخت درب های قدیمی 
 
در معماری داخلی دربها شباهتی به درب ورودی به ساختمان نداشتند .
درب بیرونی بسیار سخت و محکم ساخته میشدند . درب ها و پنجره های داخلی بسیار ظریف و زیبا ساخته میشدند که به نام ارسی و با هنر گره چینی و شیشه رنگی تزئین میشدند .
 

نحوه ساخت ، تهیه چوب ، انواع چوب جهت اجرای یک درب  قدیمی

 
با تشکر نویسنده استاد حیدری 

برچسب‌ها: چوب, هنرهای سنتی, ایران هنر, نجاری درودگری
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

قفل سازی اصفهان

 

ارسل توسط:اسلوب  دراستان ها و شهرها, استان اصفهان, اصفهان, صنایع دستی

 

چیزی که موجب شگفتی هر بیگانه ای که از ایران دیدن می کند می شود همانا نزدیکی و پهلوی هم بودن اشیای بسیار کهن و کالاهای نو و وارداتی است. در مورد قفل و کلید هم همین طور است. قفل کردن خزانه ها و انبارهای گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بین النهرین متداول بوده است. قفلی که قفل ساز ایرانی می سازد نشانه نبوغ فنی او در جهات مختلف است. پاره ای از این قفل ها همانند قفل های مصری و یونانی است، برخی دیگر همانند قفل های رومی ها است برخی به قفلهای چینی و هندی می ماند و تعدادی هم مانند قفلهایی است که در اروپا از قرون وسطی تا انقلاب صنعتی به کار برده می شد.

قفلهای ایران را از دیدگاه فنی می توان به رده های زیر بخش کرد.

الف) قفلهای ثابت در (کلیدون خانه)

1-کلون دان

2-کلون

3- قفل فنر پخش شو

ب) قفل آهن

1- قفل فنر (با کلید پیچی)

2- قفل فنری (با کلید فشاری)

3- قفل لوله (با کلید پیچی)

4- قفل رمز (حرفی بی کلید)

 

منبع : سایت  

گرداوری سایت فن و هنر ایران زمین 

 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, ایران هنر, نقش رنگ در معماری
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

نمادشناسی نقش بز بر روی سنگ نگاره های ایران

بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .

نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست  . آب نیز خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و ... 

پس نقوش بز مسلما به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. با کمی مطالعه ی سنگ نگاره ها می توان به این امر رسید که عموما سنگ نگاره های اولیه و قدیمی تر تنها به نقش بز محدود می شده اند و در مناطقی که بعدا و در دوره های متاخر تر طرح هایی بر روی سنگ نگاره ها اضافه شده ( به مانند تیمره ی خمین ) نقوش دیگر مانند انسان و شتر و حتی نوشته هایی به زبان عربی نیز می توان پیدا کرد. با توجه به حروف شبه عیلامی که در بسیاری مناطق بر روی سنگ نگاره دیده میشود قدمت نگاره ها به دوران قبل از آریایی شدن ایران باز میگردد.بسیار پیش تر از زمانی که اسطوره ی آفرینش کیومرث توسط اورمزد بیان شود. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود. ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ) در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. هرچند با فرض این که کسانی که نگاره ها را خلق کرده اند از اسطوره ی کیومرث و ماجرای مشیه و مشیانه هم آگاهی داشته باشند ، چرا بایستی نقش بز را به عنوان نماد سرچشمه های آب در همه جا رسم کنند ؟ شاید رسم کردن نقش گاوی که به همراه کیومرث بوده محتمل تر بوده است!

نکته ی جالب تر نقش زایندگی آب است ، آب همواره نشان زایندگی بوده است.سرچشمه ی زایندگی نیز مادینه است ، مادینه ای مقدس ، همواره در بسیاری از دین ها و اسطوره ها سرچشمه ی زندگی و باروری به صورت موجودی مادینه تصور می شده است. به ویژه در جوامع کشاورزی و مادر سالار که ارتباط بسیار نزدیک به طبیعت داشته اند. ( و عموما نوعی از ادیان طبیعت پرستی داشته اند = پگانیسم  ) به عنوان مثال آناهید که تحت عنوان خدای آب های نیرومند بی آلایش از او یاد می شود.

اما در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟

ربط این بز ها به داستان مشیه و مشیانه بسیار غیر محتمل می نماید.اما به هر حال بزها در کنار سرچشمه های آب قرار دارند و این واقعیتی است عینی. پس به واقع چرا این سنگ نگاره ها حک شده اند؟

جواب به این سوال مسلما دقیق و واضح نخواهد بود.هر چه گفته شود مجموعه ای از احتمالات است ، که مسلما هر چه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر و دقیق تر باشد جواب نیز به واقعیت نزدیک تر است.

ابتدا از مشاهده ی نوع حکاکی ها شروع میکنیم.مسلما بایستی سنگ نگاره ها در دوره های گوناگونی حک شده باشند.اما با کمی مشاهده می توان قدیمی تر بودن بعضی را تشخیص داد.اختلاف رنگ ها ، و میزان هوازدگی با کمی دقت مشخص میشوند . و در مناطقی که سنگ نگاره ها عموما بکرتر هستند و کمتر نقوش جدید در کنار آن ها حک شده است می توان به راحتی به آنچه میخواهیم برسیم.

اولین چیزی که به ذهن خطور میکند شبیه بودن بز های رسم به شده به هم دیگر است.در مناطقی که فاصله ی بسیار از هم دارند بز ها همواره شبیه به هم رسم شده اند. و حتی نوع حکاکی ها نیز غالبا شبیه به یکدیگر می باشد. و از همه مهم تر مناطقی که حکاکی ها انجام گرفته نیز یکسان می باشد ؛ همواره در سرچشمه ی رودها ؛ چیزی به ذهن آدم می رسد که آیا کسانی که این حکاکی ها را انجام داده اند آموزش دیده بودند؟ منظورم از آموزش دیدن ، گروهی آموزش دیده و اعزامی از طرف یک دولت برای انجام حکاکی ها نیست ، بیشتر منظورم نوعی از آموزش آیینی و مذهبی است.آموزشی مذهبی که مردم عادی دیده باشند و کار حکاکی ها آنقدر عمومی باشد که مردم به مانند فریضه ای عادی به آن پرداخته باشند. اما چرا در کنار سرچشمه های آب؟

ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است ، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین میشده ، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است ، بر خلاف منطقه ی بین النهرین که زمین هایی هموار دارد و به همین خاطر آبرفت هایی بسیار حاصلخیز از ته نشین شدن گل و لای رودخانه ها در آنجا تشکیل شده است . پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است! و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت! در اینجا تیشتر قدعلم میکند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی! اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان ) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست میخورد. تیشتر به نزد هورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند! اهوره مزادا خود شخصا برای تیشتر قربانی میکند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فائق آید برای او قربانی میکردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب میتواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند و سنگ نگاره ها نشانی از آن ها برای یادآوری کردن به تیشتر است که ما برایت قربانی کرده ایم ، تو نیز آب ها را در رودها جاری کن.

احتمال دیگری نیز بسیار واضح به چشم میخورد : ما ایرانی ها معتقدیم که همه ی اسطوره ها و داستان ها دنیا از ما شروع می شود ؛ هرچند که زیاد هم بیراه نیست ، به عنوان مثال تمامی ادیان امروزی جهان حتی ادیان سامی کاملا وابسته و شکل گرفته از میتراییسم هستند ؛ اما در دنیایی که به راحتی اسطوره های ما به همه جا میرفته است بعید نیست که اسطوره های دیگران نیز به نزد ما آمده باشد." کوروکوپیا "  شاخ وفور نعمت بود ، بزی که با شکستن شاخ هایش به زئوس غذا می داد ، شاخ های او مملو از میوه های جادویی بود ، داستانی شبیه به داستان مشیه و مشیانه با این تفاوت که شاخ های بلند بزهای نقش شده در این داستان توجیه پذیر ترند.

مورد دیگری که نمیتوان به راحتی ازکنار آن گذشت نیز "بفومت"  می باشد.خدایی که خودش سری شبیه به بز دارد. بزی با ریش و دو شاخ بلند ، بفومت خدای زاد و ولد و باروری است ، خدای نیروی جنسی در آیین های طبیعت پرستی.شاید بتوان گفت که بز همواره نشانی از قدرت جنسی بوده است ، به عنوان مثال در نشانه های هیروگلیف " آمون"  یا خدا مذکر باروری مصری نیز با سر بز رسم شده است.و شاخ های بلند همواره نشانه ای از بی بند و باری جنسی بوده است.یکی دیگری از حدس هایی که میتوان در مورد این بزهای با شاخ های بلند زد این است که نوعی نماد پگانی از رابطه ی جنسی و باروری بوده اند.

مسلما دانسته های ما از این نقوش رازگونه بسیار ناچیز و اندک است ، مطالعه ی بیشتر نقوش ، بدست آوردن نشانه هایی از مردمانی که آن ها را حک کرده اند و تعیین سن دقیق نگاره ها با روش های پیشرفته میتواند راهگشای خوبی باشد برای کشف رموز آن ها.آنچه در این متون آوردم نگاهی نماد شناسانه به طرح بزها بود ، مسلما این نظریات نه کامل هستند و نه دقیق.بسیار خوشحال خواهم شد که نظر دیگر محققان و مورخان را نیز در مورد طرح ها بخوانم و بدانم . با این امید که با جمع بندی تمام نظرات بتوان به نظری دقیق تر و جامع تر دست یافت.

 

مصطفی یاوری آیین

 

منبع:http://persianarticle.ir

 www.woodash.ir


برچسب‌ها: نماد, نقش, ایران, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

کوبه، نقشی بر پرده حجاب خانه های قدیمی

در چوبی خانه های قدیمی یزد با گل‌میخ‌، کوبه، حلقه‌ و گره های برجسته نقاشی شده است

در چوبی خانه های قدیمی یزد با گل‌میخ‌، کوبه، حلقه‌ و گره های برجسته نقاشی شده است تا جلوه ای از باور و تدین اهالی خانه و حریم و حجاب اندرونی باشد. 

در چوبی خانه های قدیمی یزد با گل‌میخ‌، کوبه، حلقه‌ و گره های برجسته نقاشی شده است تا جلوه ای از باور و تدین اهالی خانه و حریم و حجاب اندرونی باشد.

بخانه های قدیمی یزد دنیای رمز و رازهاست ؛ در پشت هر یک از عناصر آن حکمت و فلسفه هایی نهفته و با هنرمندی خاصی در خشت خشت خانه جای گرفته است.

 در چوپی خانه های قدیمی یزد جلوه ای از این ذوق حیرت انگیز هنرمندان ایرانی است

در چوپی خانه های قدیمی یزد جلوه ای از این ذوق حیرت انگیز هنرمندان ایرانی است، این درها حریم اهالی خانه است و حکایت های شیرینی را در اوج هنر و زیبایی با خود به همراه دارد.

 

 در چوپی خانه های قدیمی

این دست ساخته های چوبی یادگاری از روزگاران قدیم و نمونه ای از طرح های اصیلاسلیمی است که تقارن کامل در شکل و فرم آن موج می زند.

 

 این دست ساخته های چوبی یادگاری از روزگاران قدیم و نمونه ای از طرح های اصیل اسلیمی است که تقارن کامل در شکل و فرم آن موج می زند.

درها گرچه از درختان جنگلی ساخته شده ولی بیشتر بوی گردو و بلوط می دهد، هم سخت و محکم است که برای باز کردن و پیش کشیدن  آن از اهرم استفاه می شود و هم با گذشت زمان فرسوده نمی شود.

 

قدمت برخی از درها شاید بیش از خانه باشد و برخی خانه های دیگر شاید زیبائی خود را از این درها وام گرفته باشند، کوبه و حلقه از اجزای جدائی ناپذیر این درب هاست که به شکلی قرینه و با هنرمندی ویژه ای در آن نقاشی شده است.

قدمت برخی از درها شاید بیش از خانه باشد و برخی خانه های دیگر شاید زیبائی خود را از این درها وام گرفته باشند، کوبه و حلقه از اجزای جدائی ناپذیر این درب هاست که به شکلی قرینه و با هنرمندی ویژه ای در آن نقاشی شده است.

 

گشت و گذار در کوچه و پس کوچه های یزد هر گردشگری را در زیبائی این درها غرق می کند ، کوبه های آهنی به شکل طولی، بزرگ و سنگین هستند و به قرینه آن حلقه ای قرار دارد که کوچک، سبک تر و شکلی دایره مانند دارد.

 

 درهای قدیمی معمولا دو لنگه دارند که کوبه و حلقه در وسط هر لنگه از درها قرار دارند، کوبه در لنگه سمت راست و حلقه در  لنگ سمت چپ و در درون گره هایی برجسته ای به شکل سر و یال شیر جای دارد.

درهای قدیمی معمولا دو لنگه دارند که کوبه و حلقه در وسط هر لنگه از درها قرار دارند، کوبه در لنگه سمت راست و حلقه در  لنگ سمت چپ و در درون گره هایی برجسته ای به شکل سر و یال شیر جای دارد.

 

در باور مردم قدیم  این برجستگی ‌ها به صورت 12 ستاره، یک خورشید(حلقه) و یک ماه (کوبه) است که  اهالی خانه را  از افکار شیطانی و ارواح خبیثه دور نگه می دارد، از نگاه دینی نیز  اعداد 12 و 14 به منزله  12 امام و 14 معصوم بوده و نشانه ای از عشق و ارادت صاحبخانه است.

 کوبه ( کوبه درب چوبی )، نقشی بر پرده حجاب خانه های قدیمی

 

 نواختن کوبه و حلقه هریک دارای مفهوم و پیام خاصی است، صدای زیر مانند حلقه خبر از وجود بانوئی در پشت در می دهد و کوبه با صدای بم خود مخصوص آقایان است.

 

با کوبه و حلقه اهالی خانه از جنسیت فرد پشت در مطلع می شدند تا پوشش اسلامی خویش را حفظ کرده یا اینکه مرد خانه برای بازکردن در اقدام کند.

 

 

کوبه وحلقه های آهنی به شکلی ساخته شده اند که صدای بم و زیر آنان حتی در دورترین نقطه‌ منزل و زیرزمین نیز شنیده می شود.

 

 

در خانه های قدیمی حتی امروز پس از گذشت سالیان بسیار همچنان زیبا و با دوام پرده دار خانه های قدیمی است و هر بیننده ای در عظمت و زیبائی خود محو می کند.منبع شبستان

 

کد خبر: 3272تاریخ ثبت: 1392/2/11 - 15:26:39

 گزارش سامانه مجله اینترنتی یزدی ها 

منبع سایت


برچسب‌ها: ایران هنر, هنرهای سنتی, کوبه, نجاری درودگری
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
قفلسازی

قفلسازی   صنایع‌دستی  قفلسازی، یکی از صنایع

 
 صنایع‌دستی :‌قفل سازی سنتی ایران زمین 
قفلسازی   صنایع‌دستی  قفلسازی، یکی از صنایع 

قفلسازی، یکی از صنایع بسیار مهم ما در گذشته بوده است که به صورت اشکال حیوانی و انسانی ساخته می‌شد. قفل های ایرانی به لحاظ فنی شامل دو نوع است:
الف) قفل های ثابت در، شامل : کلون دان
 صنایع‌دستی :‌قفل سازی سنتی ایران زمین 
قفلسازی، یکی از صنایع بسیار مهم ما در گذشته بوده است که به صورت اشکال حیوانی و انسانی ساخته می‌شد. قفل های ایرانی به لحاظ فنی شامل دو نوع است:

 صنایع‌دستی :‌قفل سازی سنتی ایران زمین


الف) قفل های ثابت در، شامل :
 کلون دان 
کلون 
قفل پخش شو .
 

 صنایع‌دستی :‌قفل سازی سنتی ایران زمین


ب) قفل های فلزی، شامل : 
قفل فنری با کلید پیچی
 قفل فنری با کلید فشاری
 قفل لوله با کلید پیچی و قفل رمز ( بی کلید) .

 صنایع‌دستی :‌قفل سازی سنتی ایران زمین



در کتاب ((قفل‌های ایران))،نوشته پرویز تناولی، قفل‌ها به دو دسته تصویری و هندسی تقسیم شده اند. قفل‌ها درگذشته تنها کاربرد ایمنی نداشتند و کاربرد آیینی و دینی هم داشتند.چنانچه زیباترین قفل‌ها آنهایی بودند که برای ضریح ساخته می شده اند.

قفلسازی از دوره ساسانی در ایران رواج داشته است، هر چند قفل‌هایی که ملهم از اشکال حیوانی هستند، مربوط به قرون چهارم تا نهم هجری می باشند. 
ما جنبه آیینی قفل‌ها را در دوره ساسانی نمی‌بینیم. این جنبه‌ها بعد از اسلا‌م و خصوصا در دوره صفویه به اوج می‌رسد ظهور قفل‌های فولا‌دی در دوره صفویه تحولی عظیم را در صنعت قفل‌سازی به‌وجود آورد. این هنر در دوران صفویه و توسط استاد " صنیع الصنایع " به جهانیان معرفی شد و به شهرهای مختلف گسترش یافت.

برای قفلسازی از انواع ابزار و وسایل فلز کاری استفاده می شود. مواد اولیه مورد استفاده در ساخت قفل ها فولاد ، آهن و آلیاژهای آن می باشد. برای ساخت قفل ابتدا ورق و مفتول آهنی یا فولادی را در ضخامت های مختلف آماده می کنند. سپس متناسب با طرح محفظه و اجزای داخلی قفل مواد اولیه را برش می زنند و قوطی یا محفظه قفل را پس از خم کاری ورقه برش خورده، لحیم و درز گیری کرده و قطعات داخلی قفل را سوهان کاری می کنند و متناسب با نوع قفل بدنه اصلی را سوراخکاری و قطعات مختلف شامل شامل دسته فنر و تیغه را به هم پرچ می کنند.
 و آن را اسید کاری کرده و پرداخت نهایی روی آن انجام می شود.

قفلسازی، یکی از صنایع بسیار مهم ما در گذشته بوده است  . ( کلون دان )


سارا مردانی

/isfhandicraft.blogfa.com
گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین 
قفلسازی، یکی از صنایع بسیار مهم ما در گذشته بوده است  . ( کلون دان )   قفلسازی، یکی از صنایع بسیار مهم ما در گذشته بوده است  . ( کلون دان ) 

برچسب‌ها: مقالات و عکس, هنرهای سنتی, عتیقه, کلکسیون
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/٧
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

معماری و هنر

چگونگی تعامل دین و هنر

 معماری و هنر  چگونگی تعامل دین و هنر

  با تأمل درباره انسان و زندگی­اش، به این نکته می­رسیم که زندگی انسان یعنی تجربه.

 

به عبارت دیگر زندگی یعنی تجربه­ ی وجود و هستی است که در قالب و ماهیات گونه­گونی بروز و ظهور پیدا میکنند.

 

با بررسی نحوی صیرورت ( معنی صیرورت ، بازگشتن, گردیدن, شدن, ازحالتی به حالت دیگردر آمدن ، گردیدن )  وجود انسان با کل نظام هستی این نکته برای ما روشن می­شود که انسان، تجربیات متفاوت حتی بظاهر متناقضی دارد.

 معماری و هنر  ، چگونگی تعامل دین و هنر

مثلاً انسانی پوچ­گرا میشود، انسانی حقیقت گرا، انسانی خودش را به بند مادیات می­کشاند، انسانی دیگری همواره به دنبال تعالی می­دود، انسان هستی را در درون تجربه می­کند، انسان دیگری به بیرون گرایش دارد.

هنر معماری

 


برچسب‌ها: هنر, معماری, معماری ایرانی, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/٤
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

در زمانهای قدیم که برای زدن درب از کلون استفاده میشد برای اینکه صاحب خانه متوجه بشود کسی که در پشت درب هست زن هست یا مرد ، از دو کلون استفاده می شده ، کلون سمت راست مربوط به مردان و کلون سمت چپ مخصوص زنان بوده و جالب اینکه صدایی کلونها کاملا با هم فرق دارد ، هنوز در شهرهایی مثل ابیانه از این نوع کلونها به روی دربهای سنتی وجود دارد .

 

کلون درب قدیمی

منبع : وبلاگ

کلون درب قدیمی


برچسب‌ها: درب قدیمی, کلون, هنرهای سنتی, معماری سنتی ایران
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢٥
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

صنایع دستی فرهنگ ماندگار

صنایع دستی فرهنگ ماندگار

فرهنگ بشری دستاوردی عظیم و حاصل همکاری و همیاری تمام ملل و اقوام ساکن زمین است ، در این مجموعه هیچ ملتی را هر چند کوچک نمی توان در این فرهنگ سهیم ندانست ولی به جرات می توان گفت که بهره برخی ملل و اقوام دراین دستاورد بشری بیش از سایرین است ، و حاصل آن را می توان در میزان آثار ادبی ، سازه ها و آثار تاریخی ، هنرها و صنایع سنتی و بسیاری دیگر از عناصر فرهنگی دانست .

کشور ما از معدود کشورهایی است که صنایع و هنرهای سنتی بی شمار آن نظر کارشناسان و گردشگران را به خود جلب کرده است ، فراوانی محصولات سنتی مانند گلیم ، گبه ، فرش ، انواع کاشی کاری ، تذهیب ، مینا کاری و دیگر انواع هنرهای سنتی خود گویای این حقیقت است.

 

صنایع دستی فرهنگ ماندگار

صنایع دستی را در یک تعریف ساده و در عین حال گویا می توان چنین توضیح داد:

"... صنایع دستی هم حالت کارگاهی و هم خانگی و قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد و بدون نیاز به تکنولوژی پیشرفته بیشتر متکی به تخصص های بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه مورد مصرف آن از داخل کشور قابل تهیه و تأمین است، صنایع دستی دارای ویژگی های هنری و مصرفی به طور توأمان بوده و علاوه بر داشتن جنبه های مصرفی قوی، برخوردار از بینش، ذوق، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع می توان آن را یک هنر – صنعت نامید ."  

هنرهای سنتی

هنرهای سنتی و صنایع دستی از دیرباز و پیش از صنعتی شدن زندگی بشر، به بسیاری از نیازهای زندگی انسان پاسخ می گفتند و زیستن را برای او تسهیل می کردند. در گذشته های نه چندان دور سفالگری و ظروف سفالی پاسخگوی نیاز بسیاری از مردم کشور ما به ظروف خانگی را پاسخ می گفت و یا تا اواسط دوره صفوی و پیش از آنکه دفاتر بازگانی انگلیسی و هلندی در ایران فعالیت خود را آغاز کنند و واردات انواع پارچه را متداول سازند، پوشاک مردم ما از پارچه های محصول کارگاه های کاشان و یزد، تهیه و دوخته می شد، ولی رفته رفته با صنعتی شدن زندگی، پارچه هایی نظیر ترمه و ابریشم و مخمل، به فراموشی سپرده شد و پته کرمان و مخمل کاشان را دیگر تنها در صندوق های مادربزرگ های می شد یافت. 

صنایع دستی چنان که گفته شد بخشی از صنایع اولیه است و چون دیگر صنایع می تواند دارای اثرات بسیار مثبت اقتصادی واجتماعی باشد، از جمله :

1- نقش صنایع دستی در بالا بردن سطح اشتغال،

2- نقش صنایع دستی در ازدیاد درآمد سرانه،

3- نقش صنایع دستی در تولید ملی،

4- نقش صنایع دستی در توسعه گردشگری و مبادلات فرهنگی،

5- نقش صنایع دستی در توسعه صادرات.(2)

می توان با ایجاد نوآوری در رشته های صنایع دستی و بررسی نیاز بازار و سلایق موجود در کالبد صنایع دستی روح تازه ای دمید، و با آشنا کردن جوانان با این رشته ها ماندگاری آنان را تامین کرد.

هم اکنون بر اساس گزارش سازمان صنایع دستی 253 شاخه هنرهای سنتی و صنایع دستی در کشور به ثبت رسیده است که از نظر میزان فعالیت به شاخه های زیر تقسیم می شود:

الف- رشته های در حال تولید و فعال صنایع دستی،

ب- رشته های کم رونق صنایع دستی،

ج- رشته های منسوخ شده صنایع دستی.

 

الف: رشته های در حال تولید و فعال شامل:

1- تراش شیشه

2- شیشه گری فوتی قالبی

3- معرق شیشه

4- نقاشی روی شیشه

5- هم جوشی شیشه (فیوزگلاسی)

6- ابریشم بافی

7- احرامی بافی

8- انواع پارچه های سنتی

9- بافتنی های سنتی

10- پلاس

11- پن بافی (نوار بافی)

12- جاجیم بافی (ماشته، موج بافی)

13- جیم بافی

14- چادر شب بافی

15- چپری

16- چفیه بافی

17- چنته

18- حمام سری

19- زری سری

20- ساچیم بافی

21- سجاده بافی

22- سرانداز بافی

23- سیاه چادر بافی

24- شعر بافی

25- شک بافی

26- شمه بافی

27- فرت بافی

28- قراقی

29- قلاب بافی

30- گزی بافی

31- گلیمچه (متکازین)

32- متقال

33- مداخله بافی

34- وریس بافی

35- جل اسب

36- خورجین بافی

37- زیلو

38- قالی گل برجسته

39- قالیبافی

40- گبه بافی

41- گلیم دورو

42- گلیم گل برجسته

43- گلیم یک رو

44- گلیم مسند

45- مفرش

46- البسه محلی

47- باشلق

48- برقع

49- پوشین دوزی

50- چوغا

51- عروسک محلی

52- گیوه بافی

53- گیوه دوزی

54- چاپ قلمکار

55-  چاپ کلاقه ای (باتیک)

56- قلمکار نقاشی

57- نقاشی روی ابریشم

58- تسمه دوزی

59- تفرشی دوزی

60- توربافی با سوزن

61- تور دوزی

62- چشمه دوزی

63- چهل تکه دوزی (خاتمی دوزی)

64- حاشیه دوزی

65- خامه دوزی

66- خامه دوزی سیستان

67- خوس دوزی

68- درویش دوزی

69- دکمه دوزی

70- دور دوزی

71- ده یک دوزی

72- زرک دوزی

73- زغره دوزی

74- زمینه دوزی

75- زنار دوزی

76- ژور دوزی

77- ستاره دوزی

78- سجاف دوزی

79- سرافی دوزی

80- سرمه دوزی

81- سکه دوزی

82- سنگ دوزی

83- سوزن دوزی

84- سوزن دوزی بلوچ

85- سیاه دوزی ترکمن

86- شرابه دوزی

87- شمسه دوزی

88- صدف دوزی

89- ظریف دوزی

90- فتیله دوزی

91- قلاب دوزی رشت

92- قیطان دوزی

93- کتیبه دوزی

94- کردی دوزی

95- کم دوزی

96- گبر دوزی (زرتشتی دوزی)

97-گلابتون دوزی (بندرعباسی)

98- گلدوزی اصفهان

99- گندمی دوزی

100- سمانه زنبور دوزی

101- سمایه دوزی

102- لچک دوزی

103- لمه دوزی

104- مخمل دوزی

105- مرصع دوزی

106- مروارید دوزی

107- مشبک دوزی

108- مضاعف دوزی

109- مغزی دوزی

110- ملیله دوزی

111- ممقان دوزی

112- منجوق بافی با سوزن

113- منجوق دوزی

114- منگوله دوزی

115- نقره دوزی

116- نقش دوزی

117- یراق دوزی

118- قلاب دوزی اصفهان

119- نوار دوزی

120- آجیده دوزی

121- آویز دوزی

122- آینه دوزی

123- ابریشم خام دوزی

124- ابریشم دوزی نقش زری

125- اشرفی دوزی

126- اشک دوزی

127- ایلگه دوزی (برودری دوزی)

128- بادبزن بمپور

129- بادله دوزی

130- بخارا دوزی

131- برجسته دوزی

132- بلیش دوزی (قزاق دوزی)

133- بندری دوزی

134- پنه دوزی (سلسله دوزی)

135- پریوار دوزی

136- پولک دوزی

137- پیله دوزی

138- تخمک دوزی

139- خرمهر سازی

140- سفال با نقاشی رو لعابی

141- سفال با نقاشی زیر لعابی

142- سفال لعاب دار (سرامیک)

143- سفالگری

144- کاشی معرق

145- کاشی معقلی

146- کاشی هفت رنگ

147- چارق – چموش

148- سراجی

149- نقاشی روی چرم

150- افزار فلزی

151- جُنده کاری

152- چاقو سازی

153- چلنگری

154- حکاکی روی فلز

155- دواتگری

156- ریخته گری

157- زرگری (طلا سازی)

158- زیور آلات محلی

159- ضریح سازی

160- علامت سازی

161- قلمزنی

162- کوفته گری

163- گرگور بافی

164- مسگری

165- مشبک کاری روی فلز

166- ملیله سازی

167- مینای پنجره ای (مشبک)

168- مینای خانه بندی

169- مینای مرصع

170- مینای نقاشی

171- آجر کاری

172- آینه کاری

173- کاربندی

174- کاشی کاری (سنتی)

175- گچبری

176- نقاشی سنتی دیواری

177- بامبو بافی

178- چیق بافی

179- حجم بافی چوبی

180- حصیر بافی (بوریا بافی)

181- خاتم

182- خراطی

183- سازهای سنتی

184- سوخته کاری روی چوب

185- کپوربافی

186- کنده کاری روی چوب

187- گره چینی

188-معرق

189- مروار بافی (ارغوان بافی)

190- مشبک چوب

191- معرق چوب

192- معرق منبت

193- منبت

194- نازک کاری

195- نقاشی روی چوب

196- صنایع دستی دریایی

197- نقاشی روی صدف

198- تراش سنگهای قیمتی و نیم قیمتی

199- حجری (سنگ تراشی)

200- حکاکی روی سنگ

201- خراطی سنگ

202- فیروزه کوبی

203- مجسمه سازی با سنگ

204- مرصع سنگ

205- مشبک سنگ

206- معرق سنگ

207- موزائیک کاری سنگ

208- تذهیب

209- تشعیر

210- جلد سازی

211-  خوشنویسی

212- طراحی سنتی

213- کاغذ سازی دستی

214-نگارگری (مینیاتور)

215- تن پوش نمدی (کپنک)

216- زیرانداز نمدی

217- کلاه نمدی

 

ب- رشته های کم رونق صنایع دستی

1- دارایی بافی(ایکات)،

2- عبابافی،

3- کاشی مینایی،

4- حکاکی روی چرم،

5- نقش اندازی ضربی،

6- ورشو سازی،

7- قواره بری،

8- پاپیه ماشه،

9- نقاشی گل و مرغ،

10- نقاشی لاکی،

11- زری بافی.

ج- رشته های منسوخ شده صنایع دستی

1- ارمک بافی

2- اهرامی

3- برک بافی

4- پتوبافی

5- پرده بافی

6- ترمه بافی

7- حوله بافی

8- شال بافی

9- عریض بافی

10- قناویز

11- کرباس بافی

12- مخمل بافی (مخمل گل برجسته)

13- نمکدان بافی

14- گره خورد (دندانی)

15- کاشی زرین فام

16- سوخت روی چرم

17- معرق چرم

18- اسلحه سازی

19- قفل سازی

20- آهک بری

21- ارسی سازی

22- زمود گری

23- چاپ سنگی روی کاغذ

24- صحافی سنتی

25- قطاعی (کاغذبری)

26- نقاشی قهوه خانه ای

منبع: وبسایت 

یاوری – حسین- آشنایی با هنرهای سنتی،

اطلاعات دریافت شده از بخش تحقیق و توسعه راهبردی سازمان صنایع دستی


برچسب‌ها: صنایع دستی, معماری سنتی ایران, هنرهای سنتی, ارسی سازی
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢٤
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

کتاب « تأثیر هنرهای سنتی  بر نقاشی معاصر ایران » منتشر شد

 

تأثیر هنرهای سنتی  بر نقاشی معاصر ایران

بنابر اعلام انتشارات پژوهشگاه، کتاب «تأثیر هنرهای سنتی  بر نقاشی معاصر ایران» اثر دکتر سیده راضیه یاسینی منتشر شد.

 

 


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, هنر سنتی, هنر, معماری سنتی ایران
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢۳
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

صنعت تخته خورده چوب ، کار با چوب و ورقه های چوب مصنوعی ، چوب های مصنوعی 

کار با چوب و ورقه های چوب مصنوعی

 چوب مصنوعی یک محصول بسیار ارزشمند می باشد که از ضایعات و زباله های شهری تولید می شود و می تواند جایگزین بسیار مناسبی برای چوب طبیعی و حتی فلزات بکار رفته در ساختمان ها باشد.این محصول از نظر استحکام از چوب طبیعی بهتر بوده و دارای خواص متعددی می باشد

صنعت تخته خورده چوب یکی از صنایع جدید است و در مقایسه با صنایع تخته فیبر وتخته چند لایه قدمت چندانی ندارد.

چوب های مصنوعی

 

این صنعت در حال حاضر به علت استفاده از هر گونه ضایعات چوبی اعم از سه ریال شاخه ها ، و مازاد مزارع پنبه وغلات ، کتان و کنف و دیگر گیاهان چوبی در ردیف مهمترین صنایع وابسته بهچوب قرار دارد.

تعدادی از واحدهای تولیدی تخته خرده چوب در ایران عبارتند از :

کارخانه  تولید نئوپان شموشک

کارخانه تولید نئوپان شهید باهنر گرگان، نئوپان گنبد  

کارخانجات نکا چوب  

و کارخانجات بسیار زیادی که هر روز در حال توسعه و تولیدمصنوعات چوبی هستند .

اما به نظر مدیر سایت هنوز هم هیچ چیزی نمیتواند جایگاه چوبطبیعی را بگیرد . چوب یک عایق و اکوستیک طبیعی است .

 

 

برچسب‌ها: هنرهای سنتی, روکش, نئوپان, صنعت تخته خورده
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢۱
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

استاد بی بدیل معماری سنتی ایران مرحوم حسین لرزاده

    استاد بی بدیل معماری سنتی ایران مرحوم حسین لرزاده

برنامه نام آوران جمعه   9 اسفند به معرفی زندگی نامه استاد بی بدیل معماری سنتی ایران مرحوم حسینی لرزاده می پردازد .

به گزارش خبر نگار پایگاه اطلاع رسانی شبکه فرهنگ به نقل ار روابط عمومی رادیو فرهنگ برنامه نام آوران کاری از گروه مطالعات فرهنگی این شبکه است که با مشارکت فرهنگستان هنر تهیه و تولید می شود

مرحوم استاد حسین لرزاده متولد 1285( قمری ) در تهران متولد شد. وی در طول عمر هنری نزدیک به یک قرن خود، مساجد متعددی( بنا به گفته شاگردانش 842 مسجد و در راس فعالیتهایش مسجد اعظم قم) را طراحی و اجرا است .

همچنین صاحب تالیفاتی از جمله «هنرهای از یاد رفته» در دو جلد، و « نغمه لرزاده» از مجموعه اشعار این هنرمند در زمان جنگ و انقلاب است.

گفتنی است برنامه نام آوران جمعه 9و 16 اسفند (۱۳۸۷) به بررسی زندگی نامه و آثار این استاد بی بدیل در عرصه معماری سنتی ایران می پردازد

نام آوران به کارشسناسی :مهندس مفیدو اردشیر صالح پور،سردبیری: فاطمه پور جمال، تهیه کنندگی: فاطمه گرزن ، نویسندگی: نفیسه لاله و گویندگی: فاطمه رکنی تهیه و پخش می شود .

 

منبع : تازه های شبکه

منبع 2 : وبسایت

 

منابع و سایت های فربد حیدری

سایت طراحی استخر

سایت معماری و هنر ایران زمین ( سوناسازان )

سایت هنر و دکور سنتی ایران زمین

 

 


برچسب‌ها: معماری سنتی ایران, لرزاده, هنرهای سنتی, ایران هنر
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/۱٥
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

نقش مردی از ماد در کاخ آپادانای تخت جمشید

نمونه ای از هنر حجاری ایرانیان از میان هنر صنعتگران ایران باستان

حجاری 

هنر ایران یکی از غنی‌ترین میراث هنری در تاریخ جهان است و دربرگیرنده بسیاری از رشته از جمله معماری، نقاشی، بافندگی، سفالگری، موسیقی، خوشنویسی و فلزکاری می‌باشد.

 

هنر و صنعت در ایران باستان به شناخت پدیدارهای مادی فرهنگی و شیوهٔ معماری و هنری ایرانیان و انواع دست بافت‌ها و دست ساخت‌های ایران و تحولات آن در ایران باستان اختصاص داده شده‌است.

 

هنر حجاری ایرانیان

آشنایی با سنگ تراشی سنتی (حجاری)


هنر سنگتراشی که خاستگاه اصلی آن ایران بوده است از قدمت چندین هزار ساله برخوردار است . سنگتراشان از قدیم با تراش سنگهای کوه ، بعضی از ابزار و اشیاء و اسباب خانه و تندیس و وسایل آئینی و زینتی را می ساختند . شهر مشهد از مراکز عمده و مهم سنگتراشی در کشور است که به قولی از هنگام ورود امام رضا (ع) به توس این هنر در مشهد پدید آمده است .

حجاری و خراطی سنگ‌

اولین هنر بشر، تراش سنگ بوده است. قبل از اختراع خط و با شروع غارنشینی، انسان‌ها برای انتقام پیام و رساندن منظور خود شکل‌هایی روی سنگ حک می‌کردند و اینگونه با هم ارتباط برقرار می‌کردند. به مرور با اختراع خط تراش سنگ برای تهیه وسایل مورد احتیاج به کار گرفته شد. اوج هنر سنگ‌تراشی دوره رنسانس بود که در ایتالیا و یونان پیشرفت قابل توجهی داشت تا آنجا که در یونان افرادی مانند میکلانژ و لئوناردو سهم بسزایی در رشد این هنر ایفا کردند. خراطی سنگ با رشد تکنولوژی و ورود دستگاه‌های تراش پیشینه‌ای حدود 50سال را به خود اختصاص داده است.

 

منابع : ویکی پدیا 

سایت جامع پیمانکاران 

 

برچسب‌ها: هنر, حجاری, هنرهای سنتی, ایران هنر
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/۸
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

فصل سوم - سفالگری

  مراحل تاریخی هنر سفالگری را بیان کنید؟  (  صنایع دستی  )

1- مراحل تاریخی هنر سفالگری را بیان کنید؟ 

تاریخ آثار سفالی به دست آمده از گنج دره تپه و غار کمربند به حدود 8000 سال قبل از میلاد می رسد. این سفالها دست ساز بوده در ساخت آنها فقط از خاک موجود در طبیعت استفاده شده است.

در مرحله دوم (هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد) به سفالهای «چشمه علی»، «تپه زاغه»، «تپه سیلک» و «اسماعیل آباد» برمی خوریم که مانند سفالهای دوره اول خشن، با شکلها و تزئینات ساده، در اندازه های کوچک و با پخت ناقص ساخته شده اند. در ساخت آنها برای چسبندگی بهتر گل، از کاه خرد شده یا علف خشک استفاده کرده اند. در دوره بعد به واسطه استفاده «چرخ سفالگری» سفالها، ظرافت بیشتری پیدا کرده اند.

2- لعابکاری از کجا به ایران آورده شد؟


برچسب‌ها: صنایع دستی, هنرهای سنتی, گره چینی, فاق و زبانه
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

نمایشگاه آثار هنرهای سنتی چوبی در سمنان برپا شد


سمنان - ایرنا 

گرداوری سایت جامع پیمانکاران

روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان سمنان از برپایی نمایشگاه آثار هنرهای سنتی چوبی در سمنان خبر داد.




ˈمحمدتقی اعرابیˈ روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت:

این نمایشگاه شامل 16 اثر هنرهای سنتی چوبی حاصل تلاش ˈسیامک کارگرانˈ هنرمند صنایع دستی استان سمنان است.

وی با بیان اینکه این نمایشگاه در نگارخانه سیمرغ فرهنگسرای کومش سمنان افتتاح شده است، گفت:

 

علاقمندان می توانند تا بیست و ششم دی از این نمایشگاه دیدن کنند. سال 1392 - 2013



اعرابی افزود:

در این نمایشگاه آثار نقش برجسته چوبی دوره های مختلف تاریخی از دوره مادها تا تاریخ معاصر از جمله دروازه ارگ سمنان، درهای سنتی سمنان، حیوان افسانه ای دوران هخامنشی، گره چینی امامزاده یحیی(ع) سمنان و .... به نمایش گذاشته شده است.

وی گفت:

این نمایشگاه با هدف آشناسازی مردم با هنرهای سنتی سمنان و منبت و گره چینی برپا شده است و علاقمندان می توانند عصرها از ساعت 17 تا 20 از این نمایشگاه دیدن کنند . مورخ 22 10 1392


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, هنر چوب, گره چینی, هنر گره چینی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٧
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

فن و هنر ایران زمین ، قطعه ای کوچک از هنر سنتی ایران زمین .

1

فن و هنر ایران زمین ، قطعه ای از هنر سنتی ایرانیان

قاب آینه چهارلنگه و تاج شمسه

ابعاد :  75 * 134 سانتی متر  -  300000

         67 * 52  سانتی متر   -   150000

2

تاج گره چینی شمسه

قاب آینه شمسه

3

معماری هند و پاکستان

درب چوبی قدیمی

مشبک هندسی یا گره چینی که در ارسی یک پنج دری خود را به نمایش می گذارد
4

درب چوبی قدیمی ارسی

5

کتیبه چوبی درب قدیمی

طرح مشبکی

نقوش

قاب ساده گره سازی شده - گره چهارلنگه شمسه

ابعاد 134 *  75  قیمت 250000

ابعاد 67 *  52   قیمت 200000

قاب آینه الت چهار لنگه

طرح پنجره ارسی

7

درب چوبی قدیمی ارسی

درب های قدیمی و ارسی ها از کوچک به بزرگ

کتیبه درب قدیمی چوبی و ارسی با شیشه رنگی مصنوعی

ابعاد و قیمت : 90 * 49   -  250000

70 * 49    -  200000

60 * 32     -  120000

46 *  26   - 60000

8

طرح درب چوبی قدیمی ارسی

درب چوبی قدیمی ارسی

گره چینی - قاب آینه

 

قاب آینه دیواری

آینه کامل ارسی  طرح فانتزی مناسب برای اتاق کودک و جا کلیدی با شیشه رنگی و آینه   به ابعاد 21.5 * 37  با جای لوازم آرایش 45000  - بدون لبه 37000

8

قاب اینه دیواری

جاکفشی و کمد پنج طبقه طرح قدیم

جاکفشی و کمد پنج طبقه طرح قدیم

 

صندوقچه چوبی طرح قدیم ابعاد 25 * 35 در ارتفاع 25 سانتی متر 

150000

صندوقچه چوبی

میز کار

فن و هنر ایران زمین ، قطعه ای از هنر سنتی ایرانیان

جاکفشی

جاکفشی و کمد پنج طبقه طرح قدیم

کشو تمام چوب

هنر سنتی ایران زمین - کشو تمام چوب

کشو چوبی

10

هنر سنتی ایران زمین - کشو تمام چوب

کشو تمام چوب به ابعاد 75 * 50 در ارتفاع 25 سانتی متر

250000

هنر سنتی ایران زمین - کشو تمام چوب

صندوقچه چوبی

50000

شماره : 11

هنر سنتی ایران زمین - صندوقچه چوبی طرح قدیم

کمد تمام چوب ، جاکفشی

300000

 ابعاد :  120 * 80  به عمق 40 سانتی متر

شماره : 12

هنر سنتی ایران زمین - کشو تمام چوب

یکی از استادان و آموزگاران هنر های سنتی ایران زمین ، ایشان در هفت هنر باستانی ایرانیان مهارت دارد و شاگردان و دانشجویان بسیاری را در زمینه هنر اصیل ایرانی استادی و راهنمایی کرده اند . 

هنرمند استاد

سفارشات :  گره سازی ، طراحی گره چینی ، ارسی ، پنجره ، درب ، مینا کاری ، آینه کاری ، گچ کاری ، طلاکوب ، قاب ، سرامیک کاری سنتی ، معرق و مرمت آثار قدیمی

 

 

کلیه محصولات با چوب کاج روسی ساخته میشوند و رنگ میشوند

محصولات دربرابر رطوبت مقاوم هستند

تنوع رنگ هفتاد نوع است .

این محصولات سری سازی میشوند و هیچ تغییری در آنها نمیتوان بوجود آورد .

محصولات سفارشی با ابعاد های فوق در حدود دوبرابر قیمت فعلی میباشد .

درجه کیفیت محصولات  دو است و برای سفارش محصولات درجه یک نوع چوب و روش ساخت میبایست تغییر کند .

سفارش تعداد شامل تخفیف ویژه میشود . حداقل تعداد ده عدد .

  لطفا در ساعات کاری تماس بفرمایید .

سفارشات خود را میتوانید به همراه عکس به ایمیل bestart2000@gmail.com  ارسال نمایید .

 قابل توجه کلکسیونر ها و علاقه مندان به آثار هنری ، طرح های جدید در دست طراحی هستند . البته بدلیل نکات کاری طرح های خاص فقط برای مشتریان ارسال خواهد شد .

زمان تحویل بین هفت الی 15 روز کاری میباشد .

نمونه ها یی که با ابعاد درج شده اند ، به احتمال قوی موجود میباشند، سفارشات مطابق عدد هر عکس که در بالای آن درج شده است ، اعلام  میگردد .

میتوانید از طریق پیامک نیز ارتباط برقرار کنید .

09191210119 گروه معماری ، فن و هنر ایران زمین 


برچسب‌ها: گره چینی, ارسی, درب, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٢٥
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

مشخصات فنی چوب های مورد استفاده در صنعت ساختمان

http://iranhonar.persianblog.ir/

تفاوت چوب با بتن ، فلز و دیگر مواد مورد استفاده در ساختمان

7 نکته مهم درباره روش نگهداری از مصنوعات چوبی ، مشخصات  فنی  چوب

اجسام و در کل محیط اطراف ما بطور دائم بایک دیگر در حا ل واکنش هستند ، اکسیژن و رطوبت موجود در هوا باعث اکسید شدن فلزات می شوند . باران و رطوبت بالا تاثیر منفی بر چوبها کی گذارد . سنگها بر اثر سرما و برخورد اکسیژن ارک میخورند و تجزیه می شوند ، نور خورشید حاوی اشعه فرابنفش ( uv ) باعث تجزیه شدن و خوردگی در اجسام می شود ،

چوب عایق اکوستیک بسیار خوبیست

 

اما چوب به نسبت دیگر مصالح در برابر عوامل جوی مقاومتر است ، چوب در معرض اکسیژن و گازکربنیک مانند سنگ و آهن تجزیه نمیشود . چوب در برابر سرما بسیار مقاوم است و گرما را نیز بخود نمیگیرد به همین خاطر برای محسط هایی مانند سونا و اجسام کنار حرارت تنها انتخاب است . چوب عایق اکوستیک بسیار خوبیست ، به تدریج جذب رطوبت دارد . چوب خوش تراش است و ار انواع آن در شرایط خاص میتوان استفاده کرد مثلا از سخت چوب ها میتوان در زیر ریل های قطار و به عنوان ضربه گیر تجهیزات صنعتی استفاده کرد ، برای عایق بندی ، زیباسازی ، طراحی محیط آرامش بخش چوبهای روشن بهترین گزینه است ،

در کشور های صاحب مرتع و زمین مناسب تجارت چوب یکی از اصلی ترین صادرات آنها محسوب می شود بطوری که درامد کشورهایی مانند روسیه ، فنلاند ، نروژ ، سوئد ، کانادا از قست پرورش درخت کاج با درامد صادرات نفت برابری میکند .

متاسفانه در ایران بعلت انحصاری شدن صنعت چوب و تخریب منابع طبیعی و نبود تکنولوژی و سرمایه گزاری با وجود داشتن درختانی مانند کاج ، بلوط ، افرا ، صنوبر ( تبریزی ) ، راش ، ون ، و... که در دنیا این چوبها با قیمت متر مربع 90 الی 150 یورو بفروش میزند . ایران شاید روزی به عنوان برترین تولید کننده چوب دنیا شناخته شود ، بشرطی که سرمایه گذاری درست با بکار گیری علم و نیروی متخصص آغاز گردد . اگر شما میخواهیددر این زمینه یک آغاز کننده باشید من فربد حیدری میتوانم شما را راهنمایی کنم .

 

عوامل مخرب چوب است

اما نکته مهمی که میخواهم در این مطلب به آن بپردازم ، عوامل مخرب چوب است ، چرا چوب ها باخته و دچار پوسیدگی می شوند ،

عوامل مخرب چوبها را میتوان به بخش های زیر تقسیم کرد که به اولویت تخریب کنندگی آنها ذکر می شوند :

1 - قارچ ها : قارچ ها عامل پوسیدگی هستند

برای جلوگیری از رشد قارچها باید یا آب یا هوا را از آنها بگیرید زیرا قارچها برای ادامه زندگی به آب و اکسیژن نیاز دارند . به همین خاطر بعد از برش چوب در بعضی از مناطق ، تنه چوب ها را به درون آب می اندازند تا اکسیژن مورد نیاز قارچا به آنها نرسد و بعد از آن ، در مراحل خشک کن چوب ها را به رطوبت کمتر از 16% میرسانند تا آب مورد نیاز برای رشد قارچها در چوب وجود نداشته باشد .

 2 - حشرات : حشرات عامل خوردگی هستند

 

 


برچسب‌ها: چوب, هنرهای سنتی, صنایع چوب, رنگ چوب
تاریخ : ۱۳٩٢/۳/۱٥
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

همزمان با برگزاری نمایشگاه نگاره‌های چوبی؛

سه‌شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۶

 اکو از استادان برجسته هنر چوب تقدیر می‌کند

مؤسسه فرهنگی اکو از استادان برجسته هنر چوب تقدیر می‌کند

نگاره های چوبی سومین نمایشگاه گالری مؤسسه فرهنگی اکو با عنوان "نگاره‌های چوبی" همراه با تقدیر از هفت هنرمند پیشکسوت هنرهای مرتبط با چوب امروز افتتاح می‌شود.


برچسب‌ها: ایران هنر, نجاری درودگری, هنرهای سنتی, هنر چوب
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

مراحل ساخت تنبور

تهیه چوب مناسب :

برای ساخت هر سازی باید ابتدا چوب مناسب را فراهم کرد . کاسه ی تنبور مانند کاسه تار سه تار از چوب توت ساخته میشود. بهترین موقع برای تهیه چوب توت فصل پاییز است چون درختان در خوابند و فاقد برگ و میوه اند. درخت خشک برای ساختن ساز مناسب نیست.


ابتدا تنه درخت با رگه های مناسب را تهیه میکنیم و آنرا به چوب بُری می بریم و در آنجا تنه را به الوار یا قامه با ابعادی که برای ترک یا پیشانی لازم داریم تبدیل می کنیم سپس قامه ها را با ضخامت چند میلیمتر میبُریم و آنها را در سایه خشک میکنیم.

هر چه از عمر چوب خشک شده بیشتر گذشته باشد سازی که از آن چوب ساخته میشود مرغوب تر خواهد شد. لازم به یاد آوری است که چوب توت سَمی است وموریانه و بید آنرا نمی خورند.

کاسه :

گاهی کاسه تنبور را از یک چوب یک تکه می سازیم یعنی داخل چوب را با مقار و تیشه خالی می کنیم وبیرون آنرا هم شکل میدهیم و گاهی کاسه تنبور از چند تکه تخته که دور قالب خم شده و شکل گرفته اند ساخته میشود که (ترکه ای ) نام دارد.


برای ساختن کاسه ی یک تکه چوب بیشتری مصرف می شود یعنی تمام داخل و خارج کاسه دور ریخته می شود در ضمن آماده کردن کاسه یک تکه با ضخامت مساوی کاری بسیارظریف و دشوار میباشد. یکی اززیباترین تنبورهای یک تکه تنبورهای ساخت استاد اسدالله گهواره است که در عین سادگی بسیار خوش صدا می باشد . کاسه های گهواره به شکل کشکول است.

وقتی چوبها خشک و آماده شدند ساخت کاسه را شروع می کنیم.

کاسه تنبور از سه قسمت تشکیل می شود :


۱) پیشانی که سطح بالای کاسه را تشکیل میدهد وصفحه روی آن قرار می گیردو تَرک ها به زیر آن می چسبند و کاسه را کامل می کنند.
۲) ترک ها که معمولا هفت یا نه یا یازده عدد می باشند
۳) گلویی که تکه چوبیست که رابط کاسه و دسته ساز است

برای ساختن پیشانی دو تکه تخته احتیاج داریم به ضخامت سه میلیمتر و به شکل مثلث قایم الاضلاع که ضلع کوچک آن ده سانتیمتر وضلع عمود بر آن چهل و شش سانتیمتر است.

بعد از بریدن و آماده کردن پیشانی آنها را حدود یک ربع می جوشانیم تا نرم شوند.حالا دو قطعه پیشانی را دور قالب فلزی می بندیم وحرارت میدهیم تا خشک شوند .بعد از سرد شدن پیشانی ها خم شده و شکل گرفته می مانند. حالا میتوانیم آنها را از دور قالب باز کنیم.دیگر آنها تغییر شکل نمی دهند.



هر سازنده ساز میتواند قالب و الگویی مخصوص خود داشته باشد یا از الگوی دیگران استفاده کند.

وقتی پیشانی ها خشک شدند آنها را از دور قالب باز میکنیم .آنها دیگر تغییر شکل نمی دهند و برای همیشه داسی شکل می ماند.

حالا به ضلع کوچک پیشانی ها چسب چوب زده و آنها را به هم می چسبانیم . با یک تکه چوب رابط محل چسب را تقویت می کنیم وحالا پیشانی و رابط را بوسیله پیچ دستی پرس می کنیم و منتظر می مانیم تا چسب کاملا خشک شود.

حالا میتوانیم پیچ دستی را باز کنیم



در این مرحله قسمت جلو پیشانی ها را به دو طرف گلویی می چسبانیم و محکم پرس می کنیم تا خشک شود. چنانچه قبلا اشاره شد گلویی محل اتصال دسته به کاسه می باشد. حالا قسمت بالای کاسه یعنی جایی که صفحه به کاسه وصل می شود خود را نشان میدهد.

سومین قسمت تشکیل دهنده کاسه تَرک می باشد. اگر به قسمت زیرین پیشانی تعداد هفت یا نه یا یازده عدد ترک بچسبانیم کاسه کامل میشود .هرچه تعداد ترکها بیشتر باشد کاسه گرد تر می شود .

میتوان ترک ها را یک در میان از دو چوب متفاوت استفاده کرد تا کاسه تنبور زیباتر شود .مثلا چوب توت و گردو یا شمشاد (سفید) و فوفل(قهوه ای) و البته تناسب طنین و زنگ در سازهایی که با چوب توت ساخته می شوند بیشتر است.به علاوه نوع چوب و ریز و درشت بودن و یکدست بودن رگه های چوب در نوع صدا دهی ساز موثر است.



تَرک های تنبور از تخته های با طول 46 سانتیمتر و عرض 6 سانتیمتر درست میشوند .برای بهتر وصل کردن آنها به یکدیگر قبل از خم کردن آنها را دوکی میکنیم یعنی قسمت جلو و عقب تخته ها را از عرض کم میکنیم .تخته ها را حدود یک ربع می جوشانیم و وقتی که نرم شدند آنها را دور قالب میبندیم تا خم شوند و پس از خنک و خشک شدن آنها را باز و پس از جاسازی و آماده کردن یکی یکی به پیشانیها می چسبانیم و بعد از محکم شدن چسب دو تا ترک دیگر می چسبانیم وبه این ترتیب ادامه میدهیم تا آخرین ترک را که بچسبانیم کاسه کامل می شود.

کاسه بعد از خشک و محکم شدن چسب آماده دسته شدن می باشد .

دسته :

دسته تنبور مانند تار و سه تار معمولا از جنس چوب گردو می باشد زیرا چوب گردو محکم و زیباست . معمولا طول دسته تنبور تا شیطانک برابرست با طول کاسه .طول کاسه تنبور از 38 تا 40 سانتیمتر متغیرست .علاوه بر40 سانتیمتر دسته 4 سانتیمتر برای زبانه یعنی محل اتصال به کاسه و 12 سانتیمتر برای پنجه یعنی جای گوشی ها در نظر می گیریم.

اتصال دسته و کاسه :



حالا نوبت وصل دسته و کاسه تنبور رسیده . اشاره کرده بودم که بهترین چوب برای دسته تنبور چوب گردوست. دسته ای به طول شصت و یک و عرض و ارتفاع سه و نیم سانتیمتر آماده می کنیم .ابتدا روی دسته را رَنده می زنیم تا هم سطح شود بعد در پایین دسته به طول سه یا چهار سانتیمتر زبانه می کنیم یعنی از عرض دسته کم می کنیم حالا به همان اندازه روی گلویی کاسه را خالی میکنیم.بعد از چسب زدن آنها را با پیچ دستی محکم می فشاریم تا چسب خشک شود .دوسط دسته باید در امتداد وسط کاسه باشد و سطح روی دسته دو میلیمتر بالاتر از کاسه وصل می شود برای جاسازی صفحه.

صفحه :



حالا میتوانیم ساز را صفحه کنیم ابتدا کاسه را از طرف لبه روی تخته ای از جنس چوب توت می گذاریم و با مداد دور آن خط می کشیم .بعد از جای خط کشی دور صفحه را می بریم .حالا آنرا با چسب چوب به کاسه می چسبانیم و با گیره یا کش یا ریسمان محکم می بندیم تا چسب خشک شود.حالا میتوانیم صفحه را رنده بزنیم تا به اندازه مناسب نازک شود .دسته را اول با صفحه هم سطح می کنیم بعد بصورت کنیک در میاوریم یعنی قطر بالای دسته را از پایین آن کمتر می کنیم.

شیطانک و گوشی :

بالای دسته در اندازه ای برابر طول کاسه شیطانک می گذاریم و بعد از شیطانک جای سه گوشی را با مته شش یا هفت سوراخ می زنیم (دو گوشی روی دسته و سومی را در بغل دسته وبین دو گوشی بالایی).در کنار دسته شیاری برای پرده بندی می اندازیم.

سیمگیر و لاک زدن :

بعد از سمباده زدن و پرداخت ساز و جاسازی سیمگیر در پشت کاسه ساز را با چند دست لاک الکل براق می کنیم.

پرده بندی و نصب سیم :

بعد از خشک شدن لاکها با بستن ۱۳ یا ۱۴ عدد پرده جای نت ها را معین میکنیم . حالا سه عدد سیم به سیمگیر وصل کرده از روی خرک و شیطانک گذرانده به گوشی ها وصل میکنیم .دیگر ساز آماده است تا نوای دوستی را به گوش جان اهل دلی نجوا کند

 

 

 

روش ساخت تنبور

برای ساخت تنبور که یکی از سازهای زهی وچوبی است از روش مشروحه زیر استفاده می شود. این ساز که مادر سازهای دسته خود می باشد دارای سه قسمت اصلی است :

- کاسه

- دسته

- صفحه

که سایر ملزومات ومتعلقات مانند : سیم گیر،شیطانک،گوشی خرک ،پرده ها و سیم ها نیز بر روی آنها نصب می گردد.

مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت تنبور :
- انوع چوب : گردو(برای ساخت کاسه) ، چوب توت وتوت سیاه (برای ساخت کاسه و دسته )،چوب افرا، سنجد وشمشاد (برای ساخت سیم گیر، خرک، زه ، اشک و تزئینات دیگر)
- استخوان برای نصب روی دسته در صورت ساخت ساز هایی تزئینی تر و خاص
- چسب یا سریشم
- شاخ قوچ برای ساخت خرک ، سیمگیر ، شیطانک
- پرده یا دستان
- سیم (در جنس ها و ضخامت های مختلف ومورد نیاز)
- لوازم رنگ آمیزی ساز : الکل صنعتی نود درجه ، لاک طلایی – پارافین غیر خوراکی مایع- رنگ ( بیکرومات پتاسیم یا سدیم و رنگهای طبیعی دیگر )
وسایل و ابزار مورد نیاز برای ساخت تنبور :
- - مغار گیلویی : برای کندن و خالی کردن داخل کاسه سازها
- - تیشه معمولی نجاری در اندازه های بزرگ ، متوسط و کوچک : برای تراش روکار و شکل دادن
- اسکنه : برای درآوردن فاق و وصل دسته و . . .
- - اره تَر بُری و خشک بری – اره کمانی : برای برای درز کردن کاسه ، فاق زبانه کاسه و بریدن و درست
کردن خرک ، بریدن و درز کردن استخوانهای روی دسته ساز
- - رنده های معمولی نجاری ، رنده خشتی ، رنده بغل دوراهی : برای رنده کردن و شکل دادن
- انبرک : برای اندازه گیری قطر کاسه
- - کولیس ، گونیا و پرگار
- - خط کش فولادی
- - خط کش نجاری
- - چوب ساب ترسابی و خشک سابی
- - چوب ساب قاشقی و نیم گرد
- - لیسه معمولی و نیم گرد
- - قید ( گیره بزرگ) برای تحت فشار قراردادن دوقسمت کاسه ساز
- - گیره رومیزی
- - دریل دستی
- - دریل شترگردن
- - ریسمان باریک پنبه ای
- - انواع قالبها( برای ساخت کاسه )
- کاغذ سمباده آج متوسط و آج ریز(نرم)
روش ساخت
مشخصات ظاهری تنبور بلندی این ساز در نمونه های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه های استثنا 84 تا 95 سانتیمتر می یاشد . که طول کاسه بین 36 تا 40 سانتیمتر وطول دسته 48 تا 55 سانتیمتر می باشد.

انتخاب چوب
کاسه تنبور عموما از چوب توت ساخته می شود و انتخاب نوع جنس چه توتی باشد دارای حساسیت و نکاتی است .بهترین نوع آن چوب درخت توتی است که میوه اش رنگی مثلا ارغوانی یا سیاه باشد .و اگر از مناطق کوهپایه ای باشد و کمتر آب خورده باشد زنگ صدای بهتری خواهد داشت . چوب درختان مناطق مرطوب و اراضی که درای املاح آهنی روئیده باشند صدای مطلوبی نخواهد داشت . با دقت در انتخاب نوع چوب می توان به صدای دلخواه دست یافت .چنانچه در قسمت انتخاب شده چوب گره وجود داشته باشد بر صدای ساز اثر نامطلوب خواهد داشت .
گره عبارتست از اثر شاخه ای که در تنه ی درخت ایجاد می کند و به صورت گره زنده وگره ی مرده بر روی چوب دیده می شود در مورد گره های زنده ی چوب شاخه هنوز به ساقه هیچ گونه وابستگی نداشته ورنگ ان از رنگ چوب تیره تر است وچوب های سوزنی برگ نصبت به پهن برگان گره های بیشتری دارد وگره ی مرده حاصل از قطع شاخه ی درخت در گذشته یا خشک شدن در گذشته است که پس از گذشت چند سال درخت روی ان را می پوشاند.گره ی زنده نسبتا مقاوم می باشد اما گره ی مرده مقاومت چوب را پایین می آورد
در انتخاب رگه های آوندی چوب هم باید دقت خاصی داشت . اگر رگه های آوندی راست و نزدیک به هم ( به اصطلاح خط ریز )باشند صدای حاصل بم تر خواهد بود . چنانچه رگه ها راست ولی زیاد به هم نزدیک نباشند صدای حاصله زیر تر خواهد بود.انتخاب رگه های درشت توصیه نمی شود .
وزن مخصوص یا جرم حجمی چوب نیز در کیفیت صدا تاثیر دارد . اگر فشردگی چوب زیاد باشد دارای وزن مخصوص بیشتر می شود به اصطلاح فشرده تر و سنگین تر می شود و صدای زیرتری از آن حاصل می شود و برعکس اگر مقدار فشردگی چوب کمتر باشد به اصطلاح پوک و سبک (پفکی) باشد صدای بم تر و بهتری خواهد داشت و نهایتاً وزن کلی ساز هم کمتر می شود.
قطر یا ضخامت دیواره کاسه باید بین 3 تا 5 میلیمتر باشد بیش از 5 میلیمتر صدا فو ق العاده زیر و اگر کمتر از 3 میلیمتر باشد صدای ساز بم و خام خواهد بود . صدای نافذ گیرا و با طنین و پخته میانگین این ضخامت ها حدود 4 میلیمتر است . البته ضخامت کاسه در تمام قسمت های کاسه کاملا یکسان و مساوی نمی باشد .
حجم کاسه و نوع قالب هم در صدا تاثیر دارد معمولا کاسه های بزرگتر صدای بم تر و کاسه های کوچکتر صدای زیر تر ی دارند .
چوب دسته تنبور هم از چوبی انتخاب می شود که باید محکم تقریبا سبک صیقل پذیر کاملا خشک، راست، بدون گره بدون پوسیدگی وترک خوردگی و سالم باشد.معمولا چوب گردو البته از چوب های دیگری مانند چنار موج و زرد آلو هم می توان استفاده نمود.

پوست

بافت چوب پنبه ای

آبراه

بافت اصلی
اگر به برش عرضی استوانه تنه درخت توجه بنماییم از قسمت بیرون ابتدا پوست را مشاهده می نماییم که بستگی به نوع چوب دارای ضخامت های متفاوتی می باشد و در زیر آن لایه ای سفید رنگ یا به رنگ روشن دیده می شود که اصطلاحا بافت چوب پنبه ای گفته می شود و بعد از آن تا حدود مرکز تنه بافت اصلی چوب مشاهده می گردد و در قسمت مرکزی تنه درخت آبراه یا آبخور دیده می شود چوب انتخابی برای ساخت کاسه باید در قسمت سالم بافت اصلی واقع شود

 

 

 

 

تار از چوب توت ساخته میشود.گاهی کاسه تنبور را از یک چوب یک تکه می سازیم یعنی داخل چوب را با مقار و تیشه خالی می کنیم وبیرون آنرا هم شکل میدهیم و گاهی کاسه تنبور از چند تکه تخته که دور قالب خم شده و شکل گرفته اند ساخته میشود (ترکه ای )

برای ساختن کاسه یک تکه چوب بیشتری مصرف می شود یعنی تمام داخل و خارج کاسه دور ریخته می شود در ضمن آماده کردن کاسه یک تکه با ضخامت مساوی کاری بسیارظریف و دشوار میباشد. یکی اززیباترین تنبورهای یک تکه تنبورهای ساخت استاد اسدالله گهواره است که در عین سادگی بسیار خوش صدا می باشد . کاسه های گهواره به شکل کشکول است.

تنبوری که در اینجا نمایش داده می شود تنبور ترکه ای میباشد.

بهترین موقع برای تهیه چوب توت فصل پاییز است چون درختان در خوابند و فاقد برگ و میوه اند.درخت خشک برای ساختن ساز مناسب نیست.

ابتدا تنه درخت با رگه های مناسب را تهیه میکنیم وآنرا به چوب بری می بریم و در آنجا تنه را به الوار یا قامه باابعادی که برای ترک یا پیشانی لازم داریم تبدیل می کنیم سپس قامه ها را با ضخامت چند میلیمتر میبریم و آنها را در سایه خشک میکنیم.



هر چه از عمر چوب خشک شده بیشتر گذشته باشد سازی که از آن چوب ساخته میشود مرغوب تر خواهد شد.لازم به یاد آوریست که چوب توت سمی است وموریانه و بید آنرا نمی خورند.

منبع : http://forum.pasokhgar.ir/showthread.php?tid=9191

 

 

=======================

انواع و اجزاء تنبور :

اندازهٔ کوچکترین و بزرگترین این سازها و اجزای کلی آن‌ها به این ترتیب است

  • طول کلی: ۸۷ ـ ۹۵٫۵ سانتی‌متر؛
  • طول صفحه: ۳۴ ـ ۴۲ سانتی‌متر؛
  • عرض صفحه: ۱۵٫۵ ـ ۲۰ سانتی‌متر؛
  • عمق کاسه: ۱۳٫۲ ـ ۱۷ سانتی‌متر.

 

به طور کلی بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثناء ۸۵ تا ۹۰ سانتی‌متر می‌باشد و تشکیل شده‌است از:

 

کاسه،

دسته،

صفحه،

سیم گیر،

خرک دسته،

خرک صفحه،

دو یا سه گوشی،

دو یا سه سیم،

۱۳یا ۱۴ دستان،

گلو/گلویی (در تنبورهای ترکه‌ای، کاسه را به دسته متصل می کند).

 

کاسه: همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت می‌سازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. در گوران بیشتر سازها کاسهٔ یکپارچه دارند، اما در صحنه کاسهٔ اغلب سازها از هفت تا دَه ترکه ساخته شده‌اند.

 

دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر زیادی دارد.

 

صفحه: قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می‌باشد، صفحهٔ نازکی است از چوب درخت گردو که بر روی دهانهٔ کاسه قرار می‌گیرد و در وسط و یا در کنار صفحه حدود هفت تا دوازده سوراخِ دو تا سه میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تاثیر بسزایی دارد.

 

دستان: سیزده تا چهارده دستان در تنبور وجود دارد که در محل‌های معیّن بر دسته بسته می‌شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستان‌ها ثابت است اما برخی نیز معتقدند که جای تعدادی از این دستان‌ها متغیر است.

 

خرک: خرک، قطعه چوبی کوچک و محکم از درخت شمشاد و گردوست که سیم بر آن سوار است، و بر روی صفحه با فاصلهٔ حدود ۵٫۳ تا ۷٫۴ سانتیمتر از سیم گیر قرار می گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم گیر کار خرک را می‌کند.

 

سیم گیر: به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل می‌کند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد که تارها را بدان گره می‌زنند و تا انتهای دسته می‌کشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرک کار سیم گیر را انجام می‌دهد.

 

گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی می‌گویند و از آن برای کوک کردن استفاده می‌کنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانهٔ کوک (جعبهٔ گوشی‌ها) ندارد و گوشی‌هایش مستقیماً در سوراخ‌های ایجاد شده در انتهای دسته فرو می‌روند.

 

سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می‌گویند که دارای شیارهایی است. شیطانک، که قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار که تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می‌خورند. شیطانک در حدود پانزده سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می‌شود.

 

پرده: نخ نازکی است که بر روی دسته بسته شده و فاصلهٔ هر دو دستان را یک پرده می‌گویند. تنبور از قدیم دارای دو سیم بوده که اکنون آن را از دو سیم به سه سیم ارتقا داده‌اند.

 

سیم: دو یا سه سیم، که سیم بالایی معمولاً جفتی است. این سیم‌ها از یک سو به سیم گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک در انتهای دسته به دور گوشی‌ها پیچیده می‌شوند.

منبع : ویکی پدیا

 


برچسب‌ها: پیش ساخته, ایران هنر, هنرهای سنتی, نجاری درودگری
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٢/٩
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

تاریخچه هنر معرق روی چوب

منبع : تبیان

مقدمه تاریخی

معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.

تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.

کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .

 

اثر:مرتضی اسکندرنژاد

از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.

وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ،  نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.

یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:

مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی  چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.

سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال 1346 به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که  طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.

از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه، منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.

در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله  کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.

عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .

نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اکنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.

به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.

تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )

در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.

این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ  توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی  معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.

در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.

در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، «معرق خاتم»  چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی  معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.   

در سال 1337 در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های خاتم با رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.

در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبک امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی  (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.

از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که  این تحولات عبارتند از :

- نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).

- استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

- نمایش نقش در دو سطح  (دو پلانه)

- نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)

 

 

مواد مصرفی در معرق چوب

منبع : http://mehrdad54.mihanblog.com/post/321

مواد مصرفی در معرق چوب

:


برای ساخت تابلوی معرق چوب، امروزه موادی استفاده می‌شود که در درجه اول چوب و فراورده‌های چوبی از قبیل نئوپان، فرمیکا، تخته سه‌لایی و... بعد از چوب موادی هم چون انواع چسب (تینری و فوری)، انواع سریشم (سریشم گرم و یا سریشم گلوتین، سریشم سرد و یا سریشم مایه پنیر)، میخ سایه، صدف (طبیعی و مصنوعی)، عاج فیل، استخوان شتر، شاخ گوزن و یا گاو وحشی، انواع خاتم، انواع فلزات (مس، برنج، آلومینیوم، استیل، نقره، در مواردی بنا به تقاضای مشتری طلا و در نمونه‌هایی فلزات قلم‌کاری می‌شوند)، فیبر مصنوعی (فیبر شبیه استخوان یا شبه عاج)، رنگ پلی استر، پودر گرانول یا دوده فرنگی، رزین، پودر سمباده (زبر و نرم)، ورق سمباده (پوستی)، نمدی و در نهایت پوست بره که هرکدام را در جای خود توضیحی مختصر خواهیم داد.

چوب:
چوب عنصر اصلی در معرق چوب می‌باشد که از چند جهت مورد توجه است. اول آنکه رنگ چوب مهمترین عامل در انتخاب آن است چون اساس کار معرق، نقاشی با رنگ طبیعی چوب‌هاست. نکته دوم در انتخاب چوب، درخشندگی آن است و تاثیر مواد شیمیایی (در قسمت رنگ کاری) بر سطح چوب که باید در نظر گرفته شود. سومین نکته نقش چوب است، برخلاف هنر منبت که همیشه سعی می شود از راه چوب در تجسم و حجم بخشی استفاده شود در معرق بیشتر از راه و بیراه چوب به بافت آن توجه می‌شود. بافت از آوندهای آبکش ایجاد شده است و در خلق نقش بسیار کمک کننده است. چوب معرق از انواع کنده‌های درختان می‌باشد. در کارگاههای نجاری به اندازه 50-60 سانتی‌متر کنده‌ها را بریده و سپس گونیا کرده و ورق ورق یا اصطلاحا "لا" می‌کنند که ضخامت این ورقه ها 3 میلی‌متر است. سپس آنها را یکی در میان سر و ته روی هم قرار داده و می‌بندند و تا 24 ساعت باز نمی‌کنند که این مرحله در جلوگیری از تاب‌خوردگی یا ترک خوردگی تخته‌ها بسیار مهم است. در پایان تخته‌ها را به اندازه‌های کوچکتر می‌برند تا جهت استفاده معرق‌کاران آماده باشد.
همانطور که گفتیم نقش و رنگ طبیعی چوب‌ها درمعرق اهمیت بسیاری دارد که در زیر فهرستی از رنگ چوب‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهیم:
1- چوبهای تیره:
خاکستری روشن: افرا، بلوط، پرتقال، چنار، داغداغان، زیتون، عرعر، گردو، گلابی و نارنج
خاکستری تیره: داغداغان، گردو، آلوی قطره طلا
سیاه: آبنوس، خرمالو، فوفل، گردو

2- چوب‌های قهوه‌ای:
قهوه‌ای ‌روشن: بلوط، به، توت، توسکای‌ ییلاقی، خرمالو، سپیدار، سرخدار، سنجد، شاه بلوط، عناب، کی کم، گلابی، ملچ، نارون و نم‌دار
قهوه‌ای تیره:ارغوان، بادام، توت، سرخ‌دار، عناب، فوفل، کی کم، گردو
قهوه‌ای مایل به خاکستری: زبان گنجشک، زردآلو و ملچ
3- چوب‌های قرمز:
قرمز مایل به طلایی: اقاقیا، سرو خمره ای
قرمز روشن: آلبالو، چوب سرخ، سرخ‌دار، عناب
قرمز مایل ‌به قهوه‌ای: ارغوان، افرا، آلبالو، پسته، توسکای قشلاقی، چوب سرخ، سرخدار، عناب، گردو، گلابی
4- چوب‌های صورتی:
صورتی روشن: ارس، اکالیپتوس، انجیر، توسکای ییلاقی ، توسکای قشلاقی، چنار، راش، گلابی و گیلاس
صورتی مایل به قهوه‌ای: ارس، سندل
صورتی مایل به خاکستری: چنار
5- چوب‌های کرم:
کرم روشن: افرا، ارغوان، آزاد، بادام، پسته، عناب، کاج ایرانی، کی کم، گلابی، ممرز و هلو
کرم تیره: ارغوان، پسته، سرخ‌دار، کی کم، گلابی
6- چوب‌های زرد:
زرد روشن: ارس، آزاد، پرتقال، تبریزی، چوب سرخ، سماق، سندل، عناب، لیمو، ملچ، نارنج
زرد مایل به سبز: اقاقیا، سماق، سنجد و لیمو
زرد مایل به قرمز: چنار، سرو خمره ای
زرد مایل به قهوه‌ای: زیتون، کاج ایرانی، ملچ
زرد مایل به خاکستری: کنار، گز
زیتونی: زیتون، اقاقیا، سماق
7- چوب‌های سفید:
الف) چوبهای کاملا سفید: ارغون، افرای صحرایی، انجیر، بلوط، به، تبریزی، توسکای قشلائی، زربین، زردآلو، زیتون، سپیدار، سروخمره‌ای، سماق، سندل، سیب، شمشاد، صنوبر، عرعر، عناب، گردو، ممرز، نم‌دار
ب) سفیدهای مایل به رنگ‌های دیگر:
سفید مایل به زرد: افرای چشم پرنده، پرتقال ، تبریزی، توت، چنار، زبان گنجشک، زربین، سرخ‌دار، سنجد، شاه بلوط، گیلاس، لیمو، نارون، هلو، شمشاد، عرعر، عناب، سماق، افرای صحرایی
سفید مایل به شکری: افرای کوهستانی، گردو، گز
سفید مایل به نارنجی: عرعر، گلابی
سفید مایل به قرمز: افرای چشم پرنده، توسکای ییلاقی، زبان گنجشک، عرعر
سفید مایل به سبز: اقاقیا، عرعر

صدف:
یکی دیگر از مواردی که در هنر معرق چوب استفاده می‌شود صدف است که جهت هرچه زیباتر شدن تابلوی معرق بکار می‌رود. صدف در معرق از چند جهت مورد بررسی قرار می‌گیرد. یکی از نظر اندازه، به این معنا که صدف هر چه بزرگتر باشد بهتر و مناسبتر بوده و مشخصاً گرانترمی‌باشد. همچنین هرچه قوس و انحنایش کمتر باشد باز مناسب‌تراست. مورد دوم درخشندگی و رنگ صدف است که گاه می‌توان طیفی در صدف از سفید براق تا آبی نیلوفری پیدا کرد. بعضی اوقات که صدف در اختیار نیست از صدف مصنوعی استفاده می‌شود که خود آن را هم باید ساخت. برای ساخت صدف مصنوعی پودر صدف را باید با پلی استر دو مواده ترکیب کرد و موادی که در آماده‌سازی پلی استر دو مواده مورد استفاده قرار می‌گیرد ازاین قرارند:
1- کوبالت که مایعی شیمیایی، به رنگ بنفش و با بویی تند است؛ این ماده باعث سرعت بخشیدن به سخت شدن پلی استرمی‌شود.
2- پراکسید که ماده‌ای شیمیایی و شفاف است؛ این ماده باعث سخت شدن پلی استر می‌شود.
این سه مواد را با هم به روشی خاص ترکیب کرده و روی شیشه ریخته و منتظرمانده تا سفت گردد.

عاج، استخوان، شاخ:
این مواد را نیز قبل ازاستفاده باید آماده کرد. ابتدا عاج و استخوان را در آب آهک جوشانده تا چربیش گرفته شود. با این کار مقاومتش در برابر فرسودگی افزایش می‌یابد. سپس آن را لایه لایه می‌کنند و با ابزار دقیقی به ضخامت 3 میلی‌متر برش می‌دهند. شاخ را 24 روز یا بیشتر در سرکه می‌خوابانند تا نرم شود، بعد آنرا در عرض می‌گسترانند و تحت فشار یک وزنه می‌ماند تا کاملا به صورت صاف درآید و بعد مثل استخوان با آن رفتار می‌کنند. از شاخ گاو یا گوزن بیشتر درزمینه کارمعرق استفاده شده ولی ازعاج و استخوان به جز معرق در ساخت سازهای سنتی به خصوص تزیین آنها استفاده زیادی می‌گردد.

خاتم:
برای غنی ترشدن معرق گاهی ازخاتم استفاده می‌شود. قدیمی‌ترین نمونه خاتم که به دست ما رسیده است مربوط به بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است. معرق‌کار می‌تواند خاتم آماده را خریداری کرده و در تابلوی خود بکارببرد. کاربرد خاتم درمعرق باعث افزایش قیمت آن می‌شود. از جمله کارهایی که در کاربرد خاتم شهرت پیدا کرده تابلوی چهل درویش اثر استاد عطا... حاج غلامعلی است. عمده مواد و مصالحی که در خاتم سازی بکار می‌رود را می‌توان بصورت زیر بیان نمود:
1- چوبها: فوفل، آبنوس، عناب، شاه چوب، آزاد، بقم، نارنج، شمشاد.
2- فلزها: مفتول‌های برنجی، طلایی و نقره‌ای و هم اکنون ازمس وآلومینیوم نیزاستفاده می‌شود.
3- استخوان: که معمولا از استخوان ساق پای و یا دست شتر یا گاهی اسب استفاده می‌شود.
4- انواع چسب
5- روغن: در گذشته جهت حفاظت خاتم روی آن را با روغن جلا و سندلوس، روغن‌کاری می‌کردند اما امروزه از رزین و پلی استراستفاده می‌شود که همانند لایه‌ای شیشه‌ای کل سطح خاتم را در برگرفته و آن را حفظ می‌کند.
شکل عمومی خاتم‌ها را نقوش هندسی تشکیل می‌دهد، دراینجا چند نمونه از انواع نقوش را جهت اطلاع ذکر می‌کنیم.
زنجیرسیمی- طاقی بیست- پره شانزده تایی- توگلوسبز- زنجیره سیمی شمسه‌دار و تسمه‌وار- حاشیه لوزی- حاشیه طاقی- حاشیه چوبی- حاشیه جوسیمی- حاشیه تسمه‌وار- عالم زر-ابری- نیم طره- کپه‌ای- پنج لایی- شش لایی- طرح حاشیه‌ای تو گلو استخوانی.

فلزات:
فلزات در ابتدا جایی درمعرق نداشتند اما بعدها به خاطر جلب توجه زیاد سطح براق آنها و همین طور پرداخت عالی و استقامت دربرابر زمان به مرور وارد تابلوها شدند. ابتدا مس بکار رفت و بعد برنج به خاطر رنگ نزدیک به طلا و بعد نقره و بقیه هم بخاطر کثرت دراستفاده از فلز وارد تابلوهای معرق شدند. به دو نکته باید توجه نمود، نکته اول اینکه نحوه برش فلزات است که توسط اره خاص و به روش خاصی صورت می‌گیرد. نکته دیگر چسباندن الگو بر روی فلزات است که باید با خال چسب باشد و بعد از برش‌کاری اگر جدا نشد کمی آب مشکل را حل می‌کند و باعث می‌شود که الگو از فلز جدا شود.

نقوش مورد استفاده در معرق:
درهنرمعرق چوب، جلوه هنرهای دیگر هم هویدا می‌شود. معمولاً نقوشی که در معرق به کار گرفته می‌شوند اقتباسی از خطوط اسلیمی و ختایی و یا مینیاتورهای ایرانی و دیگر طرح‌های اصیل و سنتی ایران است. این نقوش را می‌توان چنین تقسیم بندی کرد:

1- خط: نقوشی که تنها خط، گویای منظوری خاص است و خود خط دارای بار معنایی است.
2- نقوش هندسی: که انواع و اقسام احجام را می‌توان با آنها نمایش داد.
3- نقوش همانند طبیعت: نقوشی که از طبیعت الهام گرفته شده و بعضی از آنها تعابیر سمبلیک دارند. در نگارگری ایران ترکیب‌های ذهنی درخت‌ها و گل‌‌ها، حیوانات و عناصر طبیعی نظیر ابرها، کوه‌ها و عناصر دیگر همیشه الهام بخش هنرمند ایرانی بوده است.
4- نقوش اسلیمی، ختایی، مینیاتور، گل و مرغ: نقوش اسلیمی از ساده شدن عناصر کامل گیاهی یا حیوانی حاصل می‌شوند منظور از ساده کردن، حذف عناصر اضافی و پیرایه‌هاست تا نقش به صورت ناب و عاری از هرگونه ناخالصی تصویری بدل شود.
حال دراین قسمت سعی داریم با انواع مختلف معرق چوب آشنا شویم که در زیر به آنها اشاره شده است.
انواع معرق:

1- معرق جایگزین:
دراین روش ابتدا طرح را روی چوب کشیده و گود می‌کنند سپس با کاغذ کالک طرح قسمت‌های گود شده را برداشته و روی چوب دیگری آنرا در می‌آورند و سپس درقسمت‌های گود شده که فضاهای مثبت کار هستند می‌چسبانند.
2- معرق زمینه رنگ:
دراین نوع پس ازچسباندن قسمت‌ها و اجزای فضاهای مثبت طرح، فضاهای منفی کنار گذاشته می‌شود و پس از سمباده پوستی آماده رنگ می‌گردند. جهت جلوگیری از شکستن پلی استر، نباید ابعاد تابلو بیش از 50*50 باشد.
3- معرق زمینه چوب:
دراین روش علاوه بر فضاهای مثبت کار، زمینه کار که همان فضاهای منفی است از چوب‌های رنگی تشکیل شده است. این زمینه می‌تواند یک‌پارچه از یک چوب و یا پازل باشد که به نوبه خود به چند دسته تقسیم می‌شود: پازل تکه تکه، پازل آجری و پازل پارکتی.
4- معرق زمینه چوب و رنگ:
ترکیب دو نوع قبلی است که قسمت رنگ خور کمتر و بیشتر زمینه از چوب است.
5- معرق زمینه خاتم:
این نوع از معرق‌های گران محسوب می‌شود که قسمت فضای منفی طرح را از ورقه‌های خاتم پر می‌کنند.
6- معرق زمینه چوب‌های روکش:
دراین نوع از چوب‌های بسیار نازک روکش استفاده می‌کنند. به دلیل اینکه این نوع زود تمام می‌شود، جنبه کاربردی بیشتری دارد و بیشتردر کارهای سری استفاده می‌شود مثل در کمد و میزهای کار.
7- معرق منبت:
معرقی است که آمیخته به منبت است و کمی شبیه معرق جایگزین می‌باشد با این تفاوت که دراین نوع برجستگی تابلو کاملاً محسوس است.
8- معرق مشبک:
از این نوع معرق بیشتر در گذشته استفاده می‌شد. برای ساختن صندوق‌های امامزاده‌ها و یا منبرهای مساجد بکار می‌رفت. این نوع در واقع ترکیبی از دو هنر معرق و مشبک سازی می‌باشد.
9- معرق گره چینی:
این نوع بیشتر درصنعت درسازی کاربرد داشته است و در وپنجره‌های چوبی به روش گره چینی ساخته می‌شد و با معرق زینت داده می‌شدند.
10- معرق خاتم:
دراین نوع معرق از ورقه‌های خاتم برای کل طرح استفاده می‌شود.
11- معرق ساقه گندم و جو:
دراین نوع به جای چوب از ساقه‌های گندم و جو جهت پیاده کردن طرح استفاده می‌شود. ابتدا ساقه‌ها را درآب می‌جوشانند تا از حالت ورقه‌ای خارج شوند و سپس به اندازه دلخواه بریده و طرح مورد نظر را پیاده می‌کنند.
12- معرق سطوح منحنی و کروی زمینه چوب:
دراین حالت قطعات بکار رفته باید از ظرافت خاصی برخوردار باشند تا قابل نصب روی سطوح منحنی مثل گنبد باشند.
13- معرق نیم برجسته:
مانند معرق منبت است با این تفاوت که قسمتی از طرح از سطح تابلو بیرون می‌زند.
14- معرق تمام برجسته:
دراین نوع معرق که عموماً مجسمه سازی است، اول پیکره‌ها را با مغار و یا کارد می‌تراشند و بعد روی آن معرق‌کاری می‌کنند. یعنی حجمی است در فضا که سطح خارجی آن را معرق می‌کنند.

ماشین آلات در معرق کاری:
1- ماشین سنباده نواری دستی، برقی
2- دریل دستی، برقی
3- ماشین سنباده لرزان دستی، برقی
4- ماشین رنده دستی، برقی
5- ماشین سنباده گرد دستی، برقی
6- ماشین اره گرد دستی، برقی
7- اره دستی، برقی کلنگی (اره نوکی)
8- کمپرسور
وسایل لازم در معرق کاری:
گونیای فلزی مته
مشتی (آچار) میز کار
پیش‌کار تیزک یا گزک
پرگار پیچ دستی یا تنگه
تخته سمباده کمان اره
تیغ اره (چوب بر) تیغ اره فلز بر
چکش چوب‌سا
سوهان میخ کش
کاردک و لیسه صابون
قلم مو لیسه پرداخت کاری
نوارچسب کاغذی فشارشکن
پیستوله تراز
تخته بتونه

مراحل معرق کاری:
1- انتخاب طرح: ابتدا طرح را انتخاب می‌کنیم.
2- طرز تهیه الگو: طرح را روی سه‌لایی می‌چسبانیم.
3- طرز خرد کردن الگو: طرح را به قطعات نسبتاً کوچک‌تر تقسیم می‌کنیم که قابل گردش در کمان اره باشد.
4- انتخاب چوب: با توجه به طرح و رنگ و نور مورد نیاز، چوب مناسب را انتخاب می‌نماییم.
5- روش‌های اتصالی اجزای الگو بر چوب‌های رنگی: این عمل به چند طریق صورت می‌گیرد.
الف) چسباندن الگو به وسیله چسب چوب: چسب را به صورت نقطه‌ای به زیر الگو زده و پس از خشک شدن از کناره الگو شروع به بریدن می‌کنند.
ب) اتصال الگو با میخ سایه: الگو را روی چوب قرار داده و با چند میخ الگو را روی چوب ثابت می‌کنیم.
ج) چسباندن الگو با چسب دورو: این چسب را که از هر دو طرف قدرت چسبندگی دارد بین چوب و الگو قرار داده و آنها را ثابت می‌کنیم که این چسب گران است.
د) چسباندن با چسب فوری: درصورت نداشتن چسب‌های دیگر و میخ ازین روش استفاده می‌کنند.
6- برش: پس از اتصال الگو، برش را آغاز می‌کنیم. برای این‌کار شیوه‌های متفاوتی وجود دارد که با توجه به محل برش شیوه و ابزار مناسب انتخاب می‌شود.
رنگ کاری معرق:
همان‌طور که گفته شد معرق بر دو نوع زمینه چوبی و زمینه رنگی می‌باشد. به منظور پرکردن فضاهای خالی اعم از زمینه و خطوط برش یافته داخل طرح و هم سطح شدن چوب‌های مختلف با یکدیگر و همچنین محافظ کار ازجمله آن‌هاست و جلوگیری از اکسید شدن چوب‌ها آن کار را باید رنگ کرد که مراحل کار به شرح زیر است:
1- سنباده: در سه نوع کاغذی، پارچه‌ای یا آهنی و پوست آب وجود دارد که در معرق بیشتر از سنباده‌های پوست آب و پارچه‌ای استفاده می‌شود. در رنگ کاری معرق از سنباده نمره 60 تا 600 استفاده می‌شود.
2- بتونه: ماده‌ایست جهت پرکردن و صاف‌ کردن ترک‌ها، درزها، ناهمواری‌ها و... که بر دو نوع فوری و سریشی می‌باشد. بتونه سریشی از ترکیب آب + مل + سریش بدست می‌آید و دو ساعت بعد خشک می‌شود اما بتونه فوری در قوطی‌های 1 و 4 کیلوئی و با رنگ‌های قرمز و سفید در بازار وجود دارد.
3- رزین آلکیدی: از موادی چون الکل‌های پلی هیدریک، اسیدهای چند ظرفیتی، اسیدهای چرب و روغن ساخته می‌شوند. از واکنش پلیمر شدن تراکمی بین الکل‌های چند ظرفیتی و اسیدهای چند ظرفیتی پلی استر بدست می‌آید که باعث شفافیت و محافظت از سطح می‌گردد.
4- کله نمد: نمد فشرده شده یا 150 الی 200 تکه پارچه بریده شده گرد که به یکدیگر دوخته شده‌اند و بوسیله پیچ و مهره‌ای به ماشین پوست گرد نصب می‌گردد.
5- پوست بره: پوستی بسیار نرم و لطیف که همراه با شیر پولیش خطوط نمد و پولیش را از بین برده و سطح کار را براق و شیشه‌ای می‌کند و در واقع پرداخت نهایی می‌باشد.
6- پولیش(واکس): ماده‌ای خمیری و در دو نوع زبر(پولیش قرمز) و نرم (پولیش سفید) می‌باشد. برای کم شدن اصطکاک پولیش را به سطح کله نمد مالیده سپس سطح معرق را پولیش می‌کنند. کار پولیش قرمز از بین بردن خش‌های بسیار ریز سمباده و کار پولیش سفید از بین بردن خش‌های بسیار ریز پولیش قرمز است.
7- تینر فوری: نوعی رقیق کننده است که برای شل کردن رنگ استفاده می‌شود. از تینر فوری برای رقیق کردن انواع رنگ‌های فوری، پلی استر، سیلر و کیلر استفاده می‌شود.
8- خمیر مشکی: ماده‌ای است که در معرق زمینه رنگ برای پوشش زمینه معرق از آن استفاده می‌شود.
9- رنگ فوری: جهت رنگ آمیزی پشت کارهای تابلو استفاده می‌شود.
10- شیر پولیش: مایع سفید رنگی می‌باشد که کار آن براق کردن سطح معرق است.
11- نوار چسب شیشه‌ای (اسکاچ): این چسب پلاستیکی برای پوشاندن سطح تابلوی معرق با کاغذ یا روزنامه می‌باشد تا هنگام رنگ آمیزی پشت تابلوی معرق سطح کار خش نیافتد.
12- سیلر و کیلر: برای جلوگیری ازآسیب‌های پلی استربه بافت چوب، آنرا بر روی لایه‌ای از سیلر استفاده می‌کنند. سیلر باعث پرشدن منافذ چوب شده و بافت چوب را پر می‌کند.
قبل ازشروع به عمل رنگ‌کاری باید ابتدا چوب‌های معرق را با سیلر، کیلر یا پلی استر عایق‌بندی نموده تا در برابر مواد مشکی محافظت شده و احیاناً رنگ به خود نگیرد. در صورتی که ازخاتم یا فلز درمعرق استفاده شده باشد بهتراست که آن را با پلی استر عایق‌بندی نمود زیرا درهنگام پوست زدن داغ شده واز بین می‌روند. پس ازخشک شدن دور کار را سنباده نموده تا صاف شود. پس ازاطمینان از مشکی شدن رزین، آن را از جوراب نازکی عبورداده تا ناخالصی‌های آن گرفته شود. سپس سایر ترکیبات مورد نیاز چون پراکسی، کبالت و تینر فوری را به روشی خاص به آن افزوده و ماده حاصل را روی کار می‌ریزیم. مرحله بعدی ریختن پلی استر می‌باشد.

روش‌های پلی استر ریزی رویه:
پلی استر به سه روش روی کار زده می‌شود:
الف) می‌توان پلی استر را روی سطح معرق ریخت و در صورت حباب زدن آن‌ها را از بین برد.
ب) با فشار باد کم و ملایم تنظیم شده کمپرسور و پیستوله‌ای که دارای سوزن شماره 2 یا 2.5 است به نحوی که پاشش آن مانند ریزش باران بوده و سطحی یکنواخت را بوجود آورد.
ج) می‌توان پلی استر را در یک مرحله به صورت لایه‌ای نازک روی سطح کارریخت و یا پاشید و صبر کرد تا پلی استر ژله شود و سپس منتظر شد تا پلی استر خشک شده و آن را پولیش کرد. این کار را سه بار تکرار می‌کنیم تا ضخامت پلی استر 2 میلی‌متر شود. توجه کنید که اگر ضخامت بیش از 2 میلی‌متر باشد علاوه بر مقرون به صرفه نبودن، امکان ترک برداشتن آن نیز زیاد می‌شود.

مواد نرم کننده:
مواد نرم کننده افزودنی‌های آلی هستند که به منظور انعطاف دادن به فیلم رنگ و یا افزایش آن به ویژه در مورد رنگ پایه‌هایی که تولید فیلم‌های خشک می‌کنند به کار گرفته می‌شود. نرم کننده‌ها خواص مهمی از قبیل قدرت جابجا شدن، یکنواختی، قابلیت قلم خوردگی، مقاومت در برابر ضربه، خاصیت کش آمدن و برق و درخشندگی رزین را بهبود می‌بخشد. این مواد براساس مناسب بودن بهره‌دهی، پایداری غیر فرار بودن، بو، طعم، مزه، خواص فیزیولوژی و غیره برای رزین مورد نظر انتخاب می‌شوند.

روش‌های از بین بردن چربی چوب:
در صورت استفاده از چوب‌های چرب مثل فوفل، سرخ‌دار، زیتون، پسته و غیره باید قبل از رنگ کاری چربی چوب گرفته شود که برای این کار می‌توان:
1- چوب‌های چرب را با تینر فوری شستشو داد.
2- روی چوب‌ها را با سیلرکیلر عایق بندی نمود.
3- با ماده ضد چربی، چربی چوب‌ها را گرفت.
4- با پلی استر عایق بندی کرد.
اگر چوب‌ها رطوبت داشته باشند پس از رنگ آمیزی به صورت کریستال در زیر رنگ مشخص می‌شود.

 

 


برچسب‌ها: هنر معرق‌ کاری, هنر چوب, چوب, هنرهای سنتی
تاریخ : ۱۳٩۱/٩/۳
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

دانشجویان مرمت بعد از آموزش به تمرین نیاز دارند

 دانشجویان مرمت بعد از آموزش به تمرین نیاز دارند

مدیر گروه مرمت دانشگاه علم و صنعت معتقد است: باید ارتباطی همه‌جانبه میان سازمان میراث فرهنگی‌، شهرداری و نهادهای اجرایی برای آموزش و تربیت دانشجویان رشته‌ی مرمت ایجاد شود.

اصغر مرادی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به این‌که ارتباط صنعت و دانشگاه باید قوی‌تر از گذشته شود،‌ ادامه داد: این قضیه فقط منحصر به رشته‌ی مرمت آثار تاریخی نیست‌. در بیشتر نهادها، کارهای اجرایی بدون ارتباط با مراکز آموزشی انجام می‌شوند. این در حالی است که یک مرکز آموزشی برای تربیت نیروهای خود به مکانی برای تمرین نیاز دارد و چه مکانی بهتر از دانشگاه که این امکان را بتواند فراهم کند.

وی بیان کرد: اکنون در این حوزه، رابطه‌ی مراکز آموزشی و اجرایی بسیار کم‌رنگ شده است که در آینده، به بدنه‌ی جامعه زیان وارد می‌کند.

او تأکید کرد: اگر در حوزه‌ی اقدامات اجرایی مانند مرمت، کارها به دانشگاه داده شود، کیفیت کارها بالاتر می‌رود و آموزش بهتری به دانشجویان داده می‌شود.

وی نداشتن ارتباط قوی میان مراکز اجرایی و آموزشی را مشکلی اساسی دانست و اظهار کرد: این تئوری باید به عمل تبدیل شود،‌ آموزش به‌تنهایی بازدهی کافی ندارد.

مرادی با تأکید بر ضرورت هماهنگی آموزش‌ها و کارهای اجرایی که در هر حوزه انجام می‌شود، گفت: گاهی چیزهایی که در دانشگاه‌ها آموزش داده می‌شود، با مشکلاتی که در بیرون از فضای آموزشی، کارشناسان با آن مواجه‌ می‌شوند منطبق نیستند و این به‌دلیل نوع آموزش است.

این استاد دانشگاه تئوری اجرا و عمل را یک پل ارتباطی میان دانشگاه و مراکز اجرایی دانست و بر لزوم تقویت آن تأکید کرد و ادامه داد: ما باید بتوانیم از اتلاف وقت کسانی که با هزینه کردن وقت و پول خود در دانشگاه به آموزش می‌پردازند، جلوگیری کنیم.

وی جایگاه آموزش را در ایران خاص دانست و اضافه کرد: دادن آموزش مستلزم تمرین است. هرچند اکنون از فضای آموزشی حوزه‌ی مرمت ناراضی نیستم، ولی باید به این حوزه و ارتباط میان مراکز اجرایی و آموزشی توجه بیشتری شود.

انتهای پیام

منبع

 


برچسب‌ها: مرمت, آثار باستانی, هنرهای سنتی, مرمت چوب
تاریخ : ۱۳٩۱/٩/۳
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

تنها 700 میلیون تومان برای نجات خوزستان کافیست

سازمان میراث فرهنگی کل کشور تنها با 700 میلیون اعتبار سال جدید استان خوزستان موافقت کرد، این در حالی است که اداره میراث فرهنگی خوزستان برای احیای آثار فرهنگی خود تقاضای 3 میلیارد تومان اعتبار کرده بود.
به گزارش «میراث خبر»، «مینا علیزاده» مدیر میراث فرهنگی خوزستان با اعلام این مطلب گفت: «ما امیدواریم بتوانیم حتی این مبلغ را به تمامی دریافت کنیم. هدف اصلی اداره میراث خوزستان در سال جدید، حفاظت از بافت تاریخی خوزستان است که به شدت رو به تخریب است تاکنون عدم تمکین شهرداری نسبت به بافت قدیمی این استان آثار تاریخی و باستانی خوزستان را با تهدیدات فراوانی مواجه کرده است.»
مدیر میراث فرهنگی خوزستان اضافه کرد: «اعتراض ها و چانه زنی های لازم را در مورد مبلغ اعتبار تصویب شده، انجام داده ایم و منتظر پاسخ هستیم.»
در سال جدید، 40 عنوان عملیات در حوزه میراث فرهنگی شامل مرمت، شناسایی و پژوهش و کار معرفی و آموزش در استان خوزستان در حال انجام است.
به گفته یکی از کارشناسان معرفی آموزش در خوزستان، این استان در سال گذشته برای معرفی آموزش حتی یک ریال هم بودجه در اختیار نداشت. وی اظهار داشت: «اکنون ما مانده ایم و تلی از آثار باستانی و تاریخی مهم که تخریب شده اند و مردم این استان که از ارزش میراث فرهنگی خود کاملا بی خبرند.»
«ابراهیم حیدری»، مدیر اجرایی بررسی، تصویب و سامان دهی بناهای تاریخی و باستان شناس تخت سلیمان نیز در این باره گفت: «استان خوزستان در حال حاضر از نظر بنیه کارشناسی بسیار ضعیف است. امروز به تعداد آثار تاریخی و باستانی در این استان، نیروی متخصص وجود ندارد. بنابراین لازم است تا بودجه ای کافی در این استان صرف شود. ضمن این که مرمت آثار و کاوش ها باید طبق برنامه با رعایت ضوابط جهانی انجام گیرد.»
این استان همچنین به دلیل آن که بیشترین پروژه ملی را در خود جای داده است به سقف بیشتری از بودجه نیازمند است یا از برنامه های ویژه در سال جدید، مطالعه، پژوهش و مرمت خانه های ثبتی دارای سکنه در خوزستان است. با توجه به مراجعات سکنه بافت قدیم و درآمد کم بافت اجتماعی ساکن در این خانه ها با دریافت اعتبار، تیمی از کارشناسان برای مرمت این بناهای ثبت شده ارزشمند بسیج خواهند شد. همچنین تعیین حریم و شروع مطالعات ارزش گذاری و سنجش پتانسیل بافت های تاریخی ثبت شده در برنامه های سال جدید این میراث فرهنگی است.
برخی از بناهای تاریخی شهرهای خوزستان، از جمله «خانه نجف خان» بهبهان پس از مرمت به موزه و کارگاه هنرهای سنتی شهرستان بهبهان تبدیل می شود و «حمام کرناسیون» در دزفول پس از تجهیز و مرمت به عنوان موزه مردم شناسی دزفول مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در بخش پروژه های ملی نیز تعیین حریم شوش، مسجد سلیمان و ایذه، ادامه یافته و تکمیل خواهد شد.
در حال حاضر استان خوزستان در زمینه میراث فرهنگی با بحران بسیار شدید کار رو به روست. هر روزه، حفاری های غیر مجاز در سطح وسیعی در این استان انجام شده و اشیای گران قیمت که میراث فرهنگی کل کشور ایران است. از این خطه غنی از سرزمین ایران، خارج می شود. همچنین با تقسیم اراضی زمین های اطراف آثار باستانی بسیار مهم خوزستان، امکان حفاری و کاوش و یافت بقایای آثار موجود در زیرزمین، برای کارشناسان میراث فرهنگی بسته شده است

 

لینک مطلب: http://www.chn.ir/ NSite/FullStory/?Id=84396


برچسب‌ها: هنرهای سنتی, مرمت چوب, آثار باستانی, مرمت
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/٦
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()
دیدگاه‌های ارزشمند استاد هوشنگ سیحون درباره هنر و معماری

معماران ایران 

بزرگان معماری ایران را پاس بداریم .

درس‌هایی از هوشنگ سیحون ـ 2

  Iranian Architects
Lessons from Hooshang Seyhoun – 2

دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱

آنچه در ادامه می‌خوانید، دومین بخش از دیدگاه‌های ارزشمند استاد هوشنگ سیحون درباره هنر و معماری است که در گفت‌وگوی علی فراستی (استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا) با ایشان، در زمستان 1372، در فرانسه (منتشر شده در روزنامه شرق، شماره 1515، یکشنبه 10 اردیبهشت 1391)، مطرح شده است:


2. تعریف هنر

تعریف هنر بسیار مشکل است؛ در طول اعصار و از قدیم‌الایام، بزرگان، فلاسفه، هنرمندان و متخصصان، تعاریف متفاوتی از هنر ارایه داده‌اند که گاه با همدیگر تفاوت‌های فاحشی داشته‌اند.

برداشت من از هنر این است:
"هنر عبارت است از انتقال احساسات شخص هنرمند، به وسیله تکنیک‌های مخصوص آن هنر، به شنونده، بیننده یا خواننده‌ای که آن اثر هنری را در مقابل خود دارد."

لذا آن هنرمندی پیشروتر است که بتواند به بهترین و راحت‌ترین وجهی، احساسات درونی یا برداشت خود را به دیگران منتقل کند. انتقال این احساس یا برداشت، نیازمند وسیله است که به آن تکنیک (فناوری) گفته می‌شود. فناوری مخصوص هنر نقاشی، طراحی و رنگ‌گذاری و تکنیک ترکیب رنگ و امثالهم است. با جمع شدن این تکنیک‌هاست که آن احساس روی تابلو نقاشی معنی پیدا می‌کند. شخص هنرمند باید به این فناوری‌ها اشراف داشته باشد تا بتواند به اثر هنری، در عین وحدت، تنوع بدهد و این وحدت و تنوع را روی تابلو منعکس کند.

در عالم موسیقی نیز مبنا همین است؛ موسیقیدان کسی است که بتواند آهنگ درونی خود را، با استفاده از ابزار و فناوری و آلات موسیقی، به شنونده عرضه کند. این موسیقی، در عین برخورداری از اصول و قواعد مشخص، بیانگر احساس درونی آهنگساز نیز است و نتیجه‌اش این می‌شود که آن اثر هنری در دیگران ایجاد حالت و احساس خاصی را می‌کند.

 


برچسب‌ها: معماری, مقالات و عکس, هنرهای سنتی, ایران هنر
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/٢٠
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

 

به طورخلاصه دراین مطلب درباره مقاوم سازی ساختمان ها ی قدیمی ، بتنی ،اسکلت فلزی میخوانید . دربخش دوم درباره کلاس آموزشی اخلاقمعماری؛امروزواینجااطلاع رسانی شده که تاسی مهر ماه مهلت دارد  . با تشکرازتوجه شما فربد


کارگاه آموزشی اخلاق معماری؛ امروز و اینجا برگزار می‌شود

پژوهشکده هنر کارگاه آموزشی { اخلاق معماری؛ امروز و اینجا } را ویژه دانشجویان معماری و شهرسازی برگزار می‌کند.

این پژوهشکده با هدف ارتقاء و تقویت دانش نظری دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های معماری و شهرسازی ، ‌ دوره آموزشی { اخلاق معماری ؛ امروز و اینجا } را با حضور دکتر سید حسین معینی برگزار می‌کند.

این دوره آموزشی در چهار جلسه از ابتدای آبان ‌ماه سال جاری در روزهای سه‌ شنبه از ساعت هفده برگزار خواهد شد.

پژوهشکده هنر در پایان این دوره آموزشی به شرکت‌کنندگان ، گواهی شرکت در دوره اعطا خواهد کرد.

علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و یا ثبت‌نام در این دوره آموزشی می‌توانند از روز دهم تا سی مهرماه با پژوهشکده هنر به شماره‌ها ۲-۶۶۹۵۶۱۹۰ تماس بگیرند یا به آدرس تهران، خیابان ولی‌عصر (عج)، بالا‌تر از تقاطع امام‌خمینی (ره)، نبش کوچه شهید حسن سخنور، شماره بیست و نه مراجعه کنند.

=================================

جلسات مجازی اسکیس در وبلاک زیر درحال شروع میباشد برای پی گیری ار لینک زیر پی گیری کنید .

آموزش طراحی

===============

مقاوم ‌سازی ساختمان در برابر زلزله

 

منبع : همشهری

مقاوم ‌سازی در مورد ساختمان ‌های بسیار قدیمی که عمدتاً متشکل از دیوار باربر و بعضاً همراه با یک نیمه اسکلت فلزی هستند به علت هزینه‌ های بالا و مشکلات اجرائی اگر محال نباشد به غیرممکن نزدیک است.

مقاوم سازی در مورد ساختمان‌های نیمه قدیمی و بعضاً جدیدتر، که به صورت اسکلت بتنی اجرا شده، به علت پوشش میلگرد در داخل بتن و عدم دسترسی آسان به آن و عدم وجود مصالحی که به راحتی به بتن اتصال یابد، تشخیص موارد ضعف و همچنین مقاوم‌سازی آن بسیار مشکل بوده و اجرای ورق و پروفیل فلزی جوشکاری شده روی اسکلت بتنی به صورت وصله و پینه راهگشا نخواهد بود ، هرچند در کیفیت و مقاوم بودن بتن مصرفی نیز باید جداً شک نمود.

درعکس زیر میتوانید موارد مشابه که توسط{ فربد مدیر سایت } عکس برداری شده را ببینید . متاسفانه این روال چند سالیست که به عناوین مختلف انجام میشود

در ساختمان ‌های اسکلت فلزی به علت ماهیت آن ، اجرای مقاوم‌سازی عملی‌تر است ، لیکن به دلیل هزینه زیاد و تخریب قسمت‌های زیادی از نازک کاری و سفتکاری برای دسترسی به تیرها و ستون‌ها و اتصالات ، و همچنین چند واحدی بودن ساختمان‌ها و عدم حصول توافق هماهنگ در این مورد بین مالکین واحدها ، معمولاً از اجرای آن اجتناب می‌ورزند ، و در صورت اجرا نیز رسیدن به یک نتیجه ایده‌آل ممکن نمی‌باشد .

در این‌ گونه موارد ، گزینه بهتر، تخریب و نوسازی کامل ساختمان می‌باشد . به هرحال وضعیت فونداسیون و مقاومت آن در برابر نیروی زلزله نیز باید بررسی گردد

بنابر مطالب فوق‌ الذکر، مقاوم‌ سازی در مورد ساختمان‌ های خصوصی ، عملاً در سطح کلان مطرح نمی‌باشد و ساختمان‌های عمومی ، مخصوصاً مدارس و بیمارستان‌ها ، حائز اهمیت بیشتری هستند .

به طور مثال اگر زلزله نسبتاً شدید در ساعت یازده صبح اتفاق بیفتد در ساختمان‌های مسکونی قدیمی که عمدتاً به صورت دو طبقه مسکونی می‌باشند، تعداد 4 الی 5 نفر ساکن هستند در حالیکه در یک مدرسه بین سیصد الی هشتصد نفر در حال تحصیل می‌باشند و چنین اتفاقی در این‌گونه ساختمان‌ها، فاجعه جبران‌ناپذیری را در پی خواهد داشت. پایان مطلب


برچسب‌ها: معماری, نقش رنگ در معماری, هنرهای سنتی, نما چوب
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳۱
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

نمایشگاه امسال (1391) با 30% رشد نسبت به نمایشگاه گذشته برگزارشد .

شرکت کنندگان محصولات ، تولیدات ، فن آوری و خدمات خود را به نمایش گذاشتند .

تولیدملی ،استاندارد جهانی ،صادرات ایرانی

شعارنمایشگاه صنعت ساختمان

( متاسفانه به نظر بنده پراکندگی سالنها و مشخص نبودن چیدمان سالنها یا نبود یک نقشه جدید و واضح خیلی باعث سردرگمی میشد

به دنبال شرکت یکی از دوستان بیش از یک ساعت زمان گذاشتم و هر بار از سالن دیگری بغیر از سالن 37 سردر می آوردیم .

شاید باید به اطلاعات می رفتم .. )

این نمایشگاه محیط خوبی بود برای شرکت های تولید کننده سرامیک ، کاشی و مواد آببندی و بند کشی .

چند شرکت هم محصولات خارجی و وارداتی خود را در زمینه استخر و جکوزی و سونای خشک به نمایش گذاشتند .

( نمایی از رنگ جدید سونا با پایه آب ، ضد رطوبت ، آنتی باکتریال ، مقاوم در برابر حرارت بخار ، بدون تغییر رنگ )

عناوین خبر های منتشر شده :

1 - داریوش پاک بین ˈروز شنبه درمراسم گشایش دوازدهمین نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان که با حضور ˈ محمدرضا رحیمی ˈ معاون اول رئیس جمهوری و جمعی از نمایندگان مجلس درمحل دایمی نمایشگاه ها برگزار شد، افزود:

در این نمایشگاه نمایندگانی از 20 کشور جهان و 210 شرکت خارجی شرکت کرده اند که نشان از عدم تحریم جمهوری اسلامی ایران از سوی کشورها است. ادامه دارد کلیک کنید

ادامه دارد

 

2 - دوازدهمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت ساختمان امروز با حضور رحیمی معاون اول رئیس‌جمهور، برخی نمایندگان مجلس، سفرای خارجی و مدیران و مسئولان انجمن‌ها و اتحادیه‌های تعاونی افتتاح شد.

ادامه دارد

 

3 - دوازدهمین نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان تهران با حضور 32 کشور 16 تیر شروع به کار می کند.

 

دبیرکل اتاق تعاون مرکزی ایران درنشست خبری این نمایشگاه گفت:در این دوره از نمایشگاه،شرکت های معتبری از 32 کشور آسیایی ، آفریقایی و آمریکایی حضور و 150 شرکت داخلی نیز مشارکت فعال خواهند داشت . ادامه دارد

 

 


برچسب‌ها: ایران هنر, هنرهای سنتی, معماری, رشته صنایع چوب
تاریخ : ۱۳٩٠/۳/۳۱
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات ()

برگزاری سیزدهمین دوره آزمون‌های ادواری رشته‌های مهارتی در همدان 

 تزئینات پنجره‌های ارسی حسینیهٔ امینی‌ها ، قزوین

 برگزاری سیزدهمین دوره آزمون‌های ادواری رشته‌های مهارتی در همدان

خبرگزاری موج - اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان سیزدهمین دوره آزمونهای ادواری رشته‌های مهارتی فرهنگی و هنری کاردانش سراسرکشور را برگزار می‌کند.


برچسب‌ها: گره چینی, ایران هنر, هنرهای سنتی, پنجره ارسی
آخرین مطالب
   
 
گروه فن و هنر ایران زمین با مدیریت برادران حیدری در زمینه ساخت ، هنر های اسلامی و ایرانی ، طراحی و ساخت انواع گره چینی و ارسی ، رنگ و استفاده از نانو فناوری در مقاوم سازی چوب ، سفال ، چلنگری ، منبت ، معرق ، ساخت انواع مصنوعات چوبی ، برش تخته ، دکوراسیون سنتی ، کلاسیک ،طراحی روستیک و ... مشغول به فعالیت هستند . این گروه تشکیل شده از جمعی از نخبگان و هنرمندان در رشته های هنری ، تمام افراد این گروه در کارخود متخصص و مهارت دارند .